این ۹۸ لعنتی

هرچند که بشدت تصمیم دارم ، خیلی وارد خاطره نویسی نشم ، اما دیدم بد نیست برای شروع مجدد ،از مواردی حرف بزنم .

سال ۹۸ برای همه ما سال تلخی بود ، پر از اتفاقای بزرگ و کوچیکی که کام هممون رو تلخ کرد اما با تمام اینکه من هم مثل همه ناراحت این اتفاقا بودم امسال برای من سال متفاوتی بود ، متفاوت از این حیث که یکی از مهمترین تصمیم های زندگیم رو گرفتم ، اون هم زندگی و در ادامش کسب و کار به سبک فریلنسری .

شاید تا یک سال قبل اگر از من میپرسیدین که میخوای این مدلی زندگی کنی شاید میگفتم نه اما آشناییم با حوزه فین تک و به طبع اون آدم های این حوزه و اطمینانی که اونها بمن کردن زندگی من رو به این سمت آورد .البته تجربه زندگی توی یک فضای‌کار‌اشتراکی و پیدا کردن دوستای جدید چیزی بود که بیشترین تاثیر روی من داشت .

قدیم ترها از کسی شنیدم که :

تجارت یعنی پیدا کردن آدم ها

این حدود یک سالی که من توی این فضا وارد شدم دقیقا این مفهوم رو کاملا درک کردم ، چیزای عجیبی دیدم که برای خودم هنوز قابل هضم نیست ، خوبی دیدم ، بدی دیدم ، بالا دیدم ، پایین دیدم اما با تمام این موارد مهمترین چیزی که بهش رسیدم همین جمله بود .

همونطور که گفتم خیلی نمیخوام وارد فاز خاطره نویسی بشم ، چرا که بیشتر بخوام بنویسم تبدیل میشه به خاطره .

امسال درسته که سال تلخی بود برای هممون اما عجیب باعث تغییر توی من شد ، سال جدید رو امیدوارم قوی تر به اتمام برسونم و اینکه آخر سال ۹۹ وقتی که دارم دوره سالی که گذشت رو میکنم بنویسم ، امسال کمترین میزان هدررفتگی رو داشتم .

سلام دنیا!

بعد از مدتها دوباره برگشتم به نوشتن اما اینبار با تجربه های متفاوت تر . اگه بخوام دقیق بگم این سومین بازگشت من به دنیای وبلاگ نویسی با این تفاوت که هربار چیزای جدیدی به دنیام اضافه میشه و این بار با کلی دغدغه مندی برگشتم .

این اولین نوشته رو قرارش بدین بعنوان چرک نویس تا یکم قیافه اولیه مدنظرم رو اینجا روبراه کنم کامل بگم از اتفاقای گذشته .