چی‌شد که برنامه‌نویس شدم ؟

اگه حقیقتش رو بخواین من به شدت آدم تنبل و البته عشق کتاب بوده و هستم . برای همین همیشه دنبال این بودم که کارهامو به ساده ترین روش حل کنم ، که گاهی ممکن میشد و گاهی نه .

توی این چند سال تا قبل از شروع به کار رسمیم به عنوان برنامه نویس ، کارهای مختلفی رو هم تجربه کردم اما آخرش وقتی با خودم حساب کتاب کردم دیدم من آدم هرکاری نیستم هرچی فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم که میخوام توی زندگیم دقیقا چیکار کنم .

راستش من از بچگی از چنتا چیز به شدت خوشم میومد ، یکیش کتاب بود ،یکیش حله مسئله یا دقیقتر بخوام بگم حل چالش هایی که ممکن توی کاری پیش بیاد به نوعی خیلی اهل تکرار رو انجام یسری کارای روتین نبودم به جاش ترجیح میدادم و البته هنوزم میدم که چالشی رو یکبار حل کنم و بعد هم برم سراغ یه چالش جدید . این قضیه برای من به نوعی بود و البته هنوزم هست به شدت برام لذت بخشه و خب رشته مهندسی کامپیوتر هم پر از چالش و حل مسئله.

خب زمانی که موقع انتخاب رشته دانشگاه بود من علاقه شدیدی به درس فیزیک داشتم البته هنوزم به فیزیک علاقه عجیبی دارم و تصمیم داشتم که حتما رشته فیزیک بخونم اما خب به دلایلی که بالاتر گفتم انتخابم شد رشته کامپیوتر با گرایش نرم افزار .توی دانشگاه تا چند ترم اول برام قضیه جدی نبود اما از حدود ترم سه به بعد که با اپن سورس آشنا شدم برام جدی‌تر شد .

توی زمانی که داشتم با مفاهیم برنامه نویسی آشنا میشدم بارها برام همه چی غیر قابل تحمل میشد به حدی که حتی از اینکه اومدم به این رشته کاملا منصرف میشدم اما به توصیه استاد مبانی کامپیوترم مدل خوندم رو عوض کردم .

برای اینکه شما بتونین وارد دنیای برنامه نویسی بشین و توش موفق باشین باید قبل از هرچیزی فاندمنتال یا مفاهیم پایه ای رو خوب بشناسین .

درکنار این برای شروع ساده‌ترین و سریع‌ترین و البته دارای درآمد بودن خوندن css ، html و جاوا اسکریپ و درنهایت خوندن یکی از فریمورک های جاوااسکریپ مثل React ، که شمارو در پایه ای ترین حالت تبدیل به یک توسعه دهنده فرانت اند میکنه .بعد از اینکه به فرانت اند مسلط شدین به مرور و درصورتی که خواستین میتونین وارد قسمت های دیگه هم بشین که البته یادگیریشون سخت نیست.

این پروسه از نظر بازه زمانی در طولانی‌ترین زمان حدود شش ماه طول میکشه ولی بعد از این دوره میتونین تصمیم جدی بگیرین که واقعا میخواین توی این رشته باقی بمونین یا به قول یکی دیگه از استادهام وقتشه که هدفتون رو عوض کنین و برین دنبال یه رشته و شغل دیگه .

این مطلب رو نوشتم که بگم مهم نیست شما با چه هدفی ،چطوری و چه موقع شروع به یادگیری میکنین مهم اینه که اگه واردشدین هم اصولی واردشین هم مطمئن چون توی بازه از زمان هستیم که آدم ها کمتر میتونن اشتباهاتشون رو جبران کنن.

کرونا و لذت تماشای اپرا

در دوران قرنطینه برای مقابله با بیماری کرونا در نقاط مختلف دنیا سرویس هایی رایگان شدند تا مردم از اونها استفاده کنن و روزگار قرنطینه برای اونها راحتر بگذره . یکی از این سرویس ها ، سرویسی بود که موزه مترو پلیتن ، امکانش رو فراهم کرد و اون هم پخش شبانه یکی از اپراهای معروف اجرا شده در این مجموعست .

(The Pearl Fishers) نوشته موسیقیدان فرانسوی جورج بیزت

برای من ماجرا از اونجایی شروع شد که برنامه کتاب باز مهمونی رو دعوت کرد که هرچند برخلاف حرف و حدیث هایی که پشت سرش هست [البته توی شغل اونها این مسئله کاملا طبیعی به حساب میاد ] توی مصاحبش با سروش صحت حرف جالبی رو زد :

وقتی میرم خارج برعکس خیلی از مردم ، منرو میتونین توی سالن های نمایش و اپرا پیدام کنین . من خیلی از نمایشنامه های بزرگ ، خیلی از اپرا های معروف رو دیدم .

خب این جمله برام زمانی جذابیت بیشتری پیدا کرد که مونولوگ همت رو از حفظ هم اجرا کرد برای همین تصمیم گرفتم برم و یه نمایش که حداقل برام جذاب باشه رو ببینم . باید اعتراف کنم که دیدمن نسبت به هنر همیشه سلیقه شخصیم بوده و اگر اثری باب میلم نبوده باشه با حفظ احترام به خالق اون اثر اصلا بهش توجه نمیکردم .

در کنار اینکه مسئله زمان و هزینه هم برام همیشه جز دغدغه هام بوده ، برای همین اپرا هیچوقت برام مهم نبود تا اینکه این مصاحبه تلویزیونی برام حس تماشا این مدل از هنر رو زنده کرد [ البته درست ترش اینه که بگم فضولیم گل کرد ببینم اپرا یعنی چی (: ]

به لطف خونه نشینی ، فرصت تماشای اپرا رو بدست آوردم ، از بین اپراهایی که تماشا کردم بعضی برام به شدت جذاب بودن ،بعضی حوصله سر بر ، اما در مجموع بین انتخاب تماشا یا عدم تماشا قطعا تماشای اپرا رو انتخاب میکنم. این ماجرا برام فرای اینکه بسیار برام لذت بخش بود و اینکه هرچند با اوضاع این روزها شاید به این زودی ها نتونم از نزدیک شاهد اجرای اپراهای به نام باشم اما قطعا توی روتین زندگیم حتما این رو قرار میدم که حداقل به کمک اینترنت سالی یکی دوتا از اپراهای معروف رو ببینم .

پی نوشت : لازمه که بگم من خودم رو شخص کاربلد در حوزه هنر نمیدونم و این نوشته صرفا تجربه شخصی خودم از تماشای یک اپراست ، پس اگر باهاش مخالفین سخت نگیرین .

پی نوشت ۲ : اون شخصی که ازش نقل قول کردم شاید آدم درستی باشه شاید غلط ، زمان همه چیز رو مشخص میکنه ، ولی به قول قدیمیا :

آدم باید چیز خوب رو از هرکسی یاد بگیره ، حتی اگه اون شخص دشمنش باشه .

پی نوشت ۳ : امیدوارم البته اینترنتی باقی بزارن چون اینطور که بوش میاد به قول جادی ، صاحبامون تصمیمشون جدیه که اینترنت رو کلا جمعش کنن و عملا اینجارو تبدیل به بزرگترین زندان سراسری دنیا بکننش .