سرنامه مشهد

به طرز جالب و باور‌نکردنی من امسال همش توی سفر بودم ، اما بنا به ملاحظاتی اولینش که به کیش بود و آخرینش به مشهد رو برای شما بازگو میکنم (:

من نمیتونم بگم که حتماً آدم خیلی مذهبی هستم اما مشهد برام از نظر آرامشی که داره همیشه نسبت به بقیه شهرهایی که رفتم فرق داشته و داره [البته بنظرم میشد یچیزایی بهش اضافه کرد، مثل موسیقی نه از هر سبکی ، مدلی چون یکسری ارزش‌ها و حرمت ها با دادن بعضی از مجوز ها بیشتر میشه تا ندادنش ولی من در مقامی نیستم که بخوام بگم این کار درسته یا نه پس هیچی (: ]

این سفر به چند دلیل برام پیش اومد اما شاید مهمترینش شرکت در یک مراسم سالگرد ختم یکی از اقوام دور بود (خودم هم نمیدونم چرا منو دعوت کردن ، ولی رفتم ) . نمیخوام خیلی وارد جزییات بشم اما گفتن از یسری تجربیات خالی از لطف نیست .

اول از همه بگم که ارزون سفر کردن شاید ی توانایی باشه برای خیلیا اما من یکی حتی توی ارزون سفر کردن هم برام یسری از نکات مهمه ، مثلاً هتلی که گرفته بودم یکی از هتل های ارزون قیمت بود و به نسبت پولی که میدادم خدماتی که میداد مناسب بود اما رفتار پرسنلش بشدت آزار‌دهنده میشد طوری که توی رتبه بندی گوگل مجبور شدم چند بار از امتیازی که اول داده بودم کم بکنم .

دوم ، توی شهری مثل مشهد که شاید تو ذهن همه خلاصه میشه به چنتا موقعیت خاص مثل حرم رضوی ، مراکز خرید مراکز تفریحی بخصوص مثل ، شاندیز و طرقبه پیدا کردن خونه باغ قدیمی میشه درحکم یا شانس یا اقبال ، جایی که توش میشه چند ساعت بدون دغدغه و در کمال آرامش گذروند .

پیدا کردن عمارت داروغه امسال برای من خیلی خوب بود ، نمیدونم شاید قبلاً کسایی اونجا رفته بودن و اونو میشناختن ، بصورت خلاصه اگه بخوام بگم اگه رفتن مشهد و دنبال یچیز جدید بودن فرای چیزهای همیشگی دنبال خونه باغ‌های داخل مشهد بگردین .

تبصره : امیدوارم همیشه همینطور بمونه تا چند سال بعد شکل کلاهبرداری پیدا کنه

نمیدونم شاید من فقط اینجوریم یا بصورت طبیعی این یک مشکل طبیعی که وقتی از یک شهر به شهر دیگه ای میرم حداقل تا ۱۲ ساعت اول فقط باید استراحت کنم تا به محل جدید عادت کنم برای همین هرچقدر موندن در مرکز شهر که همون حرم رضوی میشه بهترین هدیه به حساب میومد رفتن به حوالی شهر مثل وکیل آباد برای من جز عذاب های آسمانی به حساب اومد به شما هم این پیشنهاد رو میکنم که تا ۱۲ ساعت اول هیچ کجا نرین وگرنه مثل من میرین روی حالت بدوبیره گویی به نظام طبیعت و بشریت (:

همونطور که گفتم بیشتر از این بخوام بگم نوشتم تبدیل میشه به اضافه گویی که خوشایند نیست و از طرفی برای خودم هم توصیف بیش از حد جذاب نیست .

راستی یک پیشنهاد موسیقیایی : ترانه گلنار از علی زند وکیلی رو هم توی سفر به مشهد فراموش نکنین که بسیار می چسبه .

سفرنامه کیش

این نوشته رو به این دلیل نوشتم چرا که میخواستم قبل از اینکه سفرنامه طور باشه میخواستم از دیده هایی باشه که اونجا دیدم ، این‌ام بگم که من اصلاً نویسنده خوبی نیستم پس اگه ایراداتی از نظر نوشتاری داره به بزرگی خودتون ببخشید

در چند روز گذشته بصورت کاملاً اتفاقی برای اولین بار سفری رفتم که خودم تنها بودم و دغدغه ای از مدل سفرهای کاری نداشتم ، حتی به واقع میتونم بگم این اولین سفرم تنهایی بود که به خرج خودم رفتم . حسی که از این سفر دارم و داشتم چیزی که برام وصف نشدنیه ، اینم بگم من تقریباً ۲۰ سالی میشه که لب دریا نرفته بودم و عجیب تمام مدت لب آب داشتم سر میکردم .

سفر من از روز چهارشنبه صبح با هواپیما شروع شد. بلیت رو از شرکت هواپیمایی کیش ایر گرفته بودم ، حالا بماند که تقریباً سه ساعتی پرواز رفت تأخیر داشت تا پرواز شروع بشه ولی در مجموع نمره قبولی با ارفاق میشه بهش داد و تقریباً با حذف پروسه پروازی حدود ساعت ۱ به هتلی که از قبل رزرو کرده بودم رسیدم .

اقامت من به مدت دوشب و سه روز یا به عبارتی از روز چهارشنبه صبح تا جمعه ساعت ۱۲ ظهر توی گراند هتل کیش طی شد ، در رابطه با هتل باید بگم که با توجه به قیمت هر شب و امکاناتی که در اختیار میزاشت و فاصله تا مرکز شهر و دریا بهش نمره قبولی میدم ولی از نظر من چنتا نقد به این هتل وارده که به مرور می گمشون .

از شهر اگه بخوام بگم میشه به تمیزی فوق‌العاده ، هوای عالی و خنک ، تعداد زیاد مراکز تفریحی و مراکز خرید ، فرهنگ بالا شهروندی { بطوری که هر مسافری هم مجبور میشه خودشو وفق بده با محیط}،کاملاً آروم ، امن برای جنسیتی حتی میشه گفت شهری کاملاً شاداب {حسی که توی کیش دارین حسی مثل تهرانه ، با اینکه ممکن اهل اونجا نباشین اما خودتون مال اون شهر میدونین با این تفاوت که تهران بشدت تبدیل شده به یک عزاخونه واقعی و هر روز هم داره بیشتر میشه } شهر اشاره کنم اما شاید مهمترین نکته‌هایی که نباید ازشون بگذرم یکی قیمت های بشدت بالا داخل شهر بود به نحوی که برای بعضی از اقلام حساب که میکردی تهران ارزون تر تموم میشد از لحاظ قیمت و اینکه این شهر با تمام جذابیت هایی که داره باید براش گریه کرد، به خاطر سیاست‌های (ج.ا) باید اینقدر در مقاسه با رقیبش دوبی ضعیف بمونه .

این چیزی که خیلی از مسئولین (ج.ا) باید راجع بهش توضیح بدن البته اگه براشون مهم باشه . وقتی که هواپیما داره از روی آسمون کیش رد میشه میشه بوضوح حجم بی‌کفایتی رو دید وقتی که نزدیک به ۷۰ درصد جزیره هنوز بیابونی ولی دوبی روز به روز داره توسعه داده میشه درصورتی که کیفیت جغرافیایی کیش رو میشه گفت نداره ، دیگه مابقیش بماند که دردسر نشه .

اما در رابطه با هتل مورد اولی که به نظرم جالب نبود اینکه هتل از سه وعده غذاییفقط دوعده صبحانه و ناهار رو داشت و برای شام باید از طریق کافی شاپ خرید میکردم اون هم فقط فست فود ، مورد بعدی که برام مورد توجه بود اینکه من بعنوان مسافر هیچ دوست ندارم داخل هتل با انواع پیشنهاد های تفریحی روبرو بشم ترجیح میدم یا از قبل هزینه‌های این قبل تفریحات رو روی هزینه اتاقم پرداخت کنم بصورت انتخابی و یا اینکه خارج از محل هتل جایی برای خرید بلیط همچین تفریحاتی باشه ، تا یادم نرفته این‌ام بگم دید هتل تقریباً به جز چنتا اتاق مشخص محدود به نمای هتل روبرویی شده که اصلاً جالب نیست ولی خب ممکن توی هزینه اتاق تأثیر داشته باشه .

در رابطه حمل و نقل هم باید به این اشاره کنم که تاکسی تقریباً وسیله لوکسی به حساب میاد نسبت به اتوبوس چرا که شما با حداقل قیمت یعنی ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تومن میتونین توی کل شهر بچرخین اما برای تاکسی نسبت به موقعیتی که هستین و تاجایی که میخواین برین از حدود ۸۰۰۰ هزار تومن به بالا کرایه تاکسی متغیره . البته اگر نیاز به ماشین برای راحتی بیشتر دارین تقریباً توی تمام شهر میتونین از دفاتری که ماشین کرایه میدن ، ماشین کرایه کنین که هزینش متغیره نسبت به ماشینی که انتخاب میکنین .

اما به جرعت میتونم بگم ارزون ترین و یکی از بهترین تفریحات دوچرخه سواری با پیست اختصاصی که بشدت می چسبید بود بعد از وچرخه سواری هرکدوم از تفریحات مثل غواصی ، پاراسیل و … از ۱۰۰ هزار تومن بیشتر بود بلیطش علاوه بر اینکه برای عکاسی توی هر کدوم از این مواردی که گفتم این مبلغ دوبرابر میشد . راستی تفریحات زیر ۱۰۰ هزار تومن و در رده متوسط هم بودن مثل کروز تفریحی که حداقل برای من که جذابیتی نداشت .بطور کلی قیمت ها چه برای تفریحات چه برای خرید سوغاتی حتی خرید های مرسوم تر که ممکن جز برنامه سفر نباشه میتونم به جرأت بگم اگه بیشتر از تهران نبودن برابری میکردن .

پرواز برگشت رو هم جا داره بگم که اون هم با تأخیر حدوداً دوساعته بود انجام شد اما از نظر کیفی میتونم بگم که از پرواز رفت خیلی بهتر بود و نمره قابل قبول میشه بهش داد .

در مجموع میتونم بگم این سفر برای من یکی از با‌ارزش ترین سفرهایی بود که توی این چند سال رفتم چرا که خیلی از چیزهایی که این چند سال باهاش دست و پنجه نرم میکردم باعث شد فراموش کنم برام با‌ارزش بود چرا که اولین سفری بود که تنها رفتم بدون اینکه هدفی پشتش باشه حتی بهم کمک کرد بتونم هزینه هامو مدریت کنم چیزی که به لطف سفرهای کاری همیشه غیر ممکن بود برام و در نهایت کمکم کرد تا دیدم به خیلی از مسائل تغییر کنه ، درنهایت هم تمامی حرف‌ها و مطالبی که بالا گفتم صرفاً دیدگاه شخصی خودم بود نه سفرنامه طور اگه پس به بزرگی خودتون ببخشید .

چیشد که دوباره برگشتم

من اگر بخوام خودم رو در زمینه شغلیم تعریف کنم ، به خودم عنوان توسعه دهنده میدم .توسعه دهنده کسیه که کارش گسترش دادن هر چیزی میتونه باشه در مورد من شغلم توسعه پروژه ها و کارهایی که دوستشون دارم . این وبلاگ hadii.net هم یکی از همین پروژه هاست . همونطور که قبلاً هم گفته بودم وبلاگم قبلاً روی وردپرس کار میکرد اما به دلایل مختلف مثل نداشتن امکان توسعه و هزینه‌های نگهداری و از طرفی خودم هم به خاطر شرایط روحیم علاقه‌ای به وقت گذاشتن براش نداشتم . همچنین مدتها بود که دنبال یک قالب ساده میگشتم که نیازی به تنظیمات خاص نداشته باشه و همه حرفی رو که میخوام بزنم بدون ظواهر اضافی به مخاطبم نمایش بده که قالب lanyon چشمم رو گرفت . مدتها هم بود که میخواستم دست به کارشم تا اینکه بالاخره تصمیمم رو گرفتمو دست به کار شدم . این قالب در دو فرمت jekyll و hugo وجود داره که به خاطر پرفورمنس بهتری که hugo از خودش نشون داد شد گزینه انتخابی من .

پرفورمنس بهتر یعنی سرعت عملی که نسبت به jekyll در رندر کردن صفحات داره ، قالب‌های بیشتری که براش وجود داره و همچنین ساده‌تر بودن امکان توسعش نسبت به jekyll

آینده ای که پیش رو داریم :

مسلماً در آینده اگر زمان و حوصلش برام بمونه چیزی که برام قطعیه آینه که این پلتفرم گزینه ای که وبلاگم باهاش توسعه پیدا میکنه و شاید روزی برسه که از این حالت استاتیک به یک وبلاگ داینامیک تبدیلش کنم.

سلام دنیا دوباره

بعد از مدتها تصمیم گرفتم تا دوباره این وبلاگ رو راه اندازی کنم .بلاگ قبلیم که بر روی وردپرس بود و به دلایل مختلف امکان نگهداری و توسعش برام دیگه مقدور نبود به لطف دوستان تقریبا نابود شد D: این وبلاگ رو فعلا برای اینکه مرجعی داشته باشم روی گیت شروع میکنم و در آینده اگه امکانش بود توسعش هم میدم ولی چیزی که ازش مطمئنم اینه که تکنولوژی و قالبی که برای این وبلاگ استفاده کردم همون چیزی که در آینده هم ازش استفاده میکنم . نکته آخر و یا بهتر بگم نکات آخر هم اینکه ، اول از همه سورس این قالب بر روی گیت قرار میدم تا همه بتونن ازش استفاده کنن و به توسعش کمک کنن ، و اینکه بر خلاف رویکرد قبلیم توی وبلاگ قبلیم سعی میکنم فرای بعضی از مطالب که بیشتر جنبه خاطره نویسی داره بیشتر تخصصی تر باشه و از مطالبی باشه که کمتر ازش حرف زده میشه .

با تقدیم احترام

هادی