برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم

این روزا که حرف از بیت کوین و اهمیت بیت کوین زیاده مقاله ای منتشر شده با این عنوان: (برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم ) که به مقایسه راجع به ساختار بیت کوین و تفکرات اقتصادی مارکس پرداخته ، این مقاله رو بدون تغییر باز نشر میکنم .


برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم

با شنیدن تمام داستان ها درباره بیت کوین و بلاک چین این روزها ، شما حتما فکر میکنید که مشکلات دنیای مدرن ما حل خواهد شد .

وب ۳ در حال ظهور است و هیچ یک از صنایع ، دولت ها ، بهداشت عمومی ، مالی و یا خرده فروشی ها مانع آن نخواهد شد .

آنتونیو گارسیا مارتینز میگوید :

درمان بیماری‌های اجتماعی ما در یک آینده‌ی۰هنوز-رخ-نداده(اختراع نشده!!!) نهفته است، نه در یک گذشته‌ی فراموش شده!

چیزهای زیادی است که ما میتوانیم از تاریخ بیاموزیم –به حدی که میتوانیم تکنولوژی های جدید را از ان بیاموزیم.

و این دلیلی است که من به مارکسیسم علاقمند شدم تا درک کنم که بیت کوین واقعا چه چیزی است .

مطالعه مستندات ساتوشی:

ماه پیش من نشسته بودم و مستندات  اصلی ساتوشی ناکوموتو درباره بیت کوین را مطالعه میکردم ،ذهنم واقعا متحیر شده است این یک کار قابل توجه است .

و من هنوز تعدادی سوالات بدون پاسخ دارم :

  • چه حوادثی بر ایده پشت بیت کوین تاثیر گذاشت ؟
  • چرا طراح بیت کوین سعی در مخفی نگه داشتن هویت خود دارد ؟
  • آیا بیت کوین چیزی است که ساتوشی واقعا می گوید ؟

همانطور که در سوالات بالا منعکس شد ، من به بینشی معتقد هستم که مرتبط با هردوی مارکس و ساتوشی است :

“نابغه خلاق است، اما پیش بینی نمی کند.”

به این ترتیب، هر دو مارکس و ساتوشی چشم انداز منطقی و خوبی از آینده را بیان می کنند. اما نه توانایی پیش بینی کردن اینکه چگونه ایده های آنها بر دیگران تاثیر می گذارد یا اجرا می شود. و همچنین نمی توانند خلاقیت خود را کنترل کنند.

نوابغ اکثرا مستبد هستند :

ایده های مارکس در مورد کمونیسم و اقتصاد تحت تاثیر محیط پیرامون او قرار به وجود آمدند.  – ترس از صنعتی شدن؛ تکنولوژی جدید ، کارگران را بی فایده می کند.

اصطلاح “Luddite” به یک گروه واقعی از زمان اشاره دارد که علیه تکنولوژی جدید هستند. این تغییرات و نابرابری های بزرگ بین کارگران ، مارکس را به انتقاد از سرمایه داری وادار کرد و به جای آن یک سیستم اجتماعی پیشنهاد ارائه میداد.

Bitcoin همچنین محصول محیط  است. اسناد Satoshi  که برای اولین بار در سال 2008، کمی بعد از رکود 2007، منتشر شد ، همین ایده را مطرح کرد . این رکود اقتصادی موجب کاهش اعتماد عمومی به نهادهای مالی شد که تا به امروز هنوز هم ادامه دارد. بنابراین، ایده برای دور زدن موسسات متولد شد.

از بین بردن مرکزیت :

مارکس و ساتوشي با مشكلات مربوط به آنها به روشي مشابه برخورد كردند. مارکس از یک سیستم بی خانمان، که در آن کارگر ابزار تولید را کنترل می کرد، حمایت کرد.در این سیستم  مالکیت خصوصی در مقابل  مفهوم مالکیت جمعی قرار گرفته و حذف می شود .

بدیهی است، این حذف شدن در کشورهایی که کمونیست ها بر قدرت دست داشته اند اتفاق نیافتاده است – و در نتیجه مخالفتی شدیدی با این نظام صورت گرفت .

Satoshi به دنبال حذف واسطه های مالی – بانک ها و شرکت های کارت اعتباری بود که  جریان مالی جهان را کنترل می کند. در عوض، یک شبکه peer-to-peer ایجاد کرد، بدون اینکه دارای مرجع مرکزی باشد. شبکه با دقت ساخته شده تا هیچ یک از بازیگران نتوانند بر معاملات  تاثیر بگذارند.

شیطان در جزیيات :

ایده اصلی که ساتوشی برای بیت کوین در نظر گرفت با آنچه واقعیت امروز است متفاوت است .در اسناد بیت کوین که به شرح زیر امده است توجه کنید :

“یک نسخه صرفا یکپارچه از پول نقد الکترونیک اجازه می دهد که پرداخت آنلاین به طور مستقیم از یک طرف به دیگری بدون رفتن از یک موسسه مالی انجام شود.”

این مسئله در حالی که لزوما اشتباه نیست اما به این معنی نیست که امروز بیت کوین با این روش مدیریت می شود .

ساتوشي قادر به پيش بيني مشکالت بيت کوين در برابر ميليون ها تراکنش نبود. هزینه های خرید و فروش بیت کوین، و نیز عدم توانایی شبکه برای سرعت بخشیدن به معاملات، طبیعت خود را تغییر داده است. در حال حاضر بیت کوین کمتر به عنوان یک روش پرداخت و بیشتر به عنوان یک فروشگاه ثروت دیجیتال استفاده می شود.

موارد استفاده اصلی Bitcoin در حال حاضر به عنوان یک ابزار سوداگرانه (بسیاری از معامله گران با نوسان قیمت های بزرگ جذب می شوند) و به عنوان یک “طلا دیجیتال” است . اینطور نیست که ساتوشی از ابتدا این مسئله را پیش بینی می کرد.

همانطور که در بالا ذکر شد، مارکس نیز پیش بینی نمی کرد که چگونه از ایدئولوژی خود می تواند برای دستکاری و بهره برداری از جمعیت استفاده کند. ایده یک اقتصاد بی خانمان، در عمل، توتالیتاریسم شد. پوپولیست  که ادعا می کرد که بهترین منافع کارگران در دارد، به قدرت برسد .

میراث آنها:

با این حال، هر دو تفکر بیت کوین و مارکسیست در فرم های جدید، همچنان زندگی می کنند.

مارکسیسم چندین جنبش کارگری در ایالات متحده را تحت تاثیر قرار داد و انتقادات مارکس از سرمایه داری هنوز هم توسط اقتصاددانان و جنبش های مردمی مطرح شده است. اگرچه، چندین کشور، دموکراسی های اجتماعی را به وجود آورده اند که شکل کلی تری از سرمایه داری را تبلیغ می کند.

در مورد بیت کوین، آینده آن در حال حاضر در مقابل ما قرار دارد. این ممکن است که راه حل نهایی  برای پرداخت Peer – to – Peer  نباشد. اما به عنوان یک کالای دیجیتال، چیزی که مردم را ثروتمند می کند، انقلابی بزرگ کرده است .

مارکس و ساتوشي هر دو ذهن های بزرگی بودند و ایده آنها همچنان ، به نفوذ در نسل هاي بعد ادامه خواهد داد. این بدان معنا نیست که آنها می دانستند و یا می توانستند کنترل کنند که چگونه این ایده ها در زندگی افراد تاثیر میگذارد. ما می توانیم ازایده آنها را استفاده کنیم، در حالی که اذعان می کنیم که پاسخ کامل و کامل ندارند.


پی نوشت :

  • نویسنده مقاله بالا تام گلدنبرگ که مدیرارشد قسمت فناوری اطلاعات در کمبریج است ، که درحال پژوهش برروی یک پلتفرم ترکیبی رمزنگاری و سهام برای سرمایه گذاران فعالیت میکند .
  • ترجمه بالا به دلیل عدم اطلاعات کافیم در رابطه با تئوری های اقتصادی ممکن دارای نقص باشه ، درصورتی که موردی مشاهده شده در کامنت ها برام بنویسید ، اصلاحشون میکنم .

2 دیدگاه برای “برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم”

  1. جالبه مقایسه‌ی مارکس و ساتوشی. ممنون که معرفی کردی.

    بیت‌کوین تازه اول راهه و مونده تا تبدیل به یک ارز رایج بشه و از این حالت طلاگونه‌ی الانش دربیاد.

    ترجمه خیلی بد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *