سال نو ، چالش های نو

در روزهای آخر سال قبل مطلبی نوشتم با عنوان چالش کتاب خوانی من که قرار گذاشته بودم با خودم به جای خرید کتاب های جدید ، سال نو رو به تموم کردن کتاب های نا تموم قبلیم بگذرونم .

امسال به مناسبت سال نو جرات پیدا کردم تا عملکردم و به چالش بکشم و ببینم چیکار کردم .

قرار شده بود که به جای خرید کتاب جدید ، از جدول بلند بالای کتاب های نصفم کم کنم ، که به دلایل مختلف نمی تونم بگم کاملا انجام شد . در اصل فقط میتونم بگم که تا حدودی انجام دادم ولی چیزی نبود که قابل پذیرش باشه برام .

باید اعتراف کنم که تقریبا هم فراموشش کرده بودم  به دلایل مختلف که هرکدومش میشه یک توجیح برای انجام ندادن ، تا اینکه جایی خوندم  که شخصی مثل بیل گیتس سالی ۵۰ جلد کتاب میخونه . فارغ از اینکه این واقعا درست باشه یا نه ، برام خیلی سخت بود که چرا من نتونستم به میانگین مد نظرم برسم ، و اینطور شد که دوباره به یاد چالش قبلیم افتادم .

[سال نو ، چالش های نو]

امسال در کنار چالش کتاب خوانی که قرار تمدید بشه ، میخوام دست روی چند نکته بزارم که در ابتدا به عنوان یک شهروند و بعد از اون عضویی از جامعه برای هممون لازمه .

چالش اول که به جدیت میخوام پیگیر اون باشم استفاده درست از منابع شهری . جدا از خیلی مسائل که جنبه های سیاسی یا اقتصادی میتونه داشته باشه ، شهر ما دارای یکسری منابعی که از اونها برای تصحیل در زندگی استفاده میکنیم  ، مثلا مترو  و پله برقی هاش.

همه ما در طول سال هم که شده برای یک بار از پله برقی داخل مترو استفاده می کنیم ، تا حالا شده که براتون نحوه ایستادن روی این پله برقی ها جلب توجه کنه ؟ ایستادن در سمت راست و جا خالی کردن برای کسانی که عجله دارن چیزه جدیدی نیست[از سمت راست برانید ] اما کسی این قسمت بهش اهمیت نمیده .

چالش دوم برای من  تقریبا خیلی سخته اما میخوام که حتما اجراییش کنم و اون تمرین نحوه درست رانندگی کردنه .همونطور که قبل تر هم گفتم رعایت نوبت تقدم چیزی که ما خیلی کم بهش اهمیت میدیم  و این دلیل خیلی از عصبانیت ها و به طبع اون رویداد های تلخ بعد از اونه .امسال تا جایی که امکان داره باید این رعایت نوبت توی رانندگی و بهش عمل کنم .

چالش سوم مدیریت استفاده از شبکه های اجتماعی : شبکه اجتماعی به معنی دقیقتر تلگرام و اینستاگرام که ما در ایران بدون نیاز به فیلترینگ میتونیم ازشون استفاده کنیم منظورمه .

این روزها تقریبا کارکرد و مفهوم استفاده از این دوتا ابزار به کلی تو جامعه ما داره تغییر می کنه برای اینستاگرام که داره رسما تبدیل میشه به محلی برای تبلیغ محصولات و یا خدمات مختلف و تلگرام هم بیشتر از اینکه جنبه ارتباطی داشته باشه داره به سمت سرگرم محور بودن میره .

برای اولی نمیگم که بده اما قرار نیست به این شدت باشه ، قرار من کاربر توی اینستاگرام عکس هایی که دوستشون دارم با اصرافیانم به اشتراک بزارم و برای تلگرام هم قرار که با کم کردن هزینه های من روش ارتباطی راحت تری بهم بده نه اینکه بشه تنها منبع سرگرمیم برای اوقات بیکاری .[ درباره این مورد باز مفصل می نویسم بعدا ] چالش جدیدم میشه کنترل میزان وابستگیم به این دو ابزار .

چالش چهارم  : برابری ، خاص روزهای اول ماه مارس که گذشت اتفاقاتی افتاد که نمیشه بی اعتنا به اونها موند .  یادم شعار انتخاباتی دور اول ریاست جمهوری باراک اوباما این بود :

Change , We Need

تغییر ، نیاز داریم

امروز به جایی رسیدیم که همون شعار یجورایی لازمه جامعه امروز ماست اگه میخوایم پیشرفت کنیم . یجورایی تقطه تعیین سرنوشت ماست .

من نمیتونم بگم که کاری میکنم که همه مشکلات ما در رابطه با مفهوم برابری یک شبه حل میشه اما به عنوان شخصی که عضویی از این جامعه است ، تلاشمو در ابعاد زندگی خودم میکنم ، چون معتقدم نقطه شروع هر تغییری از کوچکترین بعد یا همون شخص خودمونه .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.