چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟

چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟ احتمالا با دیدن این سوال از خودتون پرسیدین که یعنی چی ؟ بزارین بیشتر توضیح بدم :

با یک بررسی اجمالی توی تقویم و خبرگذاری های رسمی در طول یک سال شاهد برگزاری هزاران رویداد ، همایش ، جشنواره و … هستین که برای هر مناسبتی داره اجرا میشه .

از رویدادهایی که دیگه برامون عادی شدن تا اونایی که واقعا هدف از برگزاریشون سوال برانگیزه . چیزی که هست ، اینکه چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟

جواب این سوال توی یک کلمه خلاصه میشه ؛

مدیریت :

اصولا از رویداد های داخلی که به هر مناسبتی برگزار میکنیم تا رویدادهای بین المللی که با هزار مکافات مجوز برگزاری اونو داخل کشور میگیریم بعد به یکی از هزارتا دلیل خط قرمز یا اونو کنسلش میکنیم یا برگزار کننده رو مجبور به تغییر دادن اصل ماجرا میکنیم مدیریت درست در نحو برگزاری چیزی که اصلا رعایت نمیشه .

[راستی اصلا ما چرا انقدر خط قرمز داریم ؟] من اخیرا بصورت داوطلبانه توی یکی از همین رویداد ها شرکت کردم .از اونجایی که این بچه هایی این رویداد رو اجرا میکردن همه از دوستانم هستن چنتا نقد داشتم که دیدم نسبت به اکثر رویدادهایی که داریم برگزار میکنیم هم ربط داره پس بدون آوردن اسم اینجا نظراتمو مینویسم ، امیدوارم مفید باشه . 

  • هر سرمایه گذاری و اسپانسری و رو قبول نکنید :  درسته که برای برگزاری یک رویداد که رایگان باشه حتما نیاز به اسپانسر مالی هست اما لزوما هر اسپانسر بی ربطی و نباید به مجموعه اضافه کرد چرا که اینطوری فقط کمک به تبلیغ چیزی کردیم که هیچ ربطی به اصل کار ما نداره به جاش میشه هزینه اونو از شرکت کنندها گرفت .
  • مقدمات لازم برای برگزاری زودتر از موعد آماده کنید : مقدمات لازم از پذیرایی تا حتی بروشور های تبلیغاتی زودتر باید آماده بشن نه شب قبل از برگزاری اینطوری فشار به حداقل میرسه و فقط تاییدات نهایی انجام میشه کسی هم خسته نمیشه .
  • نیروهای اجرا کننده رو آموزش بدین :نیرویی که قرار به اجرای برنامه کمک کنه اونم توی رویدادهای ما باید قبل از روز برگزاری آموزش ببینن تا روز بزگزاری در انتهای برنامه کنترل از دست خارج نشه و همه چیز به نحو احصن برگزار بشه .
  • دلیل پیشرفت یک اتفاق کار تیمی نه کار کشیدن از نیروی تحت امر :توی رویداد ها چیزی که افراد و جذب میکنه تا بخوان عضو باشن اینه که مدیران هم در کنار نیروهاشون باشن
داخل پرانتز :

نه در یک رویداد بلکه در هر کار حضور مدیر بالا دستی در کنار نیروی تحت امر باعث جذب بیشتر نیرو به مجموعه و در نتیجه باعث پیشرفت خود مجموعه و سود بیشتر میشه .

  • کار تیمی : کارتیمی چیزی که ما اصلا بلد نیستیم ، اصولا یک رویداد که داییه بهبود فرهنگ داره باید در جزئی ترین مسائل هم به دنبال تقویت فرهنگ باشه . تقویت فرهنگ کار تیمی میتونه نقطه خوبی برای شروع باشه .

گوگل کری یر ، کاریابی به سبک گوگل

گوگل کری یر ، کاریابی به سبک گوگل
توی دنیای ما گوگل جزیی جدایی ناپذیر از زندگی به حساب میاد . و از اونجایی که سیاست گوگل مبنی بر ورود به همه چنبه های زندگی بشر ، این بار دست روی قسمتی گذاشته که نیاز همه به حساب میاد و اون شغل .

گوگل اخیرا سرویس جدیدی راه اندازی کرده به نام گوگل کری یر، که ایده اصلی اون شناسایی و استخدام نیرو های متخصص برای خودشه . چیزی که باعث جلب توجه شد برام این بود که شرکتی به وسعت گوگل به استخدام وآموزش دانش آموزان هم توجه کرده .

ایده اصلی اینه که من نیرویی که قرار در اینده استخدامش کنم با سطح درآمدی بالاتر و بدون شناخت قبلی ، خودم آموزشش میدم وفاداریشو نسبت به مجموعم بدست میارم شناخت کافی ازش دارم و میدونم چطوری باهاش رفتار کنم که برای من بالاترین کارکرد لازم داشته باشه .

مشکل عمده ای که در جامعه امروز ما وجود داره دقیقا همین ایده ای که بالا بهش اشاره کردم .در جامعه هایی مثل ما به دلیل عدم تعادل بین میزان فارغ التحصبلان با نیاز بازار و نداشتن سابقه کاری و همچنین درست نبودن نظام آموزشی ، خیلی از فارغ التحصیلان دانشگاهی ما امکان استخدام در پست های مناسب خودشون ندارن در نتیجه محبور میشن سراغ مشاغلی برن که هیچ ایده ای دربارش ندارن و این شروع تفاوت ما با کشور های پیشرفته تر به حساب میاد .

نوار ، کتاب صوتی ، حس خوب مطالعه ، مطالعه در زمان مرده

لذت کتاب خوندن همیشه یکی از مواردی بوده که نمیشه ازش گذشت . این روزا یکی از مواردی که زیاد شنیده میشه اینه که مردم ما نسبت به میانگین مردم دنیا کمتر کتاب میخونن و به طبع در پشت این جمله این مطرح میشه که فلان شخص دانشمند و یا ادیب گفته که ملتی که کم کتاب بخونه دچار فلان بلای آسمانی میشه (:

اما هیچ کس هیچ وقت دلیل این کم خوندن و عدم علاقه به مطالعه رو نمباد از ریشه برای ما باز کنه بگه واقعا چرا ؟

این عدم روراستی از کجا میاد قطعا موضوع این بحث ما نیست  چیزی که هست اینه که به قول یک بزرگی :

آن چه شیران را کند روبه مدار ، احتیاج است احتیاج است احتیاج

به خاطر همون هزارتا دلیلی که ملت ما رو به عدم مطالعه سوق میده باید دنبال راه هایی جدید بود که این کمبود جبران بشه .

نوار ، کتاب صوتی ، حس خوب مطالعه ، مطالعه در زمان مرده

نوار یکی از همون راه هاست ، دوستان ما توی نوار ایدشون بر این بوده که اگه هزارتا دلیل داریم که کتاب نخریم و نخونیم به همون هزارتا دلیل میشه کتاب و با صدایی که میپسندیم گوش کرد .

نوار

یک استارتاپ نوپاست که شروع کرده با کمک طرفداری کتاب و مطالعه کتاب های صوتی تولید میکنه و اونو در اختیار کسایی میده که فرصت مطالعه ندارن . البته اگر شما هم دوست داشته باشید میتونین باهاشون همکاری داشته باشین .

نوار ، کتاب صوتی ، حس خوب مطالعه ، مطالعه در زمان مرده

شاید توی تصور خیلی حوصله سربر باشه اما شنیدین یک داستان دلچسب با صدای گرم قطعا چیزی نیست که بشه ازش گذشت رمانی که حس اون دورهمی های قدیمی رو دوباره زنده میکنه ، و هم اینکه این روزها توی این هوای آلوده تهران استفاده از خمل و نقل عمومی بشدت احساس میشه نوار به شما کمک میکنه که اوفات مرده که در اتوبوس و یا مترو سپری میکنید و سرگرم کننده تر باشه .

پی نوشت :

این روزا رضا بشدت قسمت کتابخونش فعاله و ایده های جالبی هم داره برای مطالعه در روزاهای سرد پیش رو ، اگر هنوز دنبال مطالعه کتاب کاغذی هستین بد نیست ی سرم به کتابخونه اون بزنید .

 

 

تجربه تلخ اعتماد به فروشنده

تصور همه ما از سرویس هایی که یک فروشنده میده اینه که ، فروشنده سرویسی مثل گارانتی به خریدار میده تا جذب مشتری بکنه ، و مشتری برای خریدهای بعدی هم این فروشنده رو به عنوان شخص مطمئن در اولویت قرار بده .

این اطمینان از سمت خریدار برای بعضی از مشاغل حساس ، بعضی مهم ، و بعضی لازمه . یکی از همین مشاغل لازم کتاب فروش ها هستند .

تجربه تلخ اعتماد به فروشنده
Whole big wall covered with lot of books

سه روز پیش از یکی از کتاب فروشی های میدون انتقلاب به اسم گیتا مهر دنبال کتابی میگشتم . در برخورد اول فروشنده گفت که این کتاب و نداریم ، بعد مسئول فروشگاه و دید و از اون شخص مجددا پرسید که این کتاب و داریم یا نه ، شخص مذکور گفت که این کتاب و فردا میاریم .

تا اینجا کاملا همه چی به روال عادی و بسیار خوب پیش رفت که فروشنده گفت اگه الان سفارش بدید فردا بصورت رایگان براتون ارسال میکنیم . به چند دلیل مختلف که جای بازگو کردن نداره اینجا ، این پیشنهاد کاملا منطقی اومد .
فردای اون روز یعنی دیروز حدود ساعت ۵ با فروشگاه تماس گرفتم که از وضعیت کتاب پیگیری بکنم که کی بدستم میرسه ، اما اپراتور پشت تلفن بهم گفت که کتاب فعلا چاپ مجدد نداره ، هروقت چاپ شد براتون ارسال می کنیم .

[متوجه نشدم هروقت چاپ شد براتون ارسال می کنیم ] وقتی این جمله رو شنیدم کاملا جا خوردم مجددا به فروشگاه مراجعه کردم . مدیر فذوشگاه که دیروز گفته بود کتاب و فردا میاریم وقتی متوجه داستان من شد عذر خواهی کرد و گفت که این کتاب امروز عصر از مجل انتشارات که مشهد باشه برای ما ارسال میشه و فردا قطعا به دستتون میرسه .

با دیدن نحوه برخورد مدیر فروشگاه خودمو راضی کردم که حالا یک روز میشه اغماض کرد و بیخیالش شدم .
فردای اون روز حدود ساعت ۱۱ ظهر خانمی با من تماس گرفت . خودش مسئول ارسال کتاب های فروشگاه معرفی کرد و از من آدرس پرسید ، اما با ی لحن کاملا زننده که چه عجب شما رو پیدا کردیم ، در دسترس شدین ، اصلا متوجه این نحوه برخورد نمیشم که فروشنده با اینکه توی تحویل کالاش دیر کرده بازم اینقدر بد داره با من خریدارش رفتار میکنه .
به هر ترتیب آدرسم و از من گرفت و گفت این کتاب ظرف مدت ۴ ساعت به دستتون میرسه . حدود ساعت ۷ عصر بود که کتاب هنوز به دست من نرسیده بود ، مجددا با فروشگاه تماس گرفتم و با این برخورد مواجح شدم که ؛ اول گفتن اصلا سفارش شما ثبت نشده گفتم که این کتاب من حضورا سفارش دادم گفتن که تا ساعت هرکدوم از پیک های فروشگاه ۱۲۰ کتاب با خودش میبره و سفارش من تا ساعت ۱۱ شب دیگه بدستم میرسه .

دقت کردین تحویل ۴ ساعته شد ساعت ۱۱ شب و با بدترین نوع برخورد اینو اعلام کردن به جای اینکه بابت تاحیرشون از من عذرخواهی کنند . گذشت تا ساعت ۱۱ شب شد و کتاب دست من نرسید . به جاش فردا ساعت ۱۱ پیک فروشنده کتاب منو میاره و با بدترین نوع برخورد ، کاملا طلبکارانه که فیش کتاب که دستتونرو بیارن من دیرم شده و باید زودتر برگردم .

چند نکته :

  • به عنوان یک فروشنده اگه تمیتونید مسئولیتی قبول کنید اصلا قبولش نکنید .
  • چرا اینقدر برخورد بدی با خریدار میکنید درصورتی که نسبت به مسئولیتی که به عهده گرفتین باید پاسخگو باشید.
  • اگه مشکل فقط هزینست خب از همون اول با من خریدار مطرحش کنید تا درصورتی که من بخوام هزینه لازمو بدم و کالای مورد نیازمو تحویل بگیرم به جای اینکه چون گفتین رایگان اینقدر زننده با منه خریدار برخورد کنید .

ابتذال شر

مطلبی میخوندم با عنوان ابتذال شر در ویکیپدیا به این مضمون که تمام جنایات بشری
در طول تاریخ توسط ملتهایی انجام شده که استدلال حکومتشون پذیرفتن .

در بخشی از نوشته اومده :

ادوارد هرمن در توضیح این عبارت بر روی«طبیعی جلوه دادن غیرقابل اندیشیدنی‌ها» تأکید دارد. او می‌گوید «انجام کارهای هولناک به روشی منظم و سازمان یافته مبتنی بر عادی سازی است. این همان روندی است که طی آن اعمال زشت، تحقیر آمیز، جنایت‌بار و غیرقابل بیان به یک کار عادی تبدیل می‌شوند و تحت عنوان جوری که چیزها هستند تعبیر می‌شوند»

این جمله تا حدود زیادی توجیح کننده خیلی از اتفاقاتی هست که پیرامون ما اتفاق میفته . من باب مثال علاقه شدید مردم ما به تماشای اعدام در ملاعام .

این بحث از چند وجه قابل بحث ، از طرفی سیاست تکرار اعدام در ملاعام باعث بازدارندگی میشه ، این بازدارنگی صرفا به این صورت که شخصی که مرتکب خلافی میشه چون پس زمینه ای از نوع حکمش داره دنبال راهکارهای جدید تر میگرده و مثل اتفاقی که برای فروشندگان مواد مخدر داره اتفاق میفته .
و از طرفی این اتفاق به نوعی باز کردن مشکل از سره نه حل مشکل که داره توسط قانون گذار ها پیگیری میشه .

از جنبه دیگه این بحث جایی باز میشه که آیا واقعا مردمی که با این شور به تماشا میشینن نگاهشون به قضیه به صرف عبرت گیری یا نوعی تشویق و لذت از خشونت هم به حساب میاد .

واکنش احساسی

در ماه های اخیر اتفاقات زیادی افتاد که همه ما رو غمگین کرد از مرگ آتنا تا داستان بنیتا و خیلی از اتفاقات دیگه . امثال این واکنش ها در سرتاسر دنیا زیاد پیش میاد که گاهی نتایج قابل تاملی داره . برای مثال در ماجرای انتقلاب تونس ، با خودسوزی شروع و منجر به یک انقلاب شد .

داشتن واکنش های احساسی در همه ملت ها امری طبیعی حساب میاد و اصولا وجود همین واکنش هاست که بسیاری از اتفاقات توجیح میکنه ، اما باید به یک نکته توج داشت و سوال اصلی هم اینجا مطرح میشه که اگر عادی سازی یک اتفاق اشتباه میتونه توجیح کننده بسیاری از جنایات بشری باشه ، پس علت یک انقلاب مردمی چطور توجیح میشه ؟

بزارین سوالمو واضح تر بپرسم ، کشتن افراد در هر دین و مذهبی امری ناپسند به حساب میاد اما در یک انقلاب بسیاری از افراد کشته میشن ، این اتفاق یا به واسطه حکومت اتفاق میفته یا بواسطه مردم اما سوالی که هست حکومت افعالی حتی غلط گسترش و ازشون حمایت میکنه اما چی میشه که مردم علیه همین افعال و حکومت قیام میکنن؟


پی نوشت :
۱- من آدمی نیستم که این مسائل در حوزه کاریم و یا علاقم باشه اما از اوجایی که همیشه هدفم در نوشتن باز کردن مسئله به ساده ترین فرم ممکن برای درک بهتر بوده این مطلب و اینجا آوردم .
۲- درصورتی که مطلب جدیدی برای رسیدن به پاسخ این سوال قرار شد اضافه بشه به این بحث در شماره های ۲ و … ادامه میدم .


لینک های مرتبط :

موج سوم یا افسون دیکتاتور
نکته هایی در مورد ایمیل های آیدین آغداشلو
اعدام