قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

دوستم ، رضا یا گلادیاتور دست به کیبورد اخیرا توی وبلاگش مطلبی آورد با عنوان { هک و بی‌قانونی و بی‌سوادی اجتماعی } در رابطه با فرهنگ ما مردم نسبت به برخورد های احساسیمون با رویداد هایی که روزانه اتفاق میفتن و به جای اینکه ما به دنبال واقعیت اون ها باشیم ساده انگارانه از کنارشون رد میشیم .

این مطلب سبب شد تا نظراتمو نسب به این قضیه اینجا بیارم :

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

عوامل مختلفی وجود داره که هر جامعه ای از منطق محور بودن به سمت احساس محور بودن سوق میده ، مثله کم بودن میزان مطالعه ، مثله پایین بودن سطح علمی و در کنار این موارد نارضایتی های سیاسی ، فشار اقتصادی و معضلات اجتماعی هم باید اضافه کرد .
همه این موارد دست به دست هم میدن تا وقتی خبری مثل هک شدن تعدادی از سایت های ایرانی توسط داعش منتشر میشه ، جامعه واکنشی احساسی نسبت به این قضیه بده حتی مثلا نبودن دانش فنی کافی مدیر سایت هک شده بیفته گردن حکومت در صورتی این دو هیچ ربطی بهم اصلا ندارن .
این وسط کلمه هک یک معنی دو پهلو داره که بشدت به کار میاد چرا که طبق آموزش هایی که هالیوود به ما داده و به اجبار این رسانه ملی حوصله سر بر ما اونو به خورد ما میده ، اینه که هکر کسی که قدرت های ماورایی داره و میتونه به محض اینکه اراده بکنه به همه جا نفوذ کنه نیاز هاشو برطرف کنه و آزادانه بگرده بدون اینکه کسی بتونه اونو پیداش کنه .

مجله دانشمند اخیرا مقاله ای چاپ کرده درباره گروه هایی ترورستی افراطی مثل داعش با عنوان : داعش و معماری جدید خشونت این مقاله به نکته ای اشاره داره که به شدت در جامعه امروز ما وجودش داره احساس میشه و اون هم ایده آل گرایی . گروه هایی مثل داعش با وعده آینده بهتر شروع به جذب تحصیل کرده هایی میکنه که نتونستن آینده مناسبی با توجه به تحصیلاتشون پیدا کنن . { چیزی که متاسفانه ما امروز به شدت درگیرش هستیم ، عدم تعادل بین فارغ التحصیل های دانشگاهی و باز کار }

در مثالی دیگه خبر گذاری دویچه وله مقاله ای منتشر کرد با موضوع رابطه بین بیکاری و آزار های خیابانی نسبت به زنان در این مقاله که در منطقه خاورمیانه و در هفت کشور عربی با ۷ هزار مرد تحصیل کرده در رنج سنی ۲۲ تا ۴۲ سال انجام شده بررسی ها نشون داده که عدم رضایت از شرایط فعلیشون باعث شده که رو بسمت خشونت ببرن .
{ این معنی اینکه مردها موجودات هستن که باید حتما سرگرم باشن تا بشه تحملوشون کرد نیست (: }

برگردیم به کشور خودمون ، اصولا رسانه های ما سعی به نشون دادن همه مثال ها درون یک خانواده دارن ، همه مسائل و مشکلات در جامعه ایرانی در قالب یک خانواده باید حل بشه حتی گاهی نشون میدن که مردی ازدواج کرده اما قدر خانوادشو نمیدونه بعد پس از طی مشکلاتی سرش به سنگ میخوره و دوباره برمیگرده به آغوش خانوادش ،حداقل این موضوع توی فیلما کاملا درسته ، اما یک فیلم همیشه دو بخشه یکی جلوی دوربین یکی پشت دوربین .

هر شخصی برای اینکه بتونه فرد مفیدی برای اول از همه خودش ، خانوادش و در نهایت جامعش باشه نیاز به الگوهایی داره که بتونه از اونها الهام بگیره . افرادی که دنیارو با ایده هاشون ساختن ، مثال ملموسش مرحوم استیو جابز .

بدون شک هیچ کس نمیتونه این رد کنه که تا وقتی که استیو جابز زنده بود همه منتظر ایده های جدید اون بودن تا زندگی به سبک اون ادامه بدن ( از خوابیدن پشت در فروشگاه های اپل حساب کنین تا اینکه بسیاری از ایده های اون امروز الگوی شرکت های بزرگ دیگه شده ) . بعد از مرگ استیو جابز از رهبران دنیای فناوری افرادی کسی مثل بیل گیتس زیادی سنش بالاست و جاذبه ای برای نسل های جدید نداره یا مثل مارک زوکربرگ که هنوز نتونسته جامعه رو باقدرت امپراتورش وفق بده ( واکنش ها به بعد از انتخابات سال ۲۰۱۶ امریکا ) اما الون ماسک کسی با ایده های نوآورانش که تاحدودی تونسته جایگزینی مناسب برای استیو جابز مرحوم باشه .

اگر سری به تاریخ بزنیم و مقایسه ای بکنیم بین سازمان های فضایی امریکا و شوروی متوجه نکته ای جالب میشیم ، ناسا امروز با اینکه بسیاری از مدیران ارشدش اصلا امریکایی نیستن جزو افتخارات امریکایی ها محسوب میشه چرا ؟

از دوران جنگ سرد امریکا با بهره برداری از تیم موشکی آلمان نازی صنعت هوا فضای خودشو راه انداخت و با تبلیغ اونو روزبه روز بزرگترش کرد درصورتی که اصلا روسای مجموعه امریکایی نبودن به جای اون در شوروی با اینکه تیم فضایی اونها همه روس بودن اما هیچ وقت دیده نشدن و امروز هم کسی به اونها اهمیتی نمیده .

اما در جامعه ما تقریبا میشه گفت که الگو سازی اصلا وجود نداره یا اگر هم هستن دیده نمیشن { منظورم کسی که بتونه زندگی امروز رو برای ما متعادل کنه ، منظورم دقیقا در بحث اجتماعی و علمی نه در مباحث سیاسی و اقتصادی ، وجود چنین کسی در جامعه حتی فشار های اقتصادی و سیاسی هم برای مردم متعادل میکنه } برای جامعه ای مثل ما که تجملات هالیوودی یاد گرفته و الگو های حکومتی تنها موارد ملموس زندگیش به حساب میاد و همچنین در کنار اینها فشار اقتصادی و دو دستگی سیاسی هم بهش فشار میاره ، یک هکر به شکل هالیوودیششاید بهترین گزینه امید بخش باشه که ما رو به ایده آل هامون نزدیک تر میکنه .

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

همونطور که رضا در انتهای نوشتش گفته { هک یعنی استفاده از یک روش سریع و هوشمندانه برای حل مشکلی تکنیکی و غلبه بر محدودیت‌ها و هکر یک برنامه‌نویس کنجکاو است که صدمه‌ای وارد نمی‌کند و حتی باعث تحکیم انتقالات می‌شود. } اگر ما قهرمانانی مثل استیو جابز پرورش بدیم نه تنها این احساسات محور بودن از جامعه ما دور میشه امید ها و ایده آل هامون به فرم ملموس تر بر میگرده و دیگه شاهد اشتباهات بچه گانه ای به اسم هکر هم نیستیم .

رویدادهای جذاب در علم

یکی از عمده ترین مشکلات جامعه هایی مثل جامعه ما وجود خط قرمزهایی که گاهی نه تنها لازم نیستند گاهی نبودشون بر وجودشون ارجحیت داره. یکی از عمده ترین این خط قرمز ها بر میگرده به مسئله رابطه جنسی و عدم وجود منابعی که اطلاعات درستی بدن .

از اوجایی که این خط قرمزها تو جامعه ما زیاده پیامده هایی داره که گاهی اصلا قابل جبران
نیست و وقتی به مشکل خارج از چارچوب احساسی نگاه کنیم ، میبینم اتفاقات ناشی از خط قرمزهامون خیلیاشون راه حل داره که سالها داره توی کشورهای دیگه آموزش داده میشه .
نمونش ماجرای آموزش شنا بود که آخرش هم معلوم نشد از این آموزش کسی عایدی داشت یا مثل خیلی از کارهایی که میکنیم به فراموشی سپرده شد .

البته قسمتی از این قضیه مسئولش خود ما مردم هم هستیم که پیگیری حقوق خودمون از دولت نمیکنیم و یا اینکه هنوز باور نداریم اگر گاهی آموزشی بهمون داده میشه لازمه که با جدیت بهش توجه کنیم نه سر شوخی باهاش باز کنیم .
مثل ماجرای آموزش نحوه صحیح شیر دادن به نوزاد که همین تلویزیون خودمون چراغ سبز نشون داد اما نگفت که بودند بچه هایی که به خاطر عدم آگاهی مادرشون توی نحوه شیر دادن جونشون از دست دادند.

اپلیکیشنی فارسی درباره چرخه قاعدگی و سلامت جنسی زنان

دربازار جهانی اپلیکیشن‌ها، اپلیکیشن‌های متفاوتی برای سیستم عامل‌های مختلف وجود داره که به خانم ها این امکان را میده تا عادت ماهانه (پریود) خودشونو، زمان مناسب باروری، یا نظم استفاده از قرص‌های ضد بارداری را رصد کنند.
از بین این اپلیکیشن‌ها می‌شه به اپلیکیشن Period Tracker و MyPill و یا Clue اشاره کرد. اما حالا “همدم” به زبان فارسی به بازار آمده تا کمبودی را رفع کنه که خانم های فارسی‌زبان با آن مواجه‌اند، به خصوص آن‌هایی که با هیچ زبان دیگری، از جمله انگلیسی، آشنایی ندارند.

همدم  از اولین تولیدات پروژه “ایران‌ کوباتور” است و توسط کارگاه فناوری “اصل ۱۹” طراحی و ساخته شده است، تحت نظارت محتوایی کنشگران برابری جنسیتی سازمان مردم‌نهاد “اسپکتروم” است.

به گفته سوده راد بنیان گذار انجمن اسپکتروم :

​​​​​​​”همدم” اپلیکیشنی برای همراهی زنان در چرخه قاعدگی و بالا بردن آگاهی‌شان از سلامت جنسی و باروری است.

اگرچه “همدم” تنها طی سه روز ازشروع فعالیتش در ۶ مارس (۱۶ اسفند) بیش از پنج‌هزار بار دانلود شده اما هنوز تنها برای سیستم عامل اندروئید در دسترسه. سوده راد علت این موضوع را استفاده اکثریت کاربران موبایل ایران از اندروئید می‌دونه، با این‌همه به گفته او نسخه iOS “همدم” در آینده عرضه میشه.

این نکته باید باور کنیم که آموزش خیلی از مسائل از سنین پایین به بچه هامون نه تنها از بین برنده عفت و حیای عمومی نیست بلکه کمک میکنه که تبعات ناشی از اتفاقات بعدی هم کمتر بشه هم قابل برطرف شدن باشه .

لانتوری

دیروز اختتامیه فستیوال فیلم فجر بود ، توی تب و تاب سینمایی این روزا انتخاب یک فیلم
شاید که نه قطعا کاره سختیه ، اما در تعطیلات آخر هفته تماشای یک فیلم یکی از بهترین گزینه هاست .

لانتوری

بعد از یکسال از اکران فیلم لانتوری بالاخره تصمیم به تماشای اون گرفتم فیلمی که اصلا با
ذائقه فیلمی من اصلا سازگاری نداره .
لانتوری فیلمی با اسم عجیب و بازیگرانی که گریمای عجیب تری دارن .
داستان لانتوری یک داستان بروزه از معضلات جامعه ماست اسید پاشی .
داستان از یک عشق شروع میشه که به انتقام و بخشش ختم میشه ، کلیت داستان یک کلیت تکراری توی سینمای ما اما در یک قالب جدید با موضوعی جدید به تصور کشیده شده . از نظر نقادانه فیلمی بود که انتهای اون از دیدنش پشیمون نمیشید .

لانتوری فیلمیه که در عین ناامیدی به خاطر داستان مریم بسیار هم امید بخشه به خاطر بخشش مریم ، بخشش و امید مفاهیمی هستند که کمتر دیده میشن توی سینمای ما اینبار به موقع و بایک داستان پردازی مناسب در زمانی مناسب به جامعه تزریق شدند .

تبریک ، تقبیح ، نظر و پیشنهاد

        • دو تبرک به رضا درمیشیان بابت فیلمی که ساخته ؛  تبریک اول درباره فیلم ، دو روایت در یک قاب که به موازات هم پیش میرن و بیننده رو خسته نمیکنه در عوض کاملا با داستان فیلم درگیر میشه ،تبریک دوم  به خاطر زمان سنجی به موقع در ساخت  و روایت نکاتی که تا الان کمتر دیده شدن
        • تبریک به نوید محمد زاده و مریم پالیزبان به خاطر بازی بینظریشون توی فیلم
        • تقبیح از این جهت که خراب کردن آینده هر فرد در هر دین و مسلکی گناه نا بخشودنی که امیدوارم روز به روز کمتر دیده بشه .
        • در جایی از فیلم خانوم وکیل میگه این فیلم داستان مریم و بخشش لانتوری اسم خوبی برای فیلم نیست که حق داره .

فیلم لانتوری با اینکه تقریبا به موقع ساخته و پخش شد اما دوتا ایراد هم بهش وارده ،اینکه لزوما خشونت علیه زنان در جوامعی مثل ما دلیلش فقط بحث عاطفی نیست که ایکاش این نیز توی فیلم گونجونده میشد .

شاید نباید گفت که  در قالب یک فیلم ۱۰۰ دقیقه ای امکان اضافه کردن بحث آموزش نیست  حالا که سینمای ما داره پوست میندازه و به سمت و سویی میره که معضلات جامعه رو دستمایه ساخت یک فیلم میده خودش دست به کار بشه و آموزش هم بده نه فقط بخشش اینکه اگر در مسیری به بن بست خوردید نباید دست به کاری بزنید که هیچ راه برگشتی نداره بلکه تغییری توی مسیر خیلی ها داده بشه .

بیشتر :

موارد بیشتر در اینجا و اینجا و اینجا میتونید مشاهده کنید .

 

تهرانگرد ، بی نظمی ، ۹۵ غمگین

بعد از مدتها اتفاقی باعث شد تا تهرانگرد و دوباره زندش کنم . امسال میشه گفت
که یکی از تلخ ترین سال هایی بود که ازش گذشتیم ، مرگ چند آتش نشان قهرمان
و کلی رخداد دیگه که همه مارو عزادار کرد . اما دلیلی که باعث شده مطلب امشبمو بنویسم مرگ اون افراد نبود بلکه دلیلی کاملا متفاوت اما مرتبط با قضیه داره .
همه زیاد شنیدیم ، گفتیم و دیدیم که :

تهران شهر شلوغ و پر دودیه – به هر مناسبت با دلیل و بی دلیلی مدرسه ها رو تعطیل میکنیم برا آلودگی انگار که مابقی افراد بیمار نمیشن طوری که همون بچه مدرسه هایی هم که تعطیل کردیم خونه بند نمیشن – هر سال سیمنار نیست که برگزار نمیکنیم که چطور آلودگی هوای تهران و کاهش بدیم و …

چند شب پیش به دلایلی تصمیم گرفتم که همراه خانوادم از محل سکونتم تا شمال تهران بریم مسیری که بنا به حکمیت نقشه گوگل باید نیم الی یک ساعت با استفاده از خودروی شخصی طول بکشه اما نزدیک به ۴ ساعت طول کشید .

چرا ؟

دلیلش کاملا واضحه : چون مدیریت شهری کاملا بی نظمه البته از حق نگذریم بخشی از این بی نظمی مقصرش خود ما هم هستیم که حل این معظل جزو مطالباتمون قرار نمیدیم

بیاید به قضیه از جنبه ای دیگه نگاه کنیم ؛ توی یک خانواده وقتی رئیس خانواده یعنی پدر خانواده ابتلا به بیماری اعتیاد داشته باشه قطعا روی فرزندانش هم اثر خودشو میزاره حتی اگر خوده پدر این اتفاق و نخواد .

هر سال به مناسب های مختلف تبلیغات تلویوزیون خراب میشه روی افکار بیننده ها که چرا ماشین تک سرنشین میارید بیرون هوارو آلوده میکنید . یا کلی بازیگر میاریم تلویزیون که بگن که هوای تهران آلودس و خیلی چیزای دیگه که مدلاشو زیاد دیدیم.

جالب قضیه اینجاست که هر کدوم از ارگانهایی که باید راهی واسه حل این مشکل پیدا کنند از اصل چهارگانه استفاده میکنند :
وقتی مشکل تازه شروع شده هنوز جدی نیست ، میگن ؛

اصن مگه مشکل داریم ؟

بعد که شروع به گسترش کرد ، اعلام میکنن؛

ما هم چیزایی شنیدیم ، اما باید بیشتر بررسی کنیم .

وقتی قضیه جدی شد ،میگن ؛

بررسی کردیم فهمیدیم مشکل وجود داره ، داریم دنبال راه حل میگردیم .

وقتی که کار از کار گذشت ، میگن ؛

حیف که کار از کار گذشت اما برنامه ریزی میکنیم که در آینده دیگه پیش نیاد .

خلاصه که همیشه وضع به همین روال میگذره اما هیچکس انگار علاقه ای به حل معضلات تهران یکبار برای همیشه نداره .

صورت مسئله :

تهران جدا از مسائل دیگش دوتا معضل اصلی داره ؛ ترافیک و آلودگی هوا که باید یکبار برای همیشه حل بشه .

راه حل :

راه حل این دوتا ساده تر از اونی که فکرشو میکنیم . چرا تهرانی که ۱۲ میلیون جمعیت ثابت و ۲ میلیون جمعیت متغیر داره نباید پارکینگ طبقاتی به اندازه نیاز داشته باشه . خیلی از خیابون های تهران بافت شهریش مربوط به دوران قبل از انقلاب ، خیابونی که چهار باند داره رو میایم دو طرفه میکنیم ، مشکلی نیس بعد تو همون خیابون دوباند هم میره برای پارک خودرو های ساکنین ، میمونه دو باند اونوقت اینطوری میشه که ترافیک بوجود میاد و در نتیجه آلودگی هوا به دنبالش ایجاد میشه .

درصورتی که با ایجاد یه پارکینگ طبقاتی هم مشکل ترافیک خیلی از خیابون های تهران حل میشه ، هم کارگاه های تولیدی فعال میشن و هم تعدادی افراد میرین سره کار این یعنی با یک تیر ، سه نشون میزنیم .

اینطوری دیگه لازم نیست توی شعارهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس ، شورای شهر … کاندیداها بگن شهر تهران افسردس ما انتخاب شیم شهر شاد میشه .

حالا بماند که نصف دیگه از معضلات شهر تهران به خاطر عدم آینده نگری و یا نخواستن توجه به آینده شهر تهران پدید میاد ، بعد همه مشکلات به خاطر عدم همبستگی مردم برای طلب به حق نیازمندی های طبیعیشون میفته توی زمین اونها .

اینجاست که مثال معروف” گنه کرد در بلخ روزی آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری “ پیش میاد . وسایل حمل و نقل عمومی کمه اما مشکل ترافیک به خاطر مردمه .

نمیدونم چرا ما یاد گرفتیم که به جای حل درست مسئله صورت مسئله رو اونطور که میخوایم عوضش میکنیم .

چرا هرکول پوآرو را دوست دارم؟

به بهانه پیش نویس قانون عدم ورود اتباع ۷ کشور به خاک آمریکا

در بین انبوهی از سریال های پر محتوای تلویزیون [همون رسانه ملی حوصله سر بر خودمون (:] سریال هرکول پوآرو با تمام تکراری بودنش هنوز برام جذابیت خاصی داره .
هرکول پوآرو برعکس هم قطارای دیگش منظورم خانوم مارپل و شرلوک هلمز
از ویژگی های منحصر به فردی برخورداره که شاید کمتراز دیده باشیم .
بزارید به داستان از بعد دیگه نگاه کنیم ما ستا کارگاه شناخته شده داریم  :

خانوم مارپل ؛ پیرزنی که تمام جنایت هایی که در اونها وارد میشه بر اساس شخصیت های هم محله ای خودش حل میکنه ، شرلوک هلمز کاراگاهی که ذاتا باهوش که توی دنیا تنها یک رقیب جدی داره به اسم دکتر موریارتی این دونفر دقیقا مثل ماجرای وینکنت دو نیم شده باهم برخورد میکنن . سمت راست وینکت شرلوک هلمز و سمت چپ اون دکتر موریارتی تشکیل میده .
اما هرکول پوآرو یک کاراگاه بلژیکی که وارد به یک فرهنگ جدید مثل بریتانیا
شده ، این کارگاه که مثل شرلوک هلمز ذاتا آدم باهوشی اما کاملا متفاوت از هلمز رفتار میکنه .

پوآرو عکس هلمز شخصی کاملا مرتب و منظمه که گاهی این عادت تبدیل به وسواس میشه، و نیز به علاقه‌ زیادی به غذا و غذا خوردن داره . اینا چیزایی که توی هلمز خیلی کمه .

کار درست همیشه در درون انسان انجام میشود، همه چیز بر عهده
سلولهای خاکستری است. هیچ وقت این سلول های کوچک را از یاد مبر دوست من.

در تقابل بین این دو شرلوک هلمز به خاطر حس وطن پرستی انگلیسی ها از طرفداری
و حمایت بیشتری برخورداره فقطم به یک دلیل چون هلمز انگلیسیه .

چرا هرکول پوآرو را دوست دارم؟

حالا بعد از گذشت سالها از تاسیس کشور آمریکا شاهد یک عقبگرد اساسی در تاریخ دنیا شدیم . کشوری که ذاتا پیشرفت خودشو مدیون مهاجرینی که بهش وارد شدن ؛
رئیس جمهوری انتخاب کرده به عنوان بالاترین مقام اجرایی خودش که جلوی ورود این مهاجرین بگیره.

این قطعا نوعی عقبگرد از وضع فعلی به وضعیتی مثل دوران جنگ جهانی اما چرا افکار عمومی جامعه ای مثل امریکا همچین انتخابی میکنه میشه اونو توی چند چیز بررسیش کرد

اول ، گرایش مردم به ساختار شکنی ؛ این به خاطر افزایش سطح آگاهی مردم نسبت به
روش های قدیمی در جلب افکار عمومی

دوم ، استفاده درست از شبکه های اجتماعی ؛ شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک از سازوکاری استفاده میکنن که بسته به سلیقه شخص میزکار اون فرد شخصی سازی میکنه .

دونالد ترامپ سرمایه دار و مجری با استفاده از همین دو تونست از سد هیلاری کیلینتون سیاست مدار عبور کنه . بزارید واضحتر بگم ؛
ترامپ در کنار تمام فعالیت هاش یک مجری تلویوزیون هم هست . یک مجری تلویزیون خوب میدونه برای اینکه برنامه ای پر ببیننده داشته باشه باید ساختار شکنی بکنه ، اونم برای جامعه ای به شدت آزاد مثل آمریکا .
اینو میشد از مناظراتش با کیلینتون به خوبی دید اما بعدی که بیشتر به کار ما میاد قسمت دوم قضیس استفاده درست از شبکه های اجتماعی .

شبکه های اجتماعی

همونطور که گفتم سازوکار شبکه اجتماعی مثل فیسبوک شامل یک موتور جستجوی خاص خودشه که با توجه به رویداد های مهم و سلیقه های افراد محتوایی که به فرد نشون میده متفاوته . دونالد ترامپ با استفاده از همین قضیه و ساختار شکنی هاش تونست که برنده رقابت باشه .

ما و شبکه های اجتماعی

در این چند دوری که روسای جمهور مختلف رفتن و اومدن ماهم به تناسب و ناخواسته از این شبکه های اجتماعی استفاده کردیم .
حالا در هر دوره به شیوه حاص اون زمان از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی که از دیدار های چهره به چهره شروع شد تا امروز که حسن روحانی صفحات خودشو در شبکه های اجتماعی داره تا مردم بتونن با اون ب راحتی صحبت کنند .

اما این روزها خبرهایی شنیده میشه مبنی بر این که برای انتخابات سال آینده قرار این شبکه ها دوباره از دسترس خارج بشه اما چرا ؟

بر میگردم به سوال اولم چرا
هرکول پوآرو را دوست دارم ؟ جدا از حس ناسیونالیستی هر جامعه ای برای پیشرفت خودش لازمه که نیروی انسانی کاربلدی داشته باشه که لزوما باید برای بدست آوردن همچین نیروی نیاز به هزینه و زمان زیادی . اتفاقی که برای پوآرو میفته دقیقا همینه پوآرو در جامعه بریتانیا وارد میشه و کمک به حل معما هایی میکنه که خود انگلیسی ها از حل اون عاجز بودن . این یعنی هزینه کمتر سود بیشتر .
این وسط اگر امریکا هم بخواد این کارو انجام بده دیگه نمیشه اسم اونو یک ابرقدرت گذاشت بیخود نیست که گروه رسانه ای هفته نامه اکونومیست ، آمریکا در دسته دموکراسی ها معیوب جهان وارد کرده . شاید بهترین جمله رو درباره این اتفاق روزنامه محلی “فورتزهایمر سایتونگ” آلمان که در تفسیر خودش می‌نویسه:

«خط مشی دونالد ترامپ که مصالح ملی آمریکا را در بالاترین درجه‌ی اولویت قرار داده، تنها می‌توان با اروپایی قدرتمند پاسخ داد.»

این جمله باید با تغییراتی سرمشق سیاست آینده کشور باشه که امیدوارم اینطوری باشه .