برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم

این روزا که حرف از بیت کوین و اهمیت بیت کوین زیاده مقاله ای منتشر شده با این عنوان: (برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم ) که به مقایسه راجع به ساختار بیت کوین و تفکرات اقتصادی مارکس پرداخته ، این مقاله رو بدون تغییر باز نشر میکنم .


برای فهمیدن بیت کوین من کارل مارکس میخونم

با شنیدن تمام داستان ها درباره بیت کوین و بلاک چین این روزها ، شما حتما فکر میکنید که مشکلات دنیای مدرن ما حل خواهد شد .

وب ۳ در حال ظهور است و هیچ یک از صنایع ، دولت ها ، بهداشت عمومی ، مالی و یا خرده فروشی ها مانع آن نخواهد شد .

آنتونیو گارسیا مارتینز میگوید :

درمان بیماری‌های اجتماعی ما در یک آینده‌ی۰هنوز-رخ-نداده(اختراع نشده!!!) نهفته است، نه در یک گذشته‌ی فراموش شده!

چیزهای زیادی است که ما میتوانیم از تاریخ بیاموزیم –به حدی که میتوانیم تکنولوژی های جدید را از ان بیاموزیم.

و این دلیلی است که من به مارکسیسم علاقمند شدم تا درک کنم که بیت کوین واقعا چه چیزی است .

مطالعه مستندات ساتوشی:

ماه پیش من نشسته بودم و مستندات  اصلی ساتوشی ناکوموتو درباره بیت کوین را مطالعه میکردم ،ذهنم واقعا متحیر شده است این یک کار قابل توجه است .

و من هنوز تعدادی سوالات بدون پاسخ دارم :

  • چه حوادثی بر ایده پشت بیت کوین تاثیر گذاشت ؟
  • چرا طراح بیت کوین سعی در مخفی نگه داشتن هویت خود دارد ؟
  • آیا بیت کوین چیزی است که ساتوشی واقعا می گوید ؟

همانطور که در سوالات بالا منعکس شد ، من به بینشی معتقد هستم که مرتبط با هردوی مارکس و ساتوشی است :

“نابغه خلاق است، اما پیش بینی نمی کند.”

به این ترتیب، هر دو مارکس و ساتوشی چشم انداز منطقی و خوبی از آینده را بیان می کنند. اما نه توانایی پیش بینی کردن اینکه چگونه ایده های آنها بر دیگران تاثیر می گذارد یا اجرا می شود. و همچنین نمی توانند خلاقیت خود را کنترل کنند.

نوابغ اکثرا مستبد هستند :

ایده های مارکس در مورد کمونیسم و اقتصاد تحت تاثیر محیط پیرامون او قرار به وجود آمدند.  – ترس از صنعتی شدن؛ تکنولوژی جدید ، کارگران را بی فایده می کند.

اصطلاح “Luddite” به یک گروه واقعی از زمان اشاره دارد که علیه تکنولوژی جدید هستند. این تغییرات و نابرابری های بزرگ بین کارگران ، مارکس را به انتقاد از سرمایه داری وادار کرد و به جای آن یک سیستم اجتماعی پیشنهاد ارائه میداد.

Bitcoin همچنین محصول محیط  است. اسناد Satoshi  که برای اولین بار در سال 2008، کمی بعد از رکود 2007، منتشر شد ، همین ایده را مطرح کرد . این رکود اقتصادی موجب کاهش اعتماد عمومی به نهادهای مالی شد که تا به امروز هنوز هم ادامه دارد. بنابراین، ایده برای دور زدن موسسات متولد شد.

از بین بردن مرکزیت :

مارکس و ساتوشي با مشكلات مربوط به آنها به روشي مشابه برخورد كردند. مارکس از یک سیستم بی خانمان، که در آن کارگر ابزار تولید را کنترل می کرد، حمایت کرد.در این سیستم  مالکیت خصوصی در مقابل  مفهوم مالکیت جمعی قرار گرفته و حذف می شود .

بدیهی است، این حذف شدن در کشورهایی که کمونیست ها بر قدرت دست داشته اند اتفاق نیافتاده است – و در نتیجه مخالفتی شدیدی با این نظام صورت گرفت .

Satoshi به دنبال حذف واسطه های مالی – بانک ها و شرکت های کارت اعتباری بود که  جریان مالی جهان را کنترل می کند. در عوض، یک شبکه peer-to-peer ایجاد کرد، بدون اینکه دارای مرجع مرکزی باشد. شبکه با دقت ساخته شده تا هیچ یک از بازیگران نتوانند بر معاملات  تاثیر بگذارند.

شیطان در جزیيات :

ایده اصلی که ساتوشی برای بیت کوین در نظر گرفت با آنچه واقعیت امروز است متفاوت است .در اسناد بیت کوین که به شرح زیر امده است توجه کنید :

“یک نسخه صرفا یکپارچه از پول نقد الکترونیک اجازه می دهد که پرداخت آنلاین به طور مستقیم از یک طرف به دیگری بدون رفتن از یک موسسه مالی انجام شود.”

این مسئله در حالی که لزوما اشتباه نیست اما به این معنی نیست که امروز بیت کوین با این روش مدیریت می شود .

ساتوشي قادر به پيش بيني مشکالت بيت کوين در برابر ميليون ها تراکنش نبود. هزینه های خرید و فروش بیت کوین، و نیز عدم توانایی شبکه برای سرعت بخشیدن به معاملات، طبیعت خود را تغییر داده است. در حال حاضر بیت کوین کمتر به عنوان یک روش پرداخت و بیشتر به عنوان یک فروشگاه ثروت دیجیتال استفاده می شود.

موارد استفاده اصلی Bitcoin در حال حاضر به عنوان یک ابزار سوداگرانه (بسیاری از معامله گران با نوسان قیمت های بزرگ جذب می شوند) و به عنوان یک “طلا دیجیتال” است . اینطور نیست که ساتوشی از ابتدا این مسئله را پیش بینی می کرد.

همانطور که در بالا ذکر شد، مارکس نیز پیش بینی نمی کرد که چگونه از ایدئولوژی خود می تواند برای دستکاری و بهره برداری از جمعیت استفاده کند. ایده یک اقتصاد بی خانمان، در عمل، توتالیتاریسم شد. پوپولیست  که ادعا می کرد که بهترین منافع کارگران در دارد، به قدرت برسد .

میراث آنها:

با این حال، هر دو تفکر بیت کوین و مارکسیست در فرم های جدید، همچنان زندگی می کنند.

مارکسیسم چندین جنبش کارگری در ایالات متحده را تحت تاثیر قرار داد و انتقادات مارکس از سرمایه داری هنوز هم توسط اقتصاددانان و جنبش های مردمی مطرح شده است. اگرچه، چندین کشور، دموکراسی های اجتماعی را به وجود آورده اند که شکل کلی تری از سرمایه داری را تبلیغ می کند.

در مورد بیت کوین، آینده آن در حال حاضر در مقابل ما قرار دارد. این ممکن است که راه حل نهایی  برای پرداخت Peer – to – Peer  نباشد. اما به عنوان یک کالای دیجیتال، چیزی که مردم را ثروتمند می کند، انقلابی بزرگ کرده است .

مارکس و ساتوشي هر دو ذهن های بزرگی بودند و ایده آنها همچنان ، به نفوذ در نسل هاي بعد ادامه خواهد داد. این بدان معنا نیست که آنها می دانستند و یا می توانستند کنترل کنند که چگونه این ایده ها در زندگی افراد تاثیر میگذارد. ما می توانیم ازایده آنها را استفاده کنیم، در حالی که اذعان می کنیم که پاسخ کامل و کامل ندارند.


پی نوشت :

  • نویسنده مقاله بالا تام گلدنبرگ که مدیرارشد قسمت فناوری اطلاعات در کمبریج است ، که درحال پژوهش برروی یک پلتفرم ترکیبی رمزنگاری و سهام برای سرمایه گذاران فعالیت میکند .
  • ترجمه بالا به دلیل عدم اطلاعات کافیم در رابطه با تئوری های اقتصادی ممکن دارای نقص باشه ، درصورتی که موردی مشاهده شده در کامنت ها برام بنویسید ، اصلاحشون میکنم .

سوالات جنسی و پیشتازی گوگل از سیری

توی فرهنگ های مختلف حرف زدن از  مسائل جنسی شاید خیلی آسون نباشه . عدم آگاهی و نبود دانش کافی عمده ترین دلیلی که انواع بیماری های جنسی و پدید میاره.

 

سوالات جنسی و پیشتازی گوگل از سیری

 

در استاندارد های قدیمی خانواده ایرانی آگاهی جنسی به این صورت بود که درباره نحوه انجام سکس اطلاعات در زمان خاصی که لزوما شب ازدواج بود به فرزند منتقل میشد . اما این روزا با فراگیر شدن اینترنت مسلما روش های قدیمی آگاهی رسانی هم فرق کرده . برای مثال اگر شما نیاز به دونستن روش انجام سکس داشته باشین یکی از اولین راهکار هایی که به ذهنتون میرسه اینه که در گوگل به جواب سوالتون برسین .

برای کسایی مثل من که به تکنولوژی علاقه شدیدی داریم برای رسیدن به اینترنت در دوجا خلاصه میشه یا مرورگر وب یا دستیار صوتی تلفن همراهمون.

جالبه که در گزارشی که توی خبرگزاری رویترز منتشر شده زمانی که محققان سوالات مشابهی همزمان به مرورگر وب  و دستیاران صوتی تلفن همراه  دادند نتایج مبتنی بر وب احتمال بیشتری داشتند که جواب درستی باشند .

نیک ویلسون پژوهشگر دانشگاه ولینگتون نیوزیلند  میگه :

“مردم اگر میخواهند مشاوره جنسیتی مبتنی بر اینترنت یا سایر توصیه های بهداشتی آنلاین را به صورت آنلاین انجام دهند، ابتدا باید به دنبال نتایج جستجوی گوگل لپتاپ خود باشند، و سپس Google Assistant را امتحان کنند و در مرحله سوم از دستیاران دیجیتالی مانند Alexa و Bixby استفاده نمایند اما اگر میخواهند نتایج غلط و اشتباهی را امتحان کنند Siri  احتمالا بهترین گزینه است .

ویلسون همچنین بر اساس بررسی های ما دو تا پنج درصد از افراد جامعه برای پاسخ به سوالات جنسی خودشون از اینترنت استفاده می کنند.

در این بررسی ها محققان برخی از سؤالات سلامت جسمی رایج را به موتور جستجوی گوگل دادند و همچنین با دو ابزار هوشمند، سیری و گوگل دستیار حرف زدند تا ببینند که  کامپیوترها  و گوشی های هوشمند چطور به این پرسش ها جواب می دهند.

برای هر سوال، دو عامل مهم  ارتباط و اعتبار جواب ها مورد بررسی قرار گرفته، و جواب هایی که  با پیوند به منابع معتبر بهداشت عمومی مثل سرویس بهداشت ملی انگلیس، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری، برنامه ریزی والدین یا بیمارستان ها و دانشگاه ها، نتیجه گرفته شده بود در رتبه بندی بالاتر قرار گرفتند.

و جواب هایی که به منابع کمتر قابل اطمینان مثل ویکیپدیا و یا تبلیغات محصول بود در رتبه بندی پایین تری قرار گرفتند.

نکته جالب اینجاست که  این تحقیقات نشون داده که  جستجوی آنلاین گوگل ۷۲ درصد بهترین جواب نمایش داده در مقایسه با آون دستیار صوتی گوگل ۵۰  در مواقع بهترین نتیجه رو به همراه داشته و Siri دستیار صوتی اپل ۳۲ درصد نتایج مرتبط رو نمایش داده است .

برای مثال، محققان از “نحوه ی داشتن رابطه جنسی” جستجو کرده اند، جستجوگرهای گوگل و دستیار گوگل، مردم را به فیلم های آموزشی درباره نحوه استفاده از کاندوم یا به یک ویدیو یوتیوب که با استفاده از آلت تناسلی چوبی روش استفاده از کاندوم رو آموزش میداد و دارای بیش از شش میلیون بازدید بوده، فرستاده است.

اما گوگل  هم کامل نیست. در جواب به یک سوال، گوگل یک کلیپ ویدئویی به نام “5 روش احمقانه را که مردم را به داشتن رابطه جنسی می اندازد” ارائه داد.

این مطالعه نشون داده که سیری هیچ ویدئویی از درباره آموزش رابطه جنسی در اینترنت را پیدا نکرده است. حتی زمانی که محققان از تصاویری از افرادی که در حال انجام سکس هستند خواستند، سیری برخی جواب های عجیب و غریب مثل تصاویر با بیگانگان، چیزی شبیه به کشتی های مردانه و عکس های بوسیدن  ارائه  داده.

هرچند زمانی که اطلاعات مربوط به عفونت های منتسب به بیماری های جنسی مورد جستجو قرار گرفت، سیری به بالای جدول اومد. سیری مکان های نزدیک را برای خرید کاندوم   ارائه داد.

این مطالعه یک آزمایش کنترل شده برای اثبات این بود که آیا جستجوهای آنلاین یا دستیاران دیجیتال قادر به ارائه بهترین جواب ها در مورد سلامت جنسی هستند یا خیر.

چند نکته :

حرف نزدن از جنسیت نه به صرف پورن یکی از تبعیضاتی که زن و مرد نمیشناسه و متاسفانه گریبانگیر همه ماست . اینکه من خودم رو بشناسم ، اعضای جنسیمو بشناسم نیاز هامو در یک رابطه جنسی بدونم و خیلی موارد دیگه نه تنها ترویج کننده فحشا نیست بلکه جلوگیری می کنه از حیلی از مشکلات بعدی .

بیاین یکم صریح تر باشیم ، نیاز جنسی چیزی که ما توی جامعمون اصلا بهش فکر نکردیم و هیچ برنامه ایم براش نداریم چرا چون یکی از خط قرمز ها به حساب میاد اما بوقتایی رد شدن از بعضی از خط قرمز ها کمک به حل خیلی از مشکلات میکنه .

این دقیقا مثل یک چرخست ، عدم پاسخ گویی به نیاز جنسی یعنی رابطه نا مشروع ، رابطه نامشروع یعنی در بهترین حالت فرزند نامشروع که توی جامعه ما با بدترین حالت هیچ فرقی نمیکنه ، بدترین حالت یعنی شیوع انواع بیماری های مقاربتی و …

پی نوشت :

برای شروع بعد نیست سری به وبلاگ ارشاد بزنید که چند وقتی شروع کرده تا از دونسته های جنسی بگه .

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

همه ما آرزوهایی داریم که گاهی بعضی از اونها واقعا غیرعملی هستند و یا فعلا عیر ممکنند . اصولا داشتن آرزو های مختلف دلیلی به داشتن امید به آیندست .

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

برای ما انسانها امری دور از اندیشه نیست اما اینبار جنس این آرزو ها کاملا فرق میکنه ، پرواز . شتر مرغ یکی از پرندگانی که توان پرواز نداره اما به کمک واقعیت مجازی تونست تجربه پرواز داشته باشه .

 

در ویدیویی که بالا مشاهده میکنید یک شترمرغ با استفاده از واقعیت مجازی به آرزوی پرواز میرسه .

چند سوال :

  1. اینکه به موجودی که توانایی خاصی نداره با کمک شبیه سازی امکانی بدیم اون موجود پس از آزمایش چه تاثیری بر روی زندگیش داره ، آیا این مصداقی از حیوان آزاری بحساب میاد ؟
  2. برخی از افراد شاخص مثل الون ماسک معتقده که دنیای ما ساخته یک ماشین شبیه ساز با ویژگی های خاص در صورت اینکه این امر درست باشه آیا ما امکان اعتراض به سازندگان این شبیه ساز و داریم ؟

چند نکته :

  1. در هر صورت بررسی واکنش های این شترمرغ میتونه تغییر دهنده آینده ما هم باشه ، اینکه با قرار دادن شخص در موقعیت های خطرناک بصورت مجازی و پس از اون قرار دادن شخص در محیط واقعی میتونه ایده اولیه ساخت ارتش هایی باشه که دیگه قرار نیست به صورت ابر انسان باشن  بلکه ارتشی هستند که یاد گرفتن برای نجات خودشون دست به هرکاری بزنن با توجیح کاملا منطقی .

پی نوشت :

این یک ویدویی تبلیغی از شرکت سامسونگ ، اینجا اونو قرار دادم بصرف ایده خلاقانشون در تبلیغ و نوشتن  نکاتی که به ذهنم رسید بد نیست در کنار این ویدیو بگم .

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

دوستم ، رضا یا گلادیاتور دست به کیبورد اخیرا توی وبلاگش مطلبی آورد با عنوان { هک و بی‌قانونی و بی‌سوادی اجتماعی } در رابطه با فرهنگ ما مردم نسبت به برخورد های احساسیمون با رویداد هایی که روزانه اتفاق میفتن و به جای اینکه ما به دنبال واقعیت اون ها باشیم ساده انگارانه از کنارشون رد میشیم .

این مطلب سبب شد تا نظراتمو نسب به این قضیه اینجا بیارم :

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

عوامل مختلفی وجود داره که هر جامعه ای از منطق محور بودن به سمت احساس محور بودن سوق میده ، مثله کم بودن میزان مطالعه ، مثله پایین بودن سطح علمی و در کنار این موارد نارضایتی های سیاسی ، فشار اقتصادی و معضلات اجتماعی هم باید اضافه کرد .
همه این موارد دست به دست هم میدن تا وقتی خبری مثل هک شدن تعدادی از سایت های ایرانی توسط داعش منتشر میشه ، جامعه واکنشی احساسی نسبت به این قضیه بده حتی مثلا نبودن دانش فنی کافی مدیر سایت هک شده بیفته گردن حکومت در صورتی این دو هیچ ربطی بهم اصلا ندارن .
این وسط کلمه هک یک معنی دو پهلو داره که بشدت به کار میاد چرا که طبق آموزش هایی که هالیوود به ما داده و به اجبار این رسانه ملی حوصله سر بر ما اونو به خورد ما میده ، اینه که هکر کسی که قدرت های ماورایی داره و میتونه به محض اینکه اراده بکنه به همه جا نفوذ کنه نیاز هاشو برطرف کنه و آزادانه بگرده بدون اینکه کسی بتونه اونو پیداش کنه .

مجله دانشمند اخیرا مقاله ای چاپ کرده درباره گروه هایی ترورستی افراطی مثل داعش با عنوان : داعش و معماری جدید خشونت این مقاله به نکته ای اشاره داره که به شدت در جامعه امروز ما وجودش داره احساس میشه و اون هم ایده آل گرایی . گروه هایی مثل داعش با وعده آینده بهتر شروع به جذب تحصیل کرده هایی میکنه که نتونستن آینده مناسبی با توجه به تحصیلاتشون پیدا کنن . { چیزی که متاسفانه ما امروز به شدت درگیرش هستیم ، عدم تعادل بین فارغ التحصیل های دانشگاهی و باز کار }

در مثالی دیگه خبر گذاری دویچه وله مقاله ای منتشر کرد با موضوع رابطه بین بیکاری و آزار های خیابانی نسبت به زنان در این مقاله که در منطقه خاورمیانه و در هفت کشور عربی با ۷ هزار مرد تحصیل کرده در رنج سنی ۲۲ تا ۴۲ سال انجام شده بررسی ها نشون داده که عدم رضایت از شرایط فعلیشون باعث شده که رو بسمت خشونت ببرن .
{ این معنی اینکه مردها موجودات هستن که باید حتما سرگرم باشن تا بشه تحملوشون کرد نیست (: }

برگردیم به کشور خودمون ، اصولا رسانه های ما سعی به نشون دادن همه مثال ها درون یک خانواده دارن ، همه مسائل و مشکلات در جامعه ایرانی در قالب یک خانواده باید حل بشه حتی گاهی نشون میدن که مردی ازدواج کرده اما قدر خانوادشو نمیدونه بعد پس از طی مشکلاتی سرش به سنگ میخوره و دوباره برمیگرده به آغوش خانوادش ،حداقل این موضوع توی فیلما کاملا درسته ، اما یک فیلم همیشه دو بخشه یکی جلوی دوربین یکی پشت دوربین .

هر شخصی برای اینکه بتونه فرد مفیدی برای اول از همه خودش ، خانوادش و در نهایت جامعش باشه نیاز به الگوهایی داره که بتونه از اونها الهام بگیره . افرادی که دنیارو با ایده هاشون ساختن ، مثال ملموسش مرحوم استیو جابز .

بدون شک هیچ کس نمیتونه این رد کنه که تا وقتی که استیو جابز زنده بود همه منتظر ایده های جدید اون بودن تا زندگی به سبک اون ادامه بدن ( از خوابیدن پشت در فروشگاه های اپل حساب کنین تا اینکه بسیاری از ایده های اون امروز الگوی شرکت های بزرگ دیگه شده ) . بعد از مرگ استیو جابز از رهبران دنیای فناوری افرادی کسی مثل بیل گیتس زیادی سنش بالاست و جاذبه ای برای نسل های جدید نداره یا مثل مارک زوکربرگ که هنوز نتونسته جامعه رو باقدرت امپراتورش وفق بده ( واکنش ها به بعد از انتخابات سال ۲۰۱۶ امریکا ) اما الون ماسک کسی با ایده های نوآورانش که تاحدودی تونسته جایگزینی مناسب برای استیو جابز مرحوم باشه .

اگر سری به تاریخ بزنیم و مقایسه ای بکنیم بین سازمان های فضایی امریکا و شوروی متوجه نکته ای جالب میشیم ، ناسا امروز با اینکه بسیاری از مدیران ارشدش اصلا امریکایی نیستن جزو افتخارات امریکایی ها محسوب میشه چرا ؟

از دوران جنگ سرد امریکا با بهره برداری از تیم موشکی آلمان نازی صنعت هوا فضای خودشو راه انداخت و با تبلیغ اونو روزبه روز بزرگترش کرد درصورتی که اصلا روسای مجموعه امریکایی نبودن به جای اون در شوروی با اینکه تیم فضایی اونها همه روس بودن اما هیچ وقت دیده نشدن و امروز هم کسی به اونها اهمیتی نمیده .

اما در جامعه ما تقریبا میشه گفت که الگو سازی اصلا وجود نداره یا اگر هم هستن دیده نمیشن { منظورم کسی که بتونه زندگی امروز رو برای ما متعادل کنه ، منظورم دقیقا در بحث اجتماعی و علمی نه در مباحث سیاسی و اقتصادی ، وجود چنین کسی در جامعه حتی فشار های اقتصادی و سیاسی هم برای مردم متعادل میکنه } برای جامعه ای مثل ما که تجملات هالیوودی یاد گرفته و الگو های حکومتی تنها موارد ملموس زندگیش به حساب میاد و همچنین در کنار اینها فشار اقتصادی و دو دستگی سیاسی هم بهش فشار میاره ، یک هکر به شکل هالیوودیششاید بهترین گزینه امید بخش باشه که ما رو به ایده آل هامون نزدیک تر میکنه .

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

همونطور که رضا در انتهای نوشتش گفته { هک یعنی استفاده از یک روش سریع و هوشمندانه برای حل مشکلی تکنیکی و غلبه بر محدودیت‌ها و هکر یک برنامه‌نویس کنجکاو است که صدمه‌ای وارد نمی‌کند و حتی باعث تحکیم انتقالات می‌شود. } اگر ما قهرمانانی مثل استیو جابز پرورش بدیم نه تنها این احساسات محور بودن از جامعه ما دور میشه امید ها و ایده آل هامون به فرم ملموس تر بر میگرده و دیگه شاهد اشتباهات بچه گانه ای به اسم هکر هم نیستیم .

پیشنهاد آخر هفته

بعد از مدتها امروز تصمیم گرفتم یکم تفریح کنم اما از اونجایی که این رسانه ملی
حوصله سر بر ما طبق روالش هیچوقت هیچی نداره توجهم به سایر گزینه های روی میز جلب شد (:
من مدتها بود که فرصت نکرده بودم تا یه فیلم ببینم برای همین گزینه اولم شد فیلم .
اما سوالی که پیش میاد چه فیلمی ؟

ice-age-collision-course

عصر یخبندان ۵

عصر یخبندان : دوره برخورد ، جدا ازاینکه یه کارتون عالی بود نسبت به خیلی از فیلم هایی که میشد برای تماشای اونها در آخر هفته برنامه ریزی کرد قسمت ۵ این مجموعه تبدیل شد به یکی از منحصر به فردترین ها برای من .

اما چرا ؟ چرا منحصر به فردترین ؟
برعکس قسمت های قبل که همشون دوبله شد دیدم [حتما دوبله شده رو هم تماشا میکنم ارزش وقت گذاشتن به نظرم داره ] این قسمت به زبان اصلی دیدم . این قسمت پر از سوژه جذاب علمی مثل تله پورتر که این کارتون رو جدا میکنه از یه فیلم سرگرم کننده صرف و پر از شوخی های بامزه که اگر کمی هم انگلیسی بلد باشین راحت متوجه قضیه میشین .

همیشه کارتون محلی بوده برای رویا پردازی های آدم ها هر اتفاقی میتونسته که توی یه کارتون صورت بگیره .
عصر یخبندان برای این پیشنهاد میکنم که حتما ببینیدش که (اگر مثل من هنوز کارتون ها جزئی از سرگرمی های مورد علاقتونه) چرا که شما برمیگردونه به رویا پردازی های سالها قبل در کنار این که آمادتون میکنه تا با تکنولوژی های نچندان دور آشنا بشین .