یک سالگی

یک سالگی

امروز یک ساله شدم ، یک سال با تمام فراز و فرود ها با تمام امید ها و نا امیدی ها و اینکه هیچ وقت فکر نمیکردم تا یک سال دوام میارم که بنویسم .

من نه نویسندم ، نه فیلسوفم ، نه سیاست مدارم … من یک علاقمند به علمم و سعی میکنم روش بهتر زندگی کردن با کمک علم پیدا کنم .

توی یکسالی که با شما بودم سعی کردم که دنیای یک علاقمند به علم بی واسطه و محدودیت با شما به اشتراک بزارم .

ایده اولیه هادی دات نت سرگرمی بود اینکه جایی باشه که به مرور توسعه پیدا کنه سرگرمم میکرد و تقریبا با توجه به اون ایده اولیه هنوز به نیمی از پتانسیل برای گسترش این بلاگ نرسیدم اما امیدوارم که به مرور به اونها هم جامع عمل بپوشونم .

از این به بعد که وارد سال دوم شدم تلاش میکنم که اشتباهاتم در نوشتار کم کنم گستره نوشتاریمو بیشتر کنم و بی پرده تر حرف بزنم چرا که معتقدم ما در جهانی هستیم که پیشرفتشو مدیون حرف زدن برای سرگرمیه .

ما حرف میزنیم تا سرگرم باشیم تا ایده های جدید پیدا کنیم پس دیگه این معنی تولد نیست این به معنای ورود به مرحله بعدیه .

لانتوری

دیروز اختتامیه فستیوال فیلم فجر بود ، توی تب و تاب سینمایی این روزا انتخاب یک فیلم
شاید که نه قطعا کاره سختیه ، اما در تعطیلات آخر هفته تماشای یک فیلم یکی از بهترین گزینه هاست .

لانتوری

بعد از یکسال از اکران فیلم لانتوری بالاخره تصمیم به تماشای اون گرفتم فیلمی که اصلا با
ذائقه فیلمی من اصلا سازگاری نداره .
لانتوری فیلمی با اسم عجیب و بازیگرانی که گریمای عجیب تری دارن .
داستان لانتوری یک داستان بروزه از معضلات جامعه ماست اسید پاشی .
داستان از یک عشق شروع میشه که به انتقام و بخشش ختم میشه ، کلیت داستان یک کلیت تکراری توی سینمای ما اما در یک قالب جدید با موضوعی جدید به تصور کشیده شده . از نظر نقادانه فیلمی بود که انتهای اون از دیدنش پشیمون نمیشید .

لانتوری فیلمیه که در عین ناامیدی به خاطر داستان مریم بسیار هم امید بخشه به خاطر بخشش مریم ، بخشش و امید مفاهیمی هستند که کمتر دیده میشن توی سینمای ما اینبار به موقع و بایک داستان پردازی مناسب در زمانی مناسب به جامعه تزریق شدند .

تبریک ، تقبیح ، نظر و پیشنهاد

        • دو تبرک به رضا درمیشیان بابت فیلمی که ساخته ؛  تبریک اول درباره فیلم ، دو روایت در یک قاب که به موازات هم پیش میرن و بیننده رو خسته نمیکنه در عوض کاملا با داستان فیلم درگیر میشه ،تبریک دوم  به خاطر زمان سنجی به موقع در ساخت  و روایت نکاتی که تا الان کمتر دیده شدن
        • تبریک به نوید محمد زاده و مریم پالیزبان به خاطر بازی بینظریشون توی فیلم
        • تقبیح از این جهت که خراب کردن آینده هر فرد در هر دین و مسلکی گناه نا بخشودنی که امیدوارم روز به روز کمتر دیده بشه .
        • در جایی از فیلم خانوم وکیل میگه این فیلم داستان مریم و بخشش لانتوری اسم خوبی برای فیلم نیست که حق داره .

فیلم لانتوری با اینکه تقریبا به موقع ساخته و پخش شد اما دوتا ایراد هم بهش وارده ،اینکه لزوما خشونت علیه زنان در جوامعی مثل ما دلیلش فقط بحث عاطفی نیست که ایکاش این نیز توی فیلم گونجونده میشد .

شاید نباید گفت که  در قالب یک فیلم ۱۰۰ دقیقه ای امکان اضافه کردن بحث آموزش نیست  حالا که سینمای ما داره پوست میندازه و به سمت و سویی میره که معضلات جامعه رو دستمایه ساخت یک فیلم میده خودش دست به کار بشه و آموزش هم بده نه فقط بخشش اینکه اگر در مسیری به بن بست خوردید نباید دست به کاری بزنید که هیچ راه برگشتی نداره بلکه تغییری توی مسیر خیلی ها داده بشه .

بیشتر :

موارد بیشتر در اینجا و اینجا و اینجا میتونید مشاهده کنید .

 

تهرانگرد ، بی نظمی ، ۹۵ غمگین

بعد از مدتها اتفاقی باعث شد تا تهرانگرد و دوباره زندش کنم . امسال میشه گفت
که یکی از تلخ ترین سال هایی بود که ازش گذشتیم ، مرگ چند آتش نشان قهرمان
و کلی رخداد دیگه که همه مارو عزادار کرد . اما دلیلی که باعث شده مطلب امشبمو بنویسم مرگ اون افراد نبود بلکه دلیلی کاملا متفاوت اما مرتبط با قضیه داره .
همه زیاد شنیدیم ، گفتیم و دیدیم که :

تهران شهر شلوغ و پر دودیه – به هر مناسبت با دلیل و بی دلیلی مدرسه ها رو تعطیل میکنیم برا آلودگی انگار که مابقی افراد بیمار نمیشن طوری که همون بچه مدرسه هایی هم که تعطیل کردیم خونه بند نمیشن – هر سال سیمنار نیست که برگزار نمیکنیم که چطور آلودگی هوای تهران و کاهش بدیم و …

چند شب پیش به دلایلی تصمیم گرفتم که همراه خانوادم از محل سکونتم تا شمال تهران بریم مسیری که بنا به حکمیت نقشه گوگل باید نیم الی یک ساعت با استفاده از خودروی شخصی طول بکشه اما نزدیک به ۴ ساعت طول کشید .

چرا ؟

دلیلش کاملا واضحه : چون مدیریت شهری کاملا بی نظمه البته از حق نگذریم بخشی از این بی نظمی مقصرش خود ما هم هستیم که حل این معظل جزو مطالباتمون قرار نمیدیم

بیاید به قضیه از جنبه ای دیگه نگاه کنیم ؛ توی یک خانواده وقتی رئیس خانواده یعنی پدر خانواده ابتلا به بیماری اعتیاد داشته باشه قطعا روی فرزندانش هم اثر خودشو میزاره حتی اگر خوده پدر این اتفاق و نخواد .

هر سال به مناسب های مختلف تبلیغات تلویوزیون خراب میشه روی افکار بیننده ها که چرا ماشین تک سرنشین میارید بیرون هوارو آلوده میکنید . یا کلی بازیگر میاریم تلویزیون که بگن که هوای تهران آلودس و خیلی چیزای دیگه که مدلاشو زیاد دیدیم.

جالب قضیه اینجاست که هر کدوم از ارگانهایی که باید راهی واسه حل این مشکل پیدا کنند از اصل چهارگانه استفاده میکنند :
وقتی مشکل تازه شروع شده هنوز جدی نیست ، میگن ؛

اصن مگه مشکل داریم ؟

بعد که شروع به گسترش کرد ، اعلام میکنن؛

ما هم چیزایی شنیدیم ، اما باید بیشتر بررسی کنیم .

وقتی قضیه جدی شد ،میگن ؛

بررسی کردیم فهمیدیم مشکل وجود داره ، داریم دنبال راه حل میگردیم .

وقتی که کار از کار گذشت ، میگن ؛

حیف که کار از کار گذشت اما برنامه ریزی میکنیم که در آینده دیگه پیش نیاد .

خلاصه که همیشه وضع به همین روال میگذره اما هیچکس انگار علاقه ای به حل معضلات تهران یکبار برای همیشه نداره .

صورت مسئله :

تهران جدا از مسائل دیگش دوتا معضل اصلی داره ؛ ترافیک و آلودگی هوا که باید یکبار برای همیشه حل بشه .

راه حل :

راه حل این دوتا ساده تر از اونی که فکرشو میکنیم . چرا تهرانی که ۱۲ میلیون جمعیت ثابت و ۲ میلیون جمعیت متغیر داره نباید پارکینگ طبقاتی به اندازه نیاز داشته باشه . خیلی از خیابون های تهران بافت شهریش مربوط به دوران قبل از انقلاب ، خیابونی که چهار باند داره رو میایم دو طرفه میکنیم ، مشکلی نیس بعد تو همون خیابون دوباند هم میره برای پارک خودرو های ساکنین ، میمونه دو باند اونوقت اینطوری میشه که ترافیک بوجود میاد و در نتیجه آلودگی هوا به دنبالش ایجاد میشه .

درصورتی که با ایجاد یه پارکینگ طبقاتی هم مشکل ترافیک خیلی از خیابون های تهران حل میشه ، هم کارگاه های تولیدی فعال میشن و هم تعدادی افراد میرین سره کار این یعنی با یک تیر ، سه نشون میزنیم .

اینطوری دیگه لازم نیست توی شعارهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس ، شورای شهر … کاندیداها بگن شهر تهران افسردس ما انتخاب شیم شهر شاد میشه .

حالا بماند که نصف دیگه از معضلات شهر تهران به خاطر عدم آینده نگری و یا نخواستن توجه به آینده شهر تهران پدید میاد ، بعد همه مشکلات به خاطر عدم همبستگی مردم برای طلب به حق نیازمندی های طبیعیشون میفته توی زمین اونها .

اینجاست که مثال معروف” گنه کرد در بلخ روزی آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری “ پیش میاد . وسایل حمل و نقل عمومی کمه اما مشکل ترافیک به خاطر مردمه .

نمیدونم چرا ما یاد گرفتیم که به جای حل درست مسئله صورت مسئله رو اونطور که میخوایم عوضش میکنیم .

لینوکس و پورن [قسمت اول]

چند روز وبسایت اینفو ورد خبری منتشر کرد که بیشتر جنبه فان قضیه مجبورم کرد که اینجا بنویسم ازش :

کاربران لینوکس ٪۱۴ بیشتر به تماشای وبسایت پورن هاب پرداختند

قضیه از این قرار که وبسایت پورن هاب که یکی از وبسایت های شناخته شده برای پورن
به حساب میاد هر سال گزارشی منتشر میکنه که در اون به جزئیات از کاربران سایت بصورت ناشناس شرح میده .
در گزارشی که اخیرا منتشر شده نشون میده که ٪۱۴ از ترافیک سایت کاربران لینوکسی به خودشون اختصاص دادن.

پورن هاب جزئیات بسیار زیادی در مورد کاربرانش در پستی در
وبسایتش به اشتراک گذاشته :

این به نظر میرسد که سال ۲۰۱۶ هرگز نمی خواهد به پایان برسد ، اما ما در اینجا در آغار چیزی هستیم که امیدواریم شادی و سلامتی در سال ۲۰۱۷ باشد.

به طور کلی همه چیز بسیار پایدار بوده به مانند گذشته اما پسران ما مصممند تا فصل جدیدی را رقم بزنند .ما سال خوبی در پورن هاب پشت سر گذاشیتم ، ما در سالی که گذشت داده های بسیاری ارائه کردیم .

در طول سال ما روند جستجوی بسیار جالبی در پورن هاب پوشش دهی کردیم .ما همچنین بررسی کردیم که  چگونه حوادث خاص می تواند ترافیک پورن هاب را تحت تاثیر قرار دهدکه در آن به همه رویدادهای مهم از جمله بازی های المپیک، لیگ اصلی بیس بال، برف طوفان و البته انتخابات ریاست جمهوری توجه شده است.

همانطور که ما برای سه سال  گذشته این کار را انجام داده ایم، ما در حال آماده سازی گزارشمان برای چهارمین سال پیاپی ، سال ۲۰۱۶ هستیم .

وقتی که وارد پورن هاب میشوید …به طور فزآینده ای مهم است که درخواست شما از چه دستگاهی [اپل یا اندروید] به سرور های ما منتقل شده است ؟ و پورن هاب هیچ وقت این شانس رابرای گزارش رفتار متفاوت بین کاربران سیستم عامل های مختلف را از دست نمی دهد .بنابراین در سالی که گذشت ،به این مورد نیز توجه شده است .

بیایید به دسکتاپ شروع کنیم ، در حالی که کاربران ویندوز تسلط بی چون چرای خود را با ٪۸۰ در حفظ کرده اند ، شاهد افزایش کاربران مک او اس با ٪۸ درصد و لینوکس با افزایش چشم گیر ٪۱۴ درصد هستیم .

بازی در زمین موبایل میان اندورید و آی او اس در تعادل است . کاربران اندروید با ٪۳ از کاربران آب او اس جلوتر هستند (٪۴۷ از کاربران پورن هاب از موبایل استفاده میکنند)کاربران اندروید ٪۵ نسبت به سال قبل افزابش داشته است .

ادامه در پورن هاب

4-pornhub-insights-2016-year-review-operating-system-100704284-orig

در این بین کاربران اینترنت هم نظرات خودشون در این مورد به اشتراک گذاشتن که هم جالبه هم قابل توجه

هایون : ها ها ، چه کسی …درباره کلینتون و دونالد ترامپ در پورن هاب جستجو میکند ؟


مایک : این قانون ۳۴ اینترنته : اگر چیزی وجود داشته باشه قطعا برای اون پورن هم وجود داره ، این به این نکته اشاره داره که اگر جستجویی در مورد کلینتون و ترامپ اتفاق می افتد قطعا موراد بسیار زیادی برای اون وجود داره .


بلابلابلا : ایا شما این اطلاعات ( خصوصا جنسیت ) از پروفایل های افراد بدست اوردین ویا از روش های دیگه.


باب : این باید جالب باشه که بعنوان یک برنامه نویس برای کمپانی های پورن کار کنی .

 


حالا به عنوان چالشی برای گیک ها : شما پورن با کدوم سیستم عامل ترجیح میدین بیبین (: و یا اصولا میبینید یا نه ؟

پ ن : همونطور که بالا گفتم جنبه فان قضیه رو گذاشتم برای این قسمت اما توی پارت دوم یکم بحث جدی تر میشه .

ماجرای یک پیامک

این یک نوشته راجع به پیامک های تبلیغاتی تخفیفی نیست . این یک نوشته درباره
پیامک های تبلیغاتی اپراتورهای تلفن های همراه هم نیست .
حتی این نوشته درباب پیامک شیرین واریز پول به حساب (:
یا غم انگیز بر داشت از حساب هم نیست ):
این نوشته ماجرای یک پیامک از رسانه حوصله سر بر خودمونه . توی شبکه های این رسانه
حوصله سر بر ما ، شبکه نسیم برنامه ای داشت به اسم کتاب باز
کتاب باز
این برنامه درباره فرهنگ کتاب و کتابخوانی بود ، البته نوشتم بود چرا که اخیرا این برنامه تموم شده اما به روال همه برنامه های این رسانه حوصله سر بر ،روی محوریت گفتگو میگذشت .
هر قسمت یکی از بازیگران یا نویسنده ها یا … بطور کلی يه آدم شناخته شده رو به برنامه دعوت میکردن که بگه :

مردم کتاب بخونید

خب این که بسیارهم عالیه اما این نوشته درباره خوده برنامه کتاب باز و یا اینکه مردم کتاب بخونید هم نیست .
این نوشت ماجرای یک پیامک ، برنامه کتاب باز طی دوره
پخشش یک مسابقه پیامکی داشت که هرروز سوالی که توی برنامه مطرح میشد باید
توسط مخاطب از طریق پیامک جواب داده میشد .
اما بعد از برنامه شاید کاره جالبی که این برنامه انجام دادش همین بود که هر روز
یک سوال مطرح میکنه برای مخاطباش میفرسته . اینکه هر روز صبح به جای هزار یک
جور پیامک های درشت و کوچیک تبلیغاتی فروشگاه های زنجیره ای تا پیامک های تبلیغاتی
ایرانسل (: پیامکی از جنس مطالعه با طعم یک جمله از نویسنده ،شاعر و یا متفکر بزرگ
که روزتونو باهاش شروع کنید
در کنار پیامکی خاص از جنسی خاص میتونه یک روز عالی بسازه .
این برنامه شاید یکی از معدود برنامه هایی باشه که تونست بین این همه شلوغی های زندگی امروز کمی چاشنی آرامش هم برای مخاطباش بیاره .
از حق نگذریم این رسانه ملی حوصله سر بر یه وقتایی از دستش در میره و برنامه هایی میسازه که ارزش داره اما فقط هر چند سال یبار این از این اتفاقا میفته (: