قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

دوستم ، رضا یا گلادیاتور دست به کیبورد اخیرا توی وبلاگش مطلبی آورد با عنوان { هک و بی‌قانونی و بی‌سوادی اجتماعی } در رابطه با فرهنگ ما مردم نسبت به برخورد های احساسیمون با رویداد هایی که روزانه اتفاق میفتن و به جای اینکه ما به دنبال واقعیت اون ها باشیم ساده انگارانه از کنارشون رد میشیم .

این مطلب سبب شد تا نظراتمو نسب به این قضیه اینجا بیارم :

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

عوامل مختلفی وجود داره که هر جامعه ای از منطق محور بودن به سمت احساس محور بودن سوق میده ، مثله کم بودن میزان مطالعه ، مثله پایین بودن سطح علمی و در کنار این موارد نارضایتی های سیاسی ، فشار اقتصادی و معضلات اجتماعی هم باید اضافه کرد .
همه این موارد دست به دست هم میدن تا وقتی خبری مثل هک شدن تعدادی از سایت های ایرانی توسط داعش منتشر میشه ، جامعه واکنشی احساسی نسبت به این قضیه بده حتی مثلا نبودن دانش فنی کافی مدیر سایت هک شده بیفته گردن حکومت در صورتی این دو هیچ ربطی بهم اصلا ندارن .
این وسط کلمه هک یک معنی دو پهلو داره که بشدت به کار میاد چرا که طبق آموزش هایی که هالیوود به ما داده و به اجبار این رسانه ملی حوصله سر بر ما اونو به خورد ما میده ، اینه که هکر کسی که قدرت های ماورایی داره و میتونه به محض اینکه اراده بکنه به همه جا نفوذ کنه نیاز هاشو برطرف کنه و آزادانه بگرده بدون اینکه کسی بتونه اونو پیداش کنه .

مجله دانشمند اخیرا مقاله ای چاپ کرده درباره گروه هایی ترورستی افراطی مثل داعش با عنوان : داعش و معماری جدید خشونت این مقاله به نکته ای اشاره داره که به شدت در جامعه امروز ما وجودش داره احساس میشه و اون هم ایده آل گرایی . گروه هایی مثل داعش با وعده آینده بهتر شروع به جذب تحصیل کرده هایی میکنه که نتونستن آینده مناسبی با توجه به تحصیلاتشون پیدا کنن . { چیزی که متاسفانه ما امروز به شدت درگیرش هستیم ، عدم تعادل بین فارغ التحصیل های دانشگاهی و باز کار }

در مثالی دیگه خبر گذاری دویچه وله مقاله ای منتشر کرد با موضوع رابطه بین بیکاری و آزار های خیابانی نسبت به زنان در این مقاله که در منطقه خاورمیانه و در هفت کشور عربی با ۷ هزار مرد تحصیل کرده در رنج سنی ۲۲ تا ۴۲ سال انجام شده بررسی ها نشون داده که عدم رضایت از شرایط فعلیشون باعث شده که رو بسمت خشونت ببرن .
{ این معنی اینکه مردها موجودات هستن که باید حتما سرگرم باشن تا بشه تحملوشون کرد نیست (: }

برگردیم به کشور خودمون ، اصولا رسانه های ما سعی به نشون دادن همه مثال ها درون یک خانواده دارن ، همه مسائل و مشکلات در جامعه ایرانی در قالب یک خانواده باید حل بشه حتی گاهی نشون میدن که مردی ازدواج کرده اما قدر خانوادشو نمیدونه بعد پس از طی مشکلاتی سرش به سنگ میخوره و دوباره برمیگرده به آغوش خانوادش ،حداقل این موضوع توی فیلما کاملا درسته ، اما یک فیلم همیشه دو بخشه یکی جلوی دوربین یکی پشت دوربین .

هر شخصی برای اینکه بتونه فرد مفیدی برای اول از همه خودش ، خانوادش و در نهایت جامعش باشه نیاز به الگوهایی داره که بتونه از اونها الهام بگیره . افرادی که دنیارو با ایده هاشون ساختن ، مثال ملموسش مرحوم استیو جابز .

بدون شک هیچ کس نمیتونه این رد کنه که تا وقتی که استیو جابز زنده بود همه منتظر ایده های جدید اون بودن تا زندگی به سبک اون ادامه بدن ( از خوابیدن پشت در فروشگاه های اپل حساب کنین تا اینکه بسیاری از ایده های اون امروز الگوی شرکت های بزرگ دیگه شده ) . بعد از مرگ استیو جابز از رهبران دنیای فناوری افرادی کسی مثل بیل گیتس زیادی سنش بالاست و جاذبه ای برای نسل های جدید نداره یا مثل مارک زوکربرگ که هنوز نتونسته جامعه رو باقدرت امپراتورش وفق بده ( واکنش ها به بعد از انتخابات سال ۲۰۱۶ امریکا ) اما الون ماسک کسی با ایده های نوآورانش که تاحدودی تونسته جایگزینی مناسب برای استیو جابز مرحوم باشه .

اگر سری به تاریخ بزنیم و مقایسه ای بکنیم بین سازمان های فضایی امریکا و شوروی متوجه نکته ای جالب میشیم ، ناسا امروز با اینکه بسیاری از مدیران ارشدش اصلا امریکایی نیستن جزو افتخارات امریکایی ها محسوب میشه چرا ؟

از دوران جنگ سرد امریکا با بهره برداری از تیم موشکی آلمان نازی صنعت هوا فضای خودشو راه انداخت و با تبلیغ اونو روزبه روز بزرگترش کرد درصورتی که اصلا روسای مجموعه امریکایی نبودن به جای اون در شوروی با اینکه تیم فضایی اونها همه روس بودن اما هیچ وقت دیده نشدن و امروز هم کسی به اونها اهمیتی نمیده .

اما در جامعه ما تقریبا میشه گفت که الگو سازی اصلا وجود نداره یا اگر هم هستن دیده نمیشن { منظورم کسی که بتونه زندگی امروز رو برای ما متعادل کنه ، منظورم دقیقا در بحث اجتماعی و علمی نه در مباحث سیاسی و اقتصادی ، وجود چنین کسی در جامعه حتی فشار های اقتصادی و سیاسی هم برای مردم متعادل میکنه } برای جامعه ای مثل ما که تجملات هالیوودی یاد گرفته و الگو های حکومتی تنها موارد ملموس زندگیش به حساب میاد و همچنین در کنار اینها فشار اقتصادی و دو دستگی سیاسی هم بهش فشار میاره ، یک هکر به شکل هالیوودیششاید بهترین گزینه امید بخش باشه که ما رو به ایده آل هامون نزدیک تر میکنه .

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

همونطور که رضا در انتهای نوشتش گفته { هک یعنی استفاده از یک روش سریع و هوشمندانه برای حل مشکلی تکنیکی و غلبه بر محدودیت‌ها و هکر یک برنامه‌نویس کنجکاو است که صدمه‌ای وارد نمی‌کند و حتی باعث تحکیم انتقالات می‌شود. } اگر ما قهرمانانی مثل استیو جابز پرورش بدیم نه تنها این احساسات محور بودن از جامعه ما دور میشه امید ها و ایده آل هامون به فرم ملموس تر بر میگرده و دیگه شاهد اشتباهات بچه گانه ای به اسم هکر هم نیستیم .

“یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!”

یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!

از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شده تا قانون منع ورود اتباع ۷ کشور به خاک آمریکا امضا کرده اتفاقات ریز و درشتی زیادی پیش اومده که این مرد نارنجی پوست تبدیل شده به یکی از جذاب ترین سوژه های خبری دنیا .

این بار هم ترامپ و دولتش خودشو سوژه خبری کردند که هم کمی با مزه و هم قابل تامل به حساب میاد.

یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!

خبری که منتشر شده به شکله که : “کسانی که درخواست ویزای آمریکا می‌کنند یا قصد ورود به خاک این کشور را دارند، از این پس احتمالا با این پرسش روبرو خواهند شد: “از کدام وبسایت‌ها بازدید می‌کنید؟ رمز عبورتان را بدهید.”

به گفته جان کلی وزیر امنیت داخلی امریکا  :

مطالبه رمز عبور تنها یک ایده است و هنوز به صورت قانون رسمی در نیامده است. با این حال او تأکید کرده است که نهادهای مربوطه در دولت ترامپ “مشغول تأمل در مورد گسترش بررسی‌ها یا افزودن تأییدیه‌های بیشتر” هستند، حتی اگر این بررسی به طولانی شدن روند رسیدگی به درخواست رودادید ورود منجر شود.

به گفته جان کلی تقاضا برای افشای رمز عبور می‌تواند به منزله بخشی از بررسی‌ها در مورد مسافران باشد تا بدین وسیله بتوان در برابر تهدید احتمالی واکنش درخور نشان داد. این مسافران آنگونه که از گفته‌های وزیر امنیت داخلی آمریکا برمی‌آید، شهروندان هفت کشوری هستند که دستور مهاجرتی دونالد ترامپ شامل حال‌شان می‌شود،به گفته جان کلی چنانچه این افراد واقعا قصد ورود به آمریکا و بازدید از این کشور را داشته باشند، “همکاری خواهند کرد، اگر هم نکنند، به سلامت! نفر بعدی!”

رمز عبورتان را بدهید

:

اگر این ایده به تایید نهایی و تصویب برسه میتونه یک معنی داشته باشه و اونم اینکه اگر میخواین به آمریکا سفر کنید جدا از تمامی موارد قبلی باید مواظب تفکرات دوستانتون هم باشید که یکوقت خلاف سیاست های امریکا نباشه (:

اما جدا از طنز قضیه این نکته مهمیه که چحور افرادی میتونن وارد خاک امریکا بشن و از طرفی ایا دولت آمریکا این ضمانت میده که فقط در صورت بروز خطر به بررسی صفحات اجتماعی میپردازه .

نکته ای که هست اینکه لزوما بسیاری از مردم اطلاعات واقعی خودشونو وارد نمیکنن و این یعنی کسی که بخواد فعالیت ترورستی بکنه با یک تغییر قیافه خیلی راحت میتونه به هدفش برسه

سوالی که پیش میاد این سازوکار بر چه مبنایی قرار جلوی اتفاقی یگیره زمانی که خودش از اساس نقاط ضعف زیادی داره .


پ ن : هادی دات نت یک وبلاگ خبری نیست اما ازونجایی که بعضی از اخبار هم به هم نوشته های من مربوط میشه اونهارو هم به نوشته هام اضافه میکنم .

نوشته های مرتبط : چرا هرکول پوآرو را دوست دارم ؟

منبع خبر :از مسافران آمریکا ممکن است رمز عبور رسانه های جمعی شان خواسته شود

 

این درباره اقتصاد و کنترل جامعه اس

“this is not about terrorism
terrorism it’s the excuse
this is about economic and social control
and the only thing you really protected it’s the principle of the government”

از نظر من فیلم اسنودن جدا از اینکه تلاش کرد تا براساس مستندات روایتگر زندگی اسنودن باشه همزمان نشون داد که اسنودن آدمی نیست که فقط به خاطر آزادی باشه که تصمیم به تحول میگیره ، اسنودن آدمیه که به خاطر ماجراجویی وارد بزرگترین سازمان امنیتی دنیا میشه به خاطر همین ماجراجویش بارها large_e5vq0hztquculn2fk80qd2gskfc
تا مرز انفجار میره اما بازم با خودش کنار میاد تا اینکه یروز متحول میشه ، تحولی که دلیلش دوست دخترش بوده

In hiding the means of security and security means victory

اسنودن توی فیلم بارها با استادش حرف میزنه کسی که به دفعات جلوی انفجار اونو میگیره ، البته با ترفند های مختلف ، از تحریک حس وطنخواهی ، پیشنهاد پول ، کار با حرفه ای ها و دسته آخر هم میخواد که از حس مالکیت اون نسبت به معشوقش استفاده کنه . اسنودنی که فیلم نشون میده مردیه که بشدت علاقه به تکنولوژی داره ، سوال های زیادی داره اما خوانوادشم خیلی دوست داره و این ها عواملین که بارها مانع جدایی اون از سازمانش میشن .

این درباره اقتصاد و کنترل جامعه اس

در کل به نظرم کل فیلم اسنودن خلاصه میشه به همین جمله : این درباره اقتصاد و کنترل جامعه اس این دقیقا تعریف یک سازمان اطلاعاتیه .
اسنودن
فیلم اسنودن با اینکه یک فیلم کامپیوتری سیاسی در ژانر تریلر-بایوگرافی برای کسی که دقیقا علاقمند به این ژانر [تریلر] رو باید سر وجد بیاره اما برای من که اینطور نبود . اسنودن آخرین ساخته اولیور استون ، با تمام نقدایی که از نظر خودم به این فیلم وارده ، فیلمی خوش ساخته که حداقل آخر فیلم از اینکه براش وقت گذاشتین متاسف نمیشین حسی که در فیلم W [فیلم زندگی جورج بوش ] به شدت بهش میرسین.

این فیلم به شدت به گیک های بد از این پیشنهاد میکنم ، چرا که جدا از ساختار فیلم گونه ، فیلمی پر از اصطلاحات و رویکردهای نو در دنیای کامپیوتره ، که در قالب یک فیلم با این اصطلاحات و رویکردها آشناتون میکنه .