چرا بی طرفی شبکه باید برای همه اهمیت داشته باشد.

در آخرین روزهای تعطیلات نوروز خبرهای ضد و نقیضی مطرح شد درباره احتمال فیلتر تلگرام  و جایگزینی نمونه داخلی به بهانه محافظت از امنیت داخلی . اگر به یاد داشته باشین در چند سال گذشته همیشه در امریکا بحث شنود تماس تلفنی مردم مطرح بوده و با واکنش های اعتراضی از سوی مردم روبرو شده . شاید بد نباشه گاهی ماهم یاد بگیریم که چطور روش های اعتراضی مسالمت آمیز  استفاده کنیم.

ویدیویی که در زیر قرار دادم درباره اهمیت بی طرفی شبکه حرف میزنه . درسته که خیلی از سرویس هایی که اسم میاره با اینترنتی که ما ازش استفاده میکنیم بصورت پیش فرض یا فیلتر باشن یا به دلیل سرعت کم اون ها طرفداری نداشته باشن اما بد نیست که این اهمیت رو بارها به خودمون یاداوری کنیم تا مبدا روزی بخواهیم حسرت بخوریم .

گوگل خبیث ، گوگل دوست داشتنی

تا حالا به محصولاتی که گوگل دقت کردین ، از ارسال ایمیل ، فکس دسته بندی عکس ها و …. تا گوگل کد ، گوگل اسکولار و ابزار هایی از این دست .این ابزار ها هرکدومشون بنا به سیاست های گوگل و یا فشار هایی که بهش وارد میشه روی ما یا فیلتر میشن یا از اساس زیر ساخت هاش قابل پیاده سازی داخل کشور نیست .

[البته صحبت از فیلترینگ توی کشوری که اینترنت به هر بهونه ای فیلتر میشه ، و جدیدا هم که معلوم شده بلای خانمان سوزه بیشتر شکل با نمک داره تا جنبه اعتراض آمیز  (: ]

[گوگل خبیث ، گوگل دوست داشتنی]

اما توی این نوشته هدفم اصلا صحبت راجع به فیلترینگ داخلی یا خارجی نیست (:  ، همونطور که اول هم گفتم تا حالا به لیست محصولاتی که گوگل به صورت رایگان در اختیار کاربرانش فرار میده دقت کردین ؟

همه این محصولات شامل شخصی ترین قسمت ها مثل گوگل فتو ( برای مدیریت عکس ها ) ، جیمیل معروفترین سرویس گوگل تا گوگل کد ( آرشیوی از کد های مختلف ) و ابزار هایی که ارائه کرد و یا شکست خورد مثل گوگل گلس و یا بازار جهانی رو بدست آورد مثل پلتفرم آندروید .

البته نه خیلی اخیرا  ، گوگل شروع کرده بصورت رسمی از تمام کسانی که از موتور جستحوش استفاده می کنن باهاشون قرار دادی امضا میکنه که تمام استفاده اشون از سرویس های رایگان گوگل  ذخیره و برای درآمد زایی به شرکت هایی که نیاز دارن فروخته میشه .

قضیه به این معنی که گوگل داره تبدیل میشه به برادر بزرگتر که داره همه فعالیت های منو زیر نظر میگیره و بسته به سلیقه ای که دارم و گذشته ای که دارم اطلاعات برام دسته بندی میکنه و بهم نمایش میده ، این کار هم با کمک سرویس هایی که من دارم ازشون استفاده میکنم انجام میده .

به خودی خود این داستان بدی ها و خوبی هایی هم داره . اول از همه این کار یجور خودسانسوری به حساب میاد که من به دست خودم انجام میدم ، با توجه به این نکته که قبلا مجوزشو دادم .

اما با حساب این امر که من یه عالمه ابزار رایگانی دارم که نیاز هامو برطرف میکنه و به شرطی که خودم کاری نکنم که امنیتم به خطر نیفته امنیتمم حفظ میشه .

الیته این یجور انتخاب بین بد و بدتر هم هست چون همزمان با گوگل به دلیل خانمان سوز بودن اینترنت سرویس های مشابه داخلی هم با صرف هزینه های گزاف تولید میشه و مردم و با استفاده از فشار اقتصادی مجبور به استفاده ازش می کنن . [ حالا بماند که این نقض قانون آزادی اینترنت ]

این وسطا اتفاقاتی هم میفته که به نفع من به عنوان مصرف کننده هم هست . تازگی ها مرورگر ایریدیوم  معرفی شده که کد منبع اون مرورگر قدیمی کرومیوم . ایریدیوم با ویژگی هایی که داره میتونه رقیب قابل اعتنایی برای کروم باشه .

گزینه دیگه موتور جستجوی داک داک گو  که با شعار عدم مانیتور کردن عملکرد کاربر در فضای مجازی داره فعالیت میکنه و مثل ایریدیوم رغیب قابل قبولی به حساب میادش ، البته با این تفاوت که گوگل سرمایه کلانی پشت سرش داره که این دوتا ندارن ، اما توی دنیای مجازی که داره یجورایی شکل برده داری به خودش میگیره این ها هنوز روزنه هایی از امید هستن که نباید از دستشون داد .

برای سرویس ایمیل ، سرویس ایمیل پروتون میل که کاملا رمزنگاری شده است و اسنودن هم به شدت استفاده از اونو داره توصیه میکنه ، جایگزینی امن برای ارتباطات ایمیلی به حساب میاد .

نتیجه :

من خودم هم به ناچار توی خیلی از موارد مجبورم و دارم از سرویس های گوگل استفاده میکنم ، اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که ما همیشه انتخابامون بین بد و بدتره .

در مقایسه بین موتور جستجوی داخلی یوز و یا پارسی جو که رسما اعلام شدن نتایج جستجوهاشون کاملا سلیقه ایه ، گوگل دید بازتری از دنیای بیرون و به شما میده .  اما اگر نمیخواین از چاله در بیاین و توی چاه بیفتین راجع به گوگل هم باید تجدید نظر کرد .

گوگل شاید با سیاستی که در پیش گرفته کاملا خبیثانه عمل کنه و دوستی خودشو با من کاربر نشون نده اما دشمن منم در مقابل با گزینه های بدتر نیست .

 

 

جوراب هایی که جهانی شدن تا فرهنگ که نباید بهش نگاه تجاری داشت

چند وقته که خبری توی رسانه ها داره میچرخه به این مضمون که نخست وزیر کانادا جوراب های رنگی پوشیده و بعد گفته شد که این جوراب ها رو پسری که سندرم داون داره طراحی کرده و آقای نخست وزیر اونو پوشیده که ازش حمایت کنه .

پشت سرش هم جمله این حرکت چنتا لایک داره یا اگه از کارش خوشت اومد ی قلب بزار زیاد میبینیم . [یعنی فقط میخوام بدونم کی بار اول این جمله گفت چنتا … تو روحش نثار کنم (: ]

اصولا انگار ما عادت کردیم که فقط یک تراژدی میتونه ایده یک تغییر بزرگ باشه

رویکرد افراد با توجه به فرهنگی که ازش میان
جوراب هایی که جهانی شدن تا فرهنگ که نباید بهش نگاه تجاری داشت قابل تفسیره ،همین آقای نخست وزیر از روزی که انتخاب شد خبرساز بوده؛ به خصوص به خاطر جوراب هاش . مثلا میشه به چنتاش اشاره کرد ، صحبتش در مورد مصرف ماریجوانا یا مثلا مسابقش به نفع خیریه .و البته خالکوبی روی بازوش . این ویژگی ها به طور خاص توی جوراب هاش دنبال شدن و خیلی از جاها آقای ترودو با جوراب هاش سعی کرده پیامی خاص و مرتبط برسونه .

مثلا این جوراب‌ها رو در گی پراید کانادا پوشیده تا بگه طرفدار عشق بین آدم ها است و خود آدم ها هستن که انتخاب می کنن عاشق کی بشن:

جوراب هایی که جهانی شدن تا فرهنگ که نباید بهش نگاه تجاری داشت

آدمایی هستن که بدون اینکه دنبال دلیل خاص و خفنی باشن حتما کارای جالب و قابل توجهی میکنن که پشتش کلی ایده و حرف داره . قصه اینجاست که شاید یه جوراب چیزه خیلی مهمی نباشه اما وقتی در عمل میاد خیلی کارهای بزرگی میکنه . بزارین ساده تر حرف بزنیم ، توی کشور ما تنها زمانی که حرف از جوراب میشه نزدیک روز پدره و به عنوان یکی از نخ نما ترین شوخی های تاریخ طنز ازش استفاده میشه .

این شوخی به راحتی توی فضای رسانه ای پخش میشه و همه بهش میخندیم اما اگر به قدرت رسانه اعتقاد داشته باشین ، اینکه سالها تکرار بشه به مرور تبدیل میشه به فرهنگی که مردم باور میکنن که حتما باید جوراب کادو بدن .

اینکه هر رویدادی اینقدر بزرگ کنیم اصلا اتفاق جالبی نیست ، تبلیغ هر چیزی دو جنبه داره هم جهت سو ، هم جهت مثبت نکته اینجاست که چطوری تبلیغ باید کرد ؟

چطوری تبلیغ باید کرد ؟

بزارین یک مثال دیگه بزنم ، ما به عنوان کشوری که تاریخ کهنی داره همیشه معروف بودیم ، یعنی به حدی که زمانی که بچه ای به دنیا میاد اولین چیزی که بهش میگن راجع به تاریخ کشورش اینه که (( تو توی کشوری به دنیا اومدی که ۷۰۰۰ سال قدمت داره )) خوب این کاملا باعث افتخاره .

قسمت دوم میگن که (( کشور تو پر از مشاهیر و دانشمندای بزرگ )) اما کنارش یه جمله هم زیاد میشنوه که (( اما سرانه مطالعه توی کشور تو از خیلی از نقاط دنیا کمتره)) ، خب جرا اینطوریه ؟

جوابش سادست ، اینه که مارو عادت دادن به مصرف لحظه ای ، اما شعار اینکه مصرف گرایی ضرر داره . ساده ترین نوعش رو میگم توی قدم اول کتابخونه ملی ما شرط عضویتش فقط داشتن کارت دانشجویی کارشناسی ارشد و بالاتره ؟ یعنی کسی که مدرک لیسانس داره حق نداره از منابع کتابخونه ملی استفاده کنه .

یا نمایشگاه کتاب تهران که به طرز جذابی خیلی با نمک اجرا میشه ، دقیقا در اوج امتحانات مقاطع مختلف تحصیلی نمایشگاه کتاب برگزار میشه و ایقدر که جزییات داره کلیت ماجرا که همون کتاب باشه دیده نمیشه .

تصور کنید که میخواین برین و کتاب بخرید اما غرفه فروش عروسک میبینید اونجا ، این جدا از شلوغی و بی برنامگی و مشکلاتی که هرسال وجود داره . اینکه از فرهنگ بخوایم پول دربیاریم چیزه بدی نیست اما نه به هر شرطی . به نوعی هدف اصلا وسیله رو توجیح نمیکنه . نمونش تبلیغ خرید کالای ایرانی .

حب من به عنوان یک ایرانی وظیفه خودم میدونم که از کالای ایرانی استفاده کنم اما وقتی میبینم رئیس جمهوری که منتخب مردمه فقط توی بازه انتخاباتی میاد و از خودرو داخلی استفاده میکنه اما بعد از انتخاب شدن از بروزترین و آخرین مدل ماشین خارجی استفاده میکنه با این توجیح که میخوایم به خارجی ها نشون بدیم که ما هم آره، این حس بهم دست میده که … فرضم میکنن و منم ترجیحم میشه تولیدات خارجی .

نکته ای که نباید فراموش کرد :

چرخه مدیریت توی هر نظامی از یک خانواده تا یک شرکت ، سازمان و حتی یک کشور، چرخه از بالا به پایینه . این تنها چیزیه که توی هر جامعه ای یکسانه ،  ما اگر واقعا میخوایم پیشرفت کنیم چرخه فرهنگیمون باید از بالا به پایین باشه ، اینکه اول من به عنوان یک مدیر از تولید داخلی استفاده کنم تا زیر دستمم از محصول داخلی استفاده کنه ، نه اینکه من مدیر از محصول خارجی استفاده کنم و به کارمندم بگم تو از محصول داخلی استفاده کن .

 

 

لینکستان

بعد از تاخیر نسبتا طولانی ، لینکستان این بار  شروع میکنم  .
این ماه با شلوغی هاش این نکته رو که باید در هرشرایطیلینکستان
به فکر امنیت خودمون و اطرافنیانمون باشیم  ، بیشتر از همیشه
مطرحش کرد  پس لینکستان  این ماه اختصاص پیدا
میکنه به آموزش امنیت .

لینک های شخصی :

  • علی مولایی که وبلاگش منبع کاملی برای دوستداران دنیای اپن سورس
  • آرش کدخدایی یا به قول خودش فانی لنسر که از وب و انسان مینویسه توی وبلاگش ، از وبلاگش حتما دیدن کنید که کلی ایده جذاب بهتون میده
  • ارشاد نیکخواه که حتما میشناسیدش و این روزها رو آورده به سمت وبلاگ نویسی

لینک های عمومی :

  • بی خوف دانشنامه ای که با ایده گسترش امنیت در فضای مجازی و اینترنت شکل گرفته و داره پیش میره.
  • اگر به دنبال چایی برای از نو خوندن و از نو نوشتن در زمینه امنیت در فضای مجازی هستین ، های لنو منبع خوبی برای شروع .

منابع داخلی :

  • اگر دنبال منبع أموزشی هستید برای یاد گیری زبان انگلیسی سری به وبلاگ یرما بزنید ، یرما رو رضا کشاورز راه انداخته تا دونسته هاش در زبان انگلبسی  به اشتراک بزاره .
  • برای آموزش برنامه نویسی هم میتونید به کافه پایتون برید تا با اصول برنامه نویسی پایتون آشنا بشید و اگه علاقمند شدید این دنیا رو بشکل حرفه ای تر دنبال کنید .

منابع خارجی :

استارت آپ ها :

  • استارتاپ این ماه هم با توجه به قسمت های دیگه امنیتی انتخاب کردم ، که اختصاص پیدا میکنه به استارتاپ هاون (Haven) که توسط اسنودن و تیم گاردین پروجکت داره توسعه پیدا میکنه . ایده اینه که از گوشی های هوشمند ابزار نظارتی بسازه برای افراد .[هاون رو در نوشته های بعدی کاملا معرفی میکنم .]

تلگرام :

  • تلگرام این ماه به خاطر مشکلات فیلترینگ کرکرش و آوردم پایین تا به وقتش دوباره افتتاحش کنم .

اختصاصی این ماه :

  • اختصاصی این ماه به معرفی تور و مرورگر اون اختصاص میدم که ، فعلا امنترین ابزار موجود برای گشت و گذار در محیط اینترنت.

کمپین ماه :

  • کمپین این ماه هم اختصاص پیدا میکنه به کمپین اشغال فلش در محیط وب که راه نفوذ معروف برای حملات سایبری به حساب میاد .

پیشنهاد فیلم :

پیشنهاد موسیقی :

  • یاور همیشه مومن – داریوش

خبر از دروغ تا واقعیت

چند روز پیش بصورت کاملا اتفاقی تونستم سخنرانی رضا سیاح در کنفرانس تداکس تهران ببینم، از قضا درباره موضوعی حرف زد که مدتهاست میخواستم راجع بهش حرف بزنم .

تا حالا به این موضوع فکر کردین که خبری در رسانه های مختلف می بینید تا چه حد میتونه به واقعیت نزدیک باشه ؟

تا چند وقت قبل که داعش به عنوان تیتر یک خبرگزاری های دنیا بود ، در اکثر خبرگذاری ها به قدرت داعش توجه میشد اما نکات مبهمی وجود داشت که کمتر بهش توجه میکردیم :

  • طبق گفته خبرگذاری های رسمی کل افرادی که تحت عنوان داعش دست به فعالیت تروریستی می زدند نزدیک به ۳۰ هزار نفر بودن ، با یک مقایسه ساده اگر ورزشگاه آزادی بصورت کاملا پر تصور کنیم جمعیتی در حدود ۱۰۰ هزار نفر ظرفیت داره در اینصورت چرا باید از گروهی ترسید  که به سختی یک سوم ظرفیت یک ورزشگاه و پر میکنه؟
  • در فیلم ها و تصاویری که داعش که فعالیت های تروریستی خودش منتشر میکنه ، بیشتر از اینکه جزيیات و نشون بده ، ترس و نشون میده .

به این نکته توجه کنید که پیشرفت داعش نه در نیروی نظامیش بلکه به گسترش ترسه ،وابسته بود

  • شبکه های خبری برای اینکه مشتری داشته باشن نیاز دارن تا خبر هایی نشون جامعه بدن که جامعه بهش علاقه نشون میده ، واضح تر بخوام بگم اینکه شبکه های خبری هم باید بودجشون و به نوعی تامین کنن در نتیجه باید یا تبلبغ جذب کنن یا اسپانسر های مالی خاص  داشته باشن.

این نتیجه میشه که برای جذب بیننده باید دست روی مواردی بزارن که نگاه جامعه بیشتر به اون سمته تا مخاطب جذب شه و در کنار اون دست به تبلیغات برای مشتری های خودشون بزنن.

گسترش ترس سلاحی بود که داعش ابزار اولیشو [اعمال تروریستی] در رسانه هاش پخش میکرد و رسانه ها و شبکه های اجتماعی با منتشر کردن اون بارها و بارها به افزایش قدرعتش کمک میکردن.

این مورد به عنوان خاطره شخصی هم برای من اتفاق افتاده :

سالها پیش دوستی داشتم که در یکی از خبرگذاری ها کار میکرد . بارها تعریف میکرد که خبری که از منابع خارجی برای منتشر شدن آماده میکنیم ، همه خبر نیست قسمتی از خبر اصلیه .این در بهترین حالت ممکنه ، چرا که گاهی مجبوریم مطالب دیگه ای هم بهش اضافه کنیم

این موارد در کنار هم ایده پشت اکثر خبرگذاری های داخلی و خارجی که میشناسیم ،اینکه داعش یک گروه تروریست به حساب میاد شکی درش نیست اما به خوراک خبری که خبرگذاری ها اونو برای ما آماده میکنند لزوما نمیشه اطمینان کرد.

  • اگه میخواین از صحت خبری مطمئن بشین یا حتما از اسپانسرهای مالی خبرگذاریتون آگاه باشین .
  • یا صرفا به یک خبرگذاری اکتفا نکنین ، گاهی خبرگذاری های مخالف واقعیت بیشتری و منتشر میکنن.
  • و نسبت به خبرهای داغ تر که به گسترش فرهنگی خاص کمک میکنه مثل داعش با نگاه ویژه تری نگاه کنید.