چی شد زبان یاد گرفتم

چند روز پیش مطلبی از ارشاد خوندم راجع به زبان یادگرفتن ، دیدم جالبه بزار منم داستانمو راجع به یاد گرفتن زیان با شما به اشتراک بزارم .

برعکس ارشاد که میگه من اصلا کلاس زبان نرفتم ، من رفتم ، تقریبا میتونم بگم خیلی زیاد هم رفتم . به جرات میتونم بگم که علاقه شدیدی هم به یادگیری داشتم ، اما هرچی که جلوتر میرفتم و بیشتر یاد میگرفتم کمتر قانع میشدم که بتونم به خودم بگم کسیم که زبان بلده و خارجی ها میتونم به راحتی ارتباط برقرار کنم .

این ترس من به عدم توانایی ارتباطم با شخصی که خارجی بود برمیگشت به اینکه کل زمان زبان آموزیم توی کلاس و یا با دیدن فیلم میگذشت ، یجورایی ترس از ایجاد رابطه با یک نفر دیگه ای که هیچی از زبون من نمی فهمه ، اینکه سوتی بدم توش از اول مانع ایجاد میکرد برام .

برای یاد گرفتن هر زبانی شما باید به چهار مهارت اصلی ، خواندن ، نوشتن ، صحبت کردن و شندین که هرکدوم بخشی از نیاز شمارو برآورده میکنن . داستان یاد گرفتن زبان برای من یجورایی شبیه به ماجرای ارشاد ، با این تفاوت که ارشاد شروع کرد به یادگرفتن تا بفهمه قصه چیه اما من گوش میکردم تا بتونم بنویسمش .

بالاتر گفتم که کلاس زبان تقریا زیاد رفتم ، هر چی هم جلوتر میرفتم کمتر راضیم میکرد جون همیشه یجای قصه می لنگید تا اینکه یبار  سرکلاس بهمون تمرین دادن که متن یکی از قصه هایی که از نوار کتاب پخش میشد بنویسیم و ببریم .

یادمه یه ضبط پاناسونیک بزرگ داشتیم  که بیشتر در حکم دکوری داشت تا پخش کننده و این تکلیف برای یک پسر ۱۳ چهارده ساله مجوز استفاده از لوکسترین دکوری خونه رو براش به ارمغان آورده بود (: .

تمام طول چند روزی که تاجلسه بعد کلاس داشتیم انقدر گوش کردم تا تونستم بیشتر متن داستان روی کاغذ بیارم . این تجربه انقدر برام شیرین بود که درس های جلوترم گوش میکردم تا سرکلاس بتونم حرف بزنم و یجور انگیزه جدیدی برام ایجاد کرد .[دیدین توی بازی های کامپیوتری ، عمر بازیکن شروع به کم شدن میکنه تا جایی که یجا تموم میشه ، بعد یهو یجا یک انرژی بدست میاره وعمرش زیاد میشه ، منم دقیقا تو همین وضع بودم (:]

گوش کردن توانایی  منو توی نوشتن و خوندن خیلی بالا برد ، به قول یکی از دوستان درک مطلبم (: تقویت کرد اما توی توانایی ارتباط برقرار کردنم بشدت هنوز ضعیفم .

اصولا برای یاد گرفتن زبان شنیدت و حرف زدن از هرچیزی مهم تر و واجبتره ، چیزی که توی مدارس ما اصلا وجود نداره و همونیم که وجود داره جدیدا دارن حذفش میکنن (:  : این بیشتر شکل یه جوک بانمک میمونه تا خبر واقعی اما گویا داره اتفاق میفته .

توصیه من به شما :

قبل از اینکه بخواین بنویسین حتما ترستون از حرف زدن از بین ببرین . برای یاد گرفتن یک زبان جدید باید مثل یک کودک که تازه میخواد حرف زدن و یاد بگیره اول باید خوب بشنوید و بعد جرف بزنید ، حتی اگه نتونین چیزی که میگین بنویسین و یاد معنی تک تک کلماتی که به کار می برین بدونین.

در یاد گرفتن زبان شما باید به دو جنگ برین ، جنگ اول ، جنگ با ذهن شماست باید کلمات و انقدر تکرار کنین که به قول قدیمی ها بشه ملکه ذهنتون ، این امر با تقویت قدرت شنیداریتون ایجاد میشه و جنگ دوم ، جنگ با ترس شماست که بتونین کلماتی که توی ذهنتونه به زبون بیارین ، این امر هم با تقویت توانایی صحبت کردن بوجود میاد و تقویت میشه .

روز جهانی زبان مادری

روز جخانی زبان مادری
۳ اسفند هر سال روز جهانی زبان مادری ، روزی برای پاسداشت  هویت ساز آدمی .
بنا به پیشنهاد یونسکو ۲۱ فوریه هر سال نامگذاری شده .
تو ایران این روز با جنبه های مختلفی هر سال برگزار میشه .
از بگیر و ببند های سیاسی تا در درخواست برای آموزش . ایران مصوبات یونسکو را به رسمیت میشناسه . طبق قانون اساسی :

اصل ۱۵ قانون اساسی برا حق تحصیل به زبان مادری درکنار زبان فارسی تاکید دارد . اجرای این قانون گامی مهم در به رسمیت شناختن مسایل مربوط به رسمیت شناختن ملیت ها و اقوام و نگه برابر و یکسان به آنان چون دیگر شهروندان این سرزمین است .

این قانون نزدیک به ۳ دهه میشه که تصویب شده اما هنوز اجرا نمیشه که دلیل و یا دلایلشو از عهده نظرات من خارجه .
من زبان مادریم زبان فارسیه اما به پاسداشت زبان مادریم نوشته ای از وبلاگ ایریکس بازنشر میکنم .
(ایریکس مدتی هست که دیگه نمینویسه اما امیدوارم که به مناسبت سال جدید هم که شده دوباره شروع کنه به نوشتن (: )

روز جهانی زبان مادری

شیوه صحیح نوشتن کسره اضافه در فارسی

مدتی میشه که یه دوگانگی در شیوه نوشتن عبارتی مثل «خانه من» رواج پیدا کرده. بعضی‌ها به شکل «خانهٔ من» می‌نویسن و بعضی‌های دیگه به شکل «خانه‌ی من». اما کدوم یک از اینها درسته؟

در حقیقت من نه سواد زبان‌شناسی دارم که در این مورد به لحاظ علمی اظهار نظر کنم و نه حوصله‌اش رو دارم که خیلی جدی پیگیریش کنم، منتها چند تا استدلال ساده این وسط وجود داره که من رو سوق میده به سمت یکی از این دو مورد.

این شیوه دوم اصلا از کجا شروع شد؟
فکر کنم اونهایی که هم سن و سال منن باید یادشون باشه که تو دوره ما مدارس به همون شیوه همیشگی آموزش می‌دادن و ما یاد گرفتیم که بنویسیم «خانهٔ من». اما وقتی برادر کوچیک‌تر من رفت مدرسه من متوجه شدم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی این شیوه جدید رو تصویب کرده و تمام کتاب‌های درسی هم با نوع نگارش «خانه‌ی من» به‌روزرسانی شدن و به دانش‌آموزها هم همین روش یاد داده میشه. تو اون شرایط حتی خود من هم سعی کردم به این شیوه جدید بنویسم، اما این مصوبه یا قانون چند سال بیشتر طول نکشید و فرهنگستان خودش مجددا رویه سابق رو در پیش گرفت و همون‌طور که در دستور زبان رسمی فعلی و در قسمت «کسرهٔ اضافه» هم قابل مشاهده‌ست، نوشتن این عبارت به همون شیوه قدیمی و جاافتادهٔ سابق انجام میشه.

حالا ما باید این رو چه شکلی بنویسیم؟
همونطور که بالاتر گفتم،‌ من اصولا نمی‌تونم نظر کارشناسی بدم تو این قضیه، اما با این استدلال‌ها ترجیح میدم که به شیوه همیشگی و قدیمی بنویسم. چرا؟ چون:

اول اینکه این شیوه نگارش به شکل «خانه‌ی من»‌ تو هیچ کتاب قدیمی‌ای پیدا نمیشه. برای نمونه حتی می‌تونید برید کتابخونه و نسخ خطی کتاب‌های قدیمی رو ببینید که اصولا همچین فرمتی وجود نداره. فقط برای یک نمونه من شما رو ارجاع میدم به این نسخه خطی شاهنامه که قدیمی‌ترین شاهنامه جهان هم هست و الان تو کتابخونه ملی فلورانس ایتالیا نگهداری میشه. خوشبختانه این کتاب اسکن شده و می‌تونید از این لینک صفحاتش رو ورق بزنید.

دوم اینکه خیلی خنده‌دار میشه اگر من نوعی، به عنوان یک فرد عادی و عام، تصمیم بگیرم که کدوم بهتره و بنا به سلیقه شخصی این کار رو بکنم. کمی به این موضوع فکر کنید که هر کی بنا به سلیقه شخصیش تصمیم بگیره که فارسی رو چه شکلی بنویسه. یه مثال اغراق‌آمیزش می‌تونه این باشه که من تصمیم بگیرم از این به بعد کلا فارسی رو به صورت فینگلیش بنویسم. 🙂 بنابراین به گمونم خیلی نباید روی نظر شخصیمون مانور بدیم.

سوم هم اینکه بعضی‌ها نسبت به افراد حاضر در فرهنگستان خرده می‌گیرن و اونها رو شایسته نمی‌دونن. خوب، در این صورت باید بگم که این شیوه جدید رو فرهنگستان زبان و ادب فارسی مصوب کرد و همین فرهنگستان هم حذفش کرد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال حاضر این افراد متصدی فرهنگستان هستن. حالا دو حالت داره:

شما این فرهنگستان رو با همین اعضاء قبول دارید: که در این صورت به مصوباتش هم عمل می‌کنید و با توجه به آخرین نسخه دستور زبان فارسی عبارت «خانهٔ من»‌ رو صحیح می‌دونید.

شما این فرهنگستان رو با همین اعضاء قبول ندارید: که در این صورت اصولا نباید از همون ابتدا شیوه نگارش جدیدی که این فرهنگستانی که قبولش ندارید مصوب کرد رو می‌پذیرفتید و شیوه نگارشتون رو تغییر می‌دادید به فرم «خانه‌ی من».

دوست دارم مجددا تاکید کنم که من اصولا از منظر زبان‌شناسی حرفی برای گفتن ندارم، حتی ممکنه بعضی از اساتید اهل فن هم نظر مخالفی داشته باشن و روش دوم رو بهتر بدونن، اما من معتقدم تا وقتی که «آخرین نسخه دستور زبان فارسی» میگه که باید کسره اضافه رو به شکل «خانهٔ من»‌ بنویسیم، بهتره به همین شکل بنویسیم. 🙂

پس‌نویس:

نکته اول: رفقا من این رو اضافه کنم که من کاملا متوجه ماهیت پویا و تغییرپذیر زبان هستم و خودم همیشه جزو اون تیپ آدم‌هایی هستم که معتقدم اگر کلمه‌ای تو جامعه جا افتاد باید استفاده بشه، بدون اینکه نیاز باشه براش کلمه جایگزین ساخته بشه. دلیلی که من در مورد گذشته و تاریخ کسرهٔ اضافه حرف زدم این بود که بگم از گذشته خیلی دور تا درست زمانی که این شیوه «خانه‌ی من» توسط همین فرهنگستان مصوب شد، کسرهٔ اضافه به شکل «خانهٔ من» رواج داشته و اصولا چیزی نیست که از بطن جامعه و بر اساس نیاز زبان به تغییر شکل گرفته باشه. این کاملا یک تغییر بالا به پایین بود که در حال حاضر حتی خود اون بالایی که این رو دیکته کرده بود هم دیگه ازش استفاده نمی‌کنه و تاییدش نمی‌کنه.

نکته دوم: به علاوه ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که استدلال حذف «همزه عربی» و استفاده از «ی» فارسی هم که از پایه اشتباهه. چون فارسی اصولا داره از خط و الفبای (اسکریپت) عربی استفاده می‌کنه و چیزی به اسم خط فارسی خیلی دقیق نیست. اگر مثلا از حروف لاتین برای نوشتن فارسی استفاده می‌کردیم و اونجا همزه عربی کاربرد داشت، کاملا منطقی به نظر می‌رسید که به فکر حذف همزه باشیم. اما وقتی اصولا داریم از خط عربی استفاده می‌کنیم استناد به اینکه همزه عربی رو حذف کنیم خیلی معقول به نظر نمی‌رسه. 🙂