چرا بی طرفی شبکه باید برای همه اهمیت داشته باشد.

در آخرین روزهای تعطیلات نوروز خبرهای ضد و نقیضی مطرح شد درباره احتمال فیلتر تلگرام  و جایگزینی نمونه داخلی به بهانه محافظت از امنیت داخلی . اگر به یاد داشته باشین در چند سال گذشته همیشه در امریکا بحث شنود تماس تلفنی مردم مطرح بوده و با واکنش های اعتراضی از سوی مردم روبرو شده . شاید بد نباشه گاهی ماهم یاد بگیریم که چطور روش های اعتراضی مسالمت آمیز  استفاده کنیم.

ویدیویی که در زیر قرار دادم درباره اهمیت بی طرفی شبکه حرف میزنه . درسته که خیلی از سرویس هایی که اسم میاره با اینترنتی که ما ازش استفاده میکنیم بصورت پیش فرض یا فیلتر باشن یا به دلیل سرعت کم اون ها طرفداری نداشته باشن اما بد نیست که این اهمیت رو بارها به خودمون یاداوری کنیم تا مبدا روزی بخواهیم حسرت بخوریم .

جوراب هایی که جهانی شدن تا فرهنگ که نباید بهش نگاه تجاری داشت

چند وقته که خبری توی رسانه ها داره میچرخه به این مضمون که نخست وزیر کانادا جوراب های رنگی پوشیده و بعد گفته شد که این جوراب ها رو پسری که سندرم داون داره طراحی کرده و آقای نخست وزیر اونو پوشیده که ازش حمایت کنه .

پشت سرش هم جمله این حرکت چنتا لایک داره یا اگه از کارش خوشت اومد ی قلب بزار زیاد میبینیم . [یعنی فقط میخوام بدونم کی بار اول این جمله گفت چنتا … تو روحش نثار کنم (: ]

اصولا انگار ما عادت کردیم که فقط یک تراژدی میتونه ایده یک تغییر بزرگ باشه

رویکرد افراد با توجه به فرهنگی که ازش میان
جوراب هایی که جهانی شدن تا فرهنگ که نباید بهش نگاه تجاری داشت قابل تفسیره ،همین آقای نخست وزیر از روزی که انتخاب شد خبرساز بوده؛ به خصوص به خاطر جوراب هاش . مثلا میشه به چنتاش اشاره کرد ، صحبتش در مورد مصرف ماریجوانا یا مثلا مسابقش به نفع خیریه .و البته خالکوبی روی بازوش . این ویژگی ها به طور خاص توی جوراب هاش دنبال شدن و خیلی از جاها آقای ترودو با جوراب هاش سعی کرده پیامی خاص و مرتبط برسونه .

مثلا این جوراب‌ها رو در گی پراید کانادا پوشیده تا بگه طرفدار عشق بین آدم ها است و خود آدم ها هستن که انتخاب می کنن عاشق کی بشن:

جوراب هایی که جهانی شدن تا فرهنگ که نباید بهش نگاه تجاری داشت

آدمایی هستن که بدون اینکه دنبال دلیل خاص و خفنی باشن حتما کارای جالب و قابل توجهی میکنن که پشتش کلی ایده و حرف داره . قصه اینجاست که شاید یه جوراب چیزه خیلی مهمی نباشه اما وقتی در عمل میاد خیلی کارهای بزرگی میکنه . بزارین ساده تر حرف بزنیم ، توی کشور ما تنها زمانی که حرف از جوراب میشه نزدیک روز پدره و به عنوان یکی از نخ نما ترین شوخی های تاریخ طنز ازش استفاده میشه .

این شوخی به راحتی توی فضای رسانه ای پخش میشه و همه بهش میخندیم اما اگر به قدرت رسانه اعتقاد داشته باشین ، اینکه سالها تکرار بشه به مرور تبدیل میشه به فرهنگی که مردم باور میکنن که حتما باید جوراب کادو بدن .

اینکه هر رویدادی اینقدر بزرگ کنیم اصلا اتفاق جالبی نیست ، تبلیغ هر چیزی دو جنبه داره هم جهت سو ، هم جهت مثبت نکته اینجاست که چطوری تبلیغ باید کرد ؟

چطوری تبلیغ باید کرد ؟

بزارین یک مثال دیگه بزنم ، ما به عنوان کشوری که تاریخ کهنی داره همیشه معروف بودیم ، یعنی به حدی که زمانی که بچه ای به دنیا میاد اولین چیزی که بهش میگن راجع به تاریخ کشورش اینه که (( تو توی کشوری به دنیا اومدی که ۷۰۰۰ سال قدمت داره )) خوب این کاملا باعث افتخاره .

قسمت دوم میگن که (( کشور تو پر از مشاهیر و دانشمندای بزرگ )) اما کنارش یه جمله هم زیاد میشنوه که (( اما سرانه مطالعه توی کشور تو از خیلی از نقاط دنیا کمتره)) ، خب جرا اینطوریه ؟

جوابش سادست ، اینه که مارو عادت دادن به مصرف لحظه ای ، اما شعار اینکه مصرف گرایی ضرر داره . ساده ترین نوعش رو میگم توی قدم اول کتابخونه ملی ما شرط عضویتش فقط داشتن کارت دانشجویی کارشناسی ارشد و بالاتره ؟ یعنی کسی که مدرک لیسانس داره حق نداره از منابع کتابخونه ملی استفاده کنه .

یا نمایشگاه کتاب تهران که به طرز جذابی خیلی با نمک اجرا میشه ، دقیقا در اوج امتحانات مقاطع مختلف تحصیلی نمایشگاه کتاب برگزار میشه و ایقدر که جزییات داره کلیت ماجرا که همون کتاب باشه دیده نمیشه .

تصور کنید که میخواین برین و کتاب بخرید اما غرفه فروش عروسک میبینید اونجا ، این جدا از شلوغی و بی برنامگی و مشکلاتی که هرسال وجود داره . اینکه از فرهنگ بخوایم پول دربیاریم چیزه بدی نیست اما نه به هر شرطی . به نوعی هدف اصلا وسیله رو توجیح نمیکنه . نمونش تبلیغ خرید کالای ایرانی .

حب من به عنوان یک ایرانی وظیفه خودم میدونم که از کالای ایرانی استفاده کنم اما وقتی میبینم رئیس جمهوری که منتخب مردمه فقط توی بازه انتخاباتی میاد و از خودرو داخلی استفاده میکنه اما بعد از انتخاب شدن از بروزترین و آخرین مدل ماشین خارجی استفاده میکنه با این توجیح که میخوایم به خارجی ها نشون بدیم که ما هم آره، این حس بهم دست میده که … فرضم میکنن و منم ترجیحم میشه تولیدات خارجی .

نکته ای که نباید فراموش کرد :

چرخه مدیریت توی هر نظامی از یک خانواده تا یک شرکت ، سازمان و حتی یک کشور، چرخه از بالا به پایینه . این تنها چیزیه که توی هر جامعه ای یکسانه ،  ما اگر واقعا میخوایم پیشرفت کنیم چرخه فرهنگیمون باید از بالا به پایین باشه ، اینکه اول من به عنوان یک مدیر از تولید داخلی استفاده کنم تا زیر دستمم از محصول داخلی استفاده کنه ، نه اینکه من مدیر از محصول خارجی استفاده کنم و به کارمندم بگم تو از محصول داخلی استفاده کن .

 

 

بیت کوین و چین

در رابطه با بیت کوین و بلاک چین ، این روزها مطالب مختلفی توی وب داره میچرخه و به تناسب قسمتی از این مطالب هم توی وب فارسی میاد

یکی از مواردی که کاملا اتفاقی بهش برخوردم و بسیار برام جالب بود ، خبری بود در رابطه با اینکه دادگاهی در چین  رای داده مبنی بر این که مردم با احتساب پذیرش خطراتش میتونه به صورت قانونی در مبادلاتشون از بیت کوین استفاده کنند .

ماجرا از این قرار بوده که شخصی به نام آقای وانگ توی مبادلاتش مبلغ ۴۰۰۰۰۰ بیت کوین و از دست میده و به دادگاهی در چین شکایت میکنه که براساس تئوری اقتصادی کارل مارکس هر کالا باید دارای  دو عامل ،ارزش – استفاده و ارزش باشد به عبارتی دیگه  کالا باید ارزش و استفاده داشته باشد .

و چون بیت کوین ارزش و استفاده ندارند پس نمیتونه کالا به حساب بیاد .بنابراین معاملاتش باید نامعتبر باشن ، اما دادگاه رای به این داده که :

طبق قوانین و مقررات مربوطه چین، بیتکوین توسط مقامات پولی صادر نمی شود ، لذا  دارای ویژگی های قانونی و پولی نیست، “هیچ قانونی وجود ندارد که مانع از سرمایه گذاری و تجارت بیت کوین شود  “و” مردم حق دارند آزادانه در معاملات تجاری بیت کوین با ریسک خود شرکت کنند

جالبه ، نه کشوری که قوانین بسیار بیشتری در رابطه با فیلترینگ داره  توسط یک دادگاه اجازه استفاده از بیت کوینو به مردمش داده .

به صرف اقتصادی بودن داستان این خیلی جالبه که غول بزرگی مثل چین هم نتونسته مقابل تکنولوژی های جدید از خودش واکنش نشون بده ، البته هیچ بعید نیست با روندی که بیت کوین در پیش گرفته چین هم بخواد پول دیجیتالی خودشو عرضه کنه و اونوقته که قضیه جالبت تر میشه .

در رابطه به بیت کوین و مسائلش میتونید در وبلاگ رضا بیشتر بخونید :

 

خبر از دروغ تا واقعیت

چند روز پیش بصورت کاملا اتفاقی تونستم سخنرانی رضا سیاح در کنفرانس تداکس تهران ببینم، از قضا درباره موضوعی حرف زد که مدتهاست میخواستم راجع بهش حرف بزنم .

تا حالا به این موضوع فکر کردین که خبری در رسانه های مختلف می بینید تا چه حد میتونه به واقعیت نزدیک باشه ؟

تا چند وقت قبل که داعش به عنوان تیتر یک خبرگزاری های دنیا بود ، در اکثر خبرگذاری ها به قدرت داعش توجه میشد اما نکات مبهمی وجود داشت که کمتر بهش توجه میکردیم :

  • طبق گفته خبرگذاری های رسمی کل افرادی که تحت عنوان داعش دست به فعالیت تروریستی می زدند نزدیک به ۳۰ هزار نفر بودن ، با یک مقایسه ساده اگر ورزشگاه آزادی بصورت کاملا پر تصور کنیم جمعیتی در حدود ۱۰۰ هزار نفر ظرفیت داره در اینصورت چرا باید از گروهی ترسید  که به سختی یک سوم ظرفیت یک ورزشگاه و پر میکنه؟
  • در فیلم ها و تصاویری که داعش که فعالیت های تروریستی خودش منتشر میکنه ، بیشتر از اینکه جزيیات و نشون بده ، ترس و نشون میده .

به این نکته توجه کنید که پیشرفت داعش نه در نیروی نظامیش بلکه به گسترش ترسه ،وابسته بود

  • شبکه های خبری برای اینکه مشتری داشته باشن نیاز دارن تا خبر هایی نشون جامعه بدن که جامعه بهش علاقه نشون میده ، واضح تر بخوام بگم اینکه شبکه های خبری هم باید بودجشون و به نوعی تامین کنن در نتیجه باید یا تبلبغ جذب کنن یا اسپانسر های مالی خاص  داشته باشن.

این نتیجه میشه که برای جذب بیننده باید دست روی مواردی بزارن که نگاه جامعه بیشتر به اون سمته تا مخاطب جذب شه و در کنار اون دست به تبلیغات برای مشتری های خودشون بزنن.

گسترش ترس سلاحی بود که داعش ابزار اولیشو [اعمال تروریستی] در رسانه هاش پخش میکرد و رسانه ها و شبکه های اجتماعی با منتشر کردن اون بارها و بارها به افزایش قدرعتش کمک میکردن.

این مورد به عنوان خاطره شخصی هم برای من اتفاق افتاده :

سالها پیش دوستی داشتم که در یکی از خبرگذاری ها کار میکرد . بارها تعریف میکرد که خبری که از منابع خارجی برای منتشر شدن آماده میکنیم ، همه خبر نیست قسمتی از خبر اصلیه .این در بهترین حالت ممکنه ، چرا که گاهی مجبوریم مطالب دیگه ای هم بهش اضافه کنیم

این موارد در کنار هم ایده پشت اکثر خبرگذاری های داخلی و خارجی که میشناسیم ،اینکه داعش یک گروه تروریست به حساب میاد شکی درش نیست اما به خوراک خبری که خبرگذاری ها اونو برای ما آماده میکنند لزوما نمیشه اطمینان کرد.

  • اگه میخواین از صحت خبری مطمئن بشین یا حتما از اسپانسرهای مالی خبرگذاریتون آگاه باشین .
  • یا صرفا به یک خبرگذاری اکتفا نکنین ، گاهی خبرگذاری های مخالف واقعیت بیشتری و منتشر میکنن.
  • و نسبت به خبرهای داغ تر که به گسترش فرهنگی خاص کمک میکنه مثل داعش با نگاه ویژه تری نگاه کنید.

 

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

همه ما آرزوهایی داریم که گاهی بعضی از اونها واقعا غیرعملی هستند و یا فعلا عیر ممکنند . اصولا داشتن آرزو های مختلف دلیلی به داشتن امید به آیندست .

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

برای ما انسانها امری دور از اندیشه نیست اما اینبار جنس این آرزو ها کاملا فرق میکنه ، پرواز . شتر مرغ یکی از پرندگانی که توان پرواز نداره اما به کمک واقعیت مجازی تونست تجربه پرواز داشته باشه .

 

در ویدیویی که بالا مشاهده میکنید یک شترمرغ با استفاده از واقعیت مجازی به آرزوی پرواز میرسه .

چند سوال :

  1. اینکه به موجودی که توانایی خاصی نداره با کمک شبیه سازی امکانی بدیم اون موجود پس از آزمایش چه تاثیری بر روی زندگیش داره ، آیا این مصداقی از حیوان آزاری بحساب میاد ؟
  2. برخی از افراد شاخص مثل الون ماسک معتقده که دنیای ما ساخته یک ماشین شبیه ساز با ویژگی های خاص در صورت اینکه این امر درست باشه آیا ما امکان اعتراض به سازندگان این شبیه ساز و داریم ؟

چند نکته :

  1. در هر صورت بررسی واکنش های این شترمرغ میتونه تغییر دهنده آینده ما هم باشه ، اینکه با قرار دادن شخص در موقعیت های خطرناک بصورت مجازی و پس از اون قرار دادن شخص در محیط واقعی میتونه ایده اولیه ساخت ارتش هایی باشه که دیگه قرار نیست به صورت ابر انسان باشن  بلکه ارتشی هستند که یاد گرفتن برای نجات خودشون دست به هرکاری بزنن با توجیح کاملا منطقی .

پی نوشت :

این یک ویدویی تبلیغی از شرکت سامسونگ ، اینجا اونو قرار دادم بصرف ایده خلاقانشون در تبلیغ و نوشتن  نکاتی که به ذهنم رسید بد نیست در کنار این ویدیو بگم .