روز جهانی زبان مادری

روز جخانی زبان مادری
۳ اسفند هر سال روز جهانی زبان مادری ، روزی برای پاسداشت  هویت ساز آدمی .
بنا به پیشنهاد یونسکو ۲۱ فوریه هر سال نامگذاری شده .
تو ایران این روز با جنبه های مختلفی هر سال برگزار میشه .
از بگیر و ببند های سیاسی تا در درخواست برای آموزش . ایران مصوبات یونسکو را به رسمیت میشناسه . طبق قانون اساسی :

اصل ۱۵ قانون اساسی برا حق تحصیل به زبان مادری درکنار زبان فارسی تاکید دارد . اجرای این قانون گامی مهم در به رسمیت شناختن مسایل مربوط به رسمیت شناختن ملیت ها و اقوام و نگه برابر و یکسان به آنان چون دیگر شهروندان این سرزمین است .

این قانون نزدیک به ۳ دهه میشه که تصویب شده اما هنوز اجرا نمیشه که دلیل و یا دلایلشو از عهده نظرات من خارجه .
من زبان مادریم زبان فارسیه اما به پاسداشت زبان مادریم نوشته ای از وبلاگ ایریکس بازنشر میکنم .
(ایریکس مدتی هست که دیگه نمینویسه اما امیدوارم که به مناسبت سال جدید هم که شده دوباره شروع کنه به نوشتن (: )

روز جهانی زبان مادری

شیوه صحیح نوشتن کسره اضافه در فارسی

مدتی میشه که یه دوگانگی در شیوه نوشتن عبارتی مثل «خانه من» رواج پیدا کرده. بعضی‌ها به شکل «خانهٔ من» می‌نویسن و بعضی‌های دیگه به شکل «خانه‌ی من». اما کدوم یک از اینها درسته؟

در حقیقت من نه سواد زبان‌شناسی دارم که در این مورد به لحاظ علمی اظهار نظر کنم و نه حوصله‌اش رو دارم که خیلی جدی پیگیریش کنم، منتها چند تا استدلال ساده این وسط وجود داره که من رو سوق میده به سمت یکی از این دو مورد.

این شیوه دوم اصلا از کجا شروع شد؟
فکر کنم اونهایی که هم سن و سال منن باید یادشون باشه که تو دوره ما مدارس به همون شیوه همیشگی آموزش می‌دادن و ما یاد گرفتیم که بنویسیم «خانهٔ من». اما وقتی برادر کوچیک‌تر من رفت مدرسه من متوجه شدم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی این شیوه جدید رو تصویب کرده و تمام کتاب‌های درسی هم با نوع نگارش «خانه‌ی من» به‌روزرسانی شدن و به دانش‌آموزها هم همین روش یاد داده میشه. تو اون شرایط حتی خود من هم سعی کردم به این شیوه جدید بنویسم، اما این مصوبه یا قانون چند سال بیشتر طول نکشید و فرهنگستان خودش مجددا رویه سابق رو در پیش گرفت و همون‌طور که در دستور زبان رسمی فعلی و در قسمت «کسرهٔ اضافه» هم قابل مشاهده‌ست، نوشتن این عبارت به همون شیوه قدیمی و جاافتادهٔ سابق انجام میشه.

حالا ما باید این رو چه شکلی بنویسیم؟
همونطور که بالاتر گفتم،‌ من اصولا نمی‌تونم نظر کارشناسی بدم تو این قضیه، اما با این استدلال‌ها ترجیح میدم که به شیوه همیشگی و قدیمی بنویسم. چرا؟ چون:

اول اینکه این شیوه نگارش به شکل «خانه‌ی من»‌ تو هیچ کتاب قدیمی‌ای پیدا نمیشه. برای نمونه حتی می‌تونید برید کتابخونه و نسخ خطی کتاب‌های قدیمی رو ببینید که اصولا همچین فرمتی وجود نداره. فقط برای یک نمونه من شما رو ارجاع میدم به این نسخه خطی شاهنامه که قدیمی‌ترین شاهنامه جهان هم هست و الان تو کتابخونه ملی فلورانس ایتالیا نگهداری میشه. خوشبختانه این کتاب اسکن شده و می‌تونید از این لینک صفحاتش رو ورق بزنید.

دوم اینکه خیلی خنده‌دار میشه اگر من نوعی، به عنوان یک فرد عادی و عام، تصمیم بگیرم که کدوم بهتره و بنا به سلیقه شخصی این کار رو بکنم. کمی به این موضوع فکر کنید که هر کی بنا به سلیقه شخصیش تصمیم بگیره که فارسی رو چه شکلی بنویسه. یه مثال اغراق‌آمیزش می‌تونه این باشه که من تصمیم بگیرم از این به بعد کلا فارسی رو به صورت فینگلیش بنویسم. 🙂 بنابراین به گمونم خیلی نباید روی نظر شخصیمون مانور بدیم.

سوم هم اینکه بعضی‌ها نسبت به افراد حاضر در فرهنگستان خرده می‌گیرن و اونها رو شایسته نمی‌دونن. خوب، در این صورت باید بگم که این شیوه جدید رو فرهنگستان زبان و ادب فارسی مصوب کرد و همین فرهنگستان هم حذفش کرد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال حاضر این افراد متصدی فرهنگستان هستن. حالا دو حالت داره:

شما این فرهنگستان رو با همین اعضاء قبول دارید: که در این صورت به مصوباتش هم عمل می‌کنید و با توجه به آخرین نسخه دستور زبان فارسی عبارت «خانهٔ من»‌ رو صحیح می‌دونید.

شما این فرهنگستان رو با همین اعضاء قبول ندارید: که در این صورت اصولا نباید از همون ابتدا شیوه نگارش جدیدی که این فرهنگستانی که قبولش ندارید مصوب کرد رو می‌پذیرفتید و شیوه نگارشتون رو تغییر می‌دادید به فرم «خانه‌ی من».

دوست دارم مجددا تاکید کنم که من اصولا از منظر زبان‌شناسی حرفی برای گفتن ندارم، حتی ممکنه بعضی از اساتید اهل فن هم نظر مخالفی داشته باشن و روش دوم رو بهتر بدونن، اما من معتقدم تا وقتی که «آخرین نسخه دستور زبان فارسی» میگه که باید کسره اضافه رو به شکل «خانهٔ من»‌ بنویسیم، بهتره به همین شکل بنویسیم. 🙂

پس‌نویس:

نکته اول: رفقا من این رو اضافه کنم که من کاملا متوجه ماهیت پویا و تغییرپذیر زبان هستم و خودم همیشه جزو اون تیپ آدم‌هایی هستم که معتقدم اگر کلمه‌ای تو جامعه جا افتاد باید استفاده بشه، بدون اینکه نیاز باشه براش کلمه جایگزین ساخته بشه. دلیلی که من در مورد گذشته و تاریخ کسرهٔ اضافه حرف زدم این بود که بگم از گذشته خیلی دور تا درست زمانی که این شیوه «خانه‌ی من» توسط همین فرهنگستان مصوب شد، کسرهٔ اضافه به شکل «خانهٔ من» رواج داشته و اصولا چیزی نیست که از بطن جامعه و بر اساس نیاز زبان به تغییر شکل گرفته باشه. این کاملا یک تغییر بالا به پایین بود که در حال حاضر حتی خود اون بالایی که این رو دیکته کرده بود هم دیگه ازش استفاده نمی‌کنه و تاییدش نمی‌کنه.

نکته دوم: به علاوه ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که استدلال حذف «همزه عربی» و استفاده از «ی» فارسی هم که از پایه اشتباهه. چون فارسی اصولا داره از خط و الفبای (اسکریپت) عربی استفاده می‌کنه و چیزی به اسم خط فارسی خیلی دقیق نیست. اگر مثلا از حروف لاتین برای نوشتن فارسی استفاده می‌کردیم و اونجا همزه عربی کاربرد داشت، کاملا منطقی به نظر می‌رسید که به فکر حذف همزه باشیم. اما وقتی اصولا داریم از خط عربی استفاده می‌کنیم استناد به اینکه همزه عربی رو حذف کنیم خیلی معقول به نظر نمی‌رسه. 🙂

“یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!”

یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!

از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شده تا قانون منع ورود اتباع ۷ کشور به خاک آمریکا امضا کرده اتفاقات ریز و درشتی زیادی پیش اومده که این مرد نارنجی پوست تبدیل شده به یکی از جذاب ترین سوژه های خبری دنیا .

این بار هم ترامپ و دولتش خودشو سوژه خبری کردند که هم کمی با مزه و هم قابل تامل به حساب میاد.

یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!

خبری که منتشر شده به شکله که : “کسانی که درخواست ویزای آمریکا می‌کنند یا قصد ورود به خاک این کشور را دارند، از این پس احتمالا با این پرسش روبرو خواهند شد: “از کدام وبسایت‌ها بازدید می‌کنید؟ رمز عبورتان را بدهید.”

به گفته جان کلی وزیر امنیت داخلی امریکا  :

مطالبه رمز عبور تنها یک ایده است و هنوز به صورت قانون رسمی در نیامده است. با این حال او تأکید کرده است که نهادهای مربوطه در دولت ترامپ “مشغول تأمل در مورد گسترش بررسی‌ها یا افزودن تأییدیه‌های بیشتر” هستند، حتی اگر این بررسی به طولانی شدن روند رسیدگی به درخواست رودادید ورود منجر شود.

به گفته جان کلی تقاضا برای افشای رمز عبور می‌تواند به منزله بخشی از بررسی‌ها در مورد مسافران باشد تا بدین وسیله بتوان در برابر تهدید احتمالی واکنش درخور نشان داد. این مسافران آنگونه که از گفته‌های وزیر امنیت داخلی آمریکا برمی‌آید، شهروندان هفت کشوری هستند که دستور مهاجرتی دونالد ترامپ شامل حال‌شان می‌شود،به گفته جان کلی چنانچه این افراد واقعا قصد ورود به آمریکا و بازدید از این کشور را داشته باشند، “همکاری خواهند کرد، اگر هم نکنند، به سلامت! نفر بعدی!”

رمز عبورتان را بدهید

:

اگر این ایده به تایید نهایی و تصویب برسه میتونه یک معنی داشته باشه و اونم اینکه اگر میخواین به آمریکا سفر کنید جدا از تمامی موارد قبلی باید مواظب تفکرات دوستانتون هم باشید که یکوقت خلاف سیاست های امریکا نباشه (:

اما جدا از طنز قضیه این نکته مهمیه که چحور افرادی میتونن وارد خاک امریکا بشن و از طرفی ایا دولت آمریکا این ضمانت میده که فقط در صورت بروز خطر به بررسی صفحات اجتماعی میپردازه .

نکته ای که هست اینکه لزوما بسیاری از مردم اطلاعات واقعی خودشونو وارد نمیکنن و این یعنی کسی که بخواد فعالیت ترورستی بکنه با یک تغییر قیافه خیلی راحت میتونه به هدفش برسه

سوالی که پیش میاد این سازوکار بر چه مبنایی قرار جلوی اتفاقی یگیره زمانی که خودش از اساس نقاط ضعف زیادی داره .


پ ن : هادی دات نت یک وبلاگ خبری نیست اما ازونجایی که بعضی از اخبار هم به هم نوشته های من مربوط میشه اونهارو هم به نوشته هام اضافه میکنم .

نوشته های مرتبط : چرا هرکول پوآرو را دوست دارم ؟

منبع خبر :از مسافران آمریکا ممکن است رمز عبور رسانه های جمعی شان خواسته شود

 

چرا هرکول پوآرو را دوست دارم؟

به بهانه پیش نویس قانون عدم ورود اتباع ۷ کشور به خاک آمریکا

در بین انبوهی از سریال های پر محتوای تلویزیون [همون رسانه ملی حوصله سر بر خودمون (:] سریال هرکول پوآرو با تمام تکراری بودنش هنوز برام جذابیت خاصی داره .
هرکول پوآرو برعکس هم قطارای دیگش منظورم خانوم مارپل و شرلوک هلمز
از ویژگی های منحصر به فردی برخورداره که شاید کمتراز دیده باشیم .
بزارید به داستان از بعد دیگه نگاه کنیم ما ستا کارگاه شناخته شده داریم  :

خانوم مارپل ؛ پیرزنی که تمام جنایت هایی که در اونها وارد میشه بر اساس شخصیت های هم محله ای خودش حل میکنه ، شرلوک هلمز کاراگاهی که ذاتا باهوش که توی دنیا تنها یک رقیب جدی داره به اسم دکتر موریارتی این دونفر دقیقا مثل ماجرای وینکنت دو نیم شده باهم برخورد میکنن . سمت راست وینکت شرلوک هلمز و سمت چپ اون دکتر موریارتی تشکیل میده .
اما هرکول پوآرو یک کاراگاه بلژیکی که وارد به یک فرهنگ جدید مثل بریتانیا
شده ، این کارگاه که مثل شرلوک هلمز ذاتا آدم باهوشی اما کاملا متفاوت از هلمز رفتار میکنه .

پوآرو عکس هلمز شخصی کاملا مرتب و منظمه که گاهی این عادت تبدیل به وسواس میشه، و نیز به علاقه‌ زیادی به غذا و غذا خوردن داره . اینا چیزایی که توی هلمز خیلی کمه .

کار درست همیشه در درون انسان انجام میشود، همه چیز بر عهده
سلولهای خاکستری است. هیچ وقت این سلول های کوچک را از یاد مبر دوست من.

در تقابل بین این دو شرلوک هلمز به خاطر حس وطن پرستی انگلیسی ها از طرفداری
و حمایت بیشتری برخورداره فقطم به یک دلیل چون هلمز انگلیسیه .

چرا هرکول پوآرو را دوست دارم؟

حالا بعد از گذشت سالها از تاسیس کشور آمریکا شاهد یک عقبگرد اساسی در تاریخ دنیا شدیم . کشوری که ذاتا پیشرفت خودشو مدیون مهاجرینی که بهش وارد شدن ؛
رئیس جمهوری انتخاب کرده به عنوان بالاترین مقام اجرایی خودش که جلوی ورود این مهاجرین بگیره.

این قطعا نوعی عقبگرد از وضع فعلی به وضعیتی مثل دوران جنگ جهانی اما چرا افکار عمومی جامعه ای مثل امریکا همچین انتخابی میکنه میشه اونو توی چند چیز بررسیش کرد

اول ، گرایش مردم به ساختار شکنی ؛ این به خاطر افزایش سطح آگاهی مردم نسبت به
روش های قدیمی در جلب افکار عمومی

دوم ، استفاده درست از شبکه های اجتماعی ؛ شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک از سازوکاری استفاده میکنن که بسته به سلیقه شخص میزکار اون فرد شخصی سازی میکنه .

دونالد ترامپ سرمایه دار و مجری با استفاده از همین دو تونست از سد هیلاری کیلینتون سیاست مدار عبور کنه . بزارید واضحتر بگم ؛
ترامپ در کنار تمام فعالیت هاش یک مجری تلویوزیون هم هست . یک مجری تلویزیون خوب میدونه برای اینکه برنامه ای پر ببیننده داشته باشه باید ساختار شکنی بکنه ، اونم برای جامعه ای به شدت آزاد مثل آمریکا .
اینو میشد از مناظراتش با کیلینتون به خوبی دید اما بعدی که بیشتر به کار ما میاد قسمت دوم قضیس استفاده درست از شبکه های اجتماعی .

شبکه های اجتماعی

همونطور که گفتم سازوکار شبکه اجتماعی مثل فیسبوک شامل یک موتور جستجوی خاص خودشه که با توجه به رویداد های مهم و سلیقه های افراد محتوایی که به فرد نشون میده متفاوته . دونالد ترامپ با استفاده از همین قضیه و ساختار شکنی هاش تونست که برنده رقابت باشه .

ما و شبکه های اجتماعی

در این چند دوری که روسای جمهور مختلف رفتن و اومدن ماهم به تناسب و ناخواسته از این شبکه های اجتماعی استفاده کردیم .
حالا در هر دوره به شیوه حاص اون زمان از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی که از دیدار های چهره به چهره شروع شد تا امروز که حسن روحانی صفحات خودشو در شبکه های اجتماعی داره تا مردم بتونن با اون ب راحتی صحبت کنند .

اما این روزها خبرهایی شنیده میشه مبنی بر این که برای انتخابات سال آینده قرار این شبکه ها دوباره از دسترس خارج بشه اما چرا ؟

بر میگردم به سوال اولم چرا
هرکول پوآرو را دوست دارم ؟ جدا از حس ناسیونالیستی هر جامعه ای برای پیشرفت خودش لازمه که نیروی انسانی کاربلدی داشته باشه که لزوما باید برای بدست آوردن همچین نیروی نیاز به هزینه و زمان زیادی . اتفاقی که برای پوآرو میفته دقیقا همینه پوآرو در جامعه بریتانیا وارد میشه و کمک به حل معما هایی میکنه که خود انگلیسی ها از حل اون عاجز بودن . این یعنی هزینه کمتر سود بیشتر .
این وسط اگر امریکا هم بخواد این کارو انجام بده دیگه نمیشه اسم اونو یک ابرقدرت گذاشت بیخود نیست که گروه رسانه ای هفته نامه اکونومیست ، آمریکا در دسته دموکراسی ها معیوب جهان وارد کرده . شاید بهترین جمله رو درباره این اتفاق روزنامه محلی “فورتزهایمر سایتونگ” آلمان که در تفسیر خودش می‌نویسه:

«خط مشی دونالد ترامپ که مصالح ملی آمریکا را در بالاترین درجه‌ی اولویت قرار داده، تنها می‌توان با اروپایی قدرتمند پاسخ داد.»

این جمله باید با تغییراتی سرمشق سیاست آینده کشور باشه که امیدوارم اینطوری باشه .

این درباره اقتصاد و کنترل جامعه اس

“this is not about terrorism
terrorism it’s the excuse
this is about economic and social control
and the only thing you really protected it’s the principle of the government”

از نظر من فیلم اسنودن جدا از اینکه تلاش کرد تا براساس مستندات روایتگر زندگی اسنودن باشه همزمان نشون داد که اسنودن آدمی نیست که فقط به خاطر آزادی باشه که تصمیم به تحول میگیره ، اسنودن آدمیه که به خاطر ماجراجویی وارد بزرگترین سازمان امنیتی دنیا میشه به خاطر همین ماجراجویش بارها large_e5vq0hztquculn2fk80qd2gskfc
تا مرز انفجار میره اما بازم با خودش کنار میاد تا اینکه یروز متحول میشه ، تحولی که دلیلش دوست دخترش بوده

In hiding the means of security and security means victory

اسنودن توی فیلم بارها با استادش حرف میزنه کسی که به دفعات جلوی انفجار اونو میگیره ، البته با ترفند های مختلف ، از تحریک حس وطنخواهی ، پیشنهاد پول ، کار با حرفه ای ها و دسته آخر هم میخواد که از حس مالکیت اون نسبت به معشوقش استفاده کنه . اسنودنی که فیلم نشون میده مردیه که بشدت علاقه به تکنولوژی داره ، سوال های زیادی داره اما خوانوادشم خیلی دوست داره و این ها عواملین که بارها مانع جدایی اون از سازمانش میشن .

این درباره اقتصاد و کنترل جامعه اس

در کل به نظرم کل فیلم اسنودن خلاصه میشه به همین جمله : این درباره اقتصاد و کنترل جامعه اس این دقیقا تعریف یک سازمان اطلاعاتیه .
اسنودن
فیلم اسنودن با اینکه یک فیلم کامپیوتری سیاسی در ژانر تریلر-بایوگرافی برای کسی که دقیقا علاقمند به این ژانر [تریلر] رو باید سر وجد بیاره اما برای من که اینطور نبود . اسنودن آخرین ساخته اولیور استون ، با تمام نقدایی که از نظر خودم به این فیلم وارده ، فیلمی خوش ساخته که حداقل آخر فیلم از اینکه براش وقت گذاشتین متاسف نمیشین حسی که در فیلم W [فیلم زندگی جورج بوش ] به شدت بهش میرسین.

این فیلم به شدت به گیک های بد از این پیشنهاد میکنم ، چرا که جدا از ساختار فیلم گونه ، فیلمی پر از اصطلاحات و رویکردهای نو در دنیای کامپیوتره ، که در قالب یک فیلم با این اصطلاحات و رویکردها آشناتون میکنه .

از کریسمس تا نوروز

این چند وقت که سال میلادی از ۱۶ به ۱۷ در حال تغییره به کرات دیدم که توی مناطق
مختلف تهران درخت کاج تزئین شده قرار گرفته و مردم به شدت به این درخت علاقه  نشون میدن .

دلیل این امر و باید دانشمندای علوم اجتماعی توضیح بدن که چرا این طوره اما برای من
دلیلی شد تا دیده انتقادی تری نسبت به تخصص خودم پیدا کنم .

اصولا موتورهای جستجو برای من در حکم ابزار سرگرمی داره در نتیجه همیشه
مطالب و ایده های جالبی ازش بیرون میکشم این بار هدف کریسمس .

happy_new_year_2017_xmas-724x407

توی گشت گذارم توی شبکه جهان گستر وب به وبسایتی برخورد کردم
که در نوع خودش برام جالب بود . وبسایت کریسمس مبارک جایی که فقط و فقط
از آیین ها و جشن های کریسمس حرف میزنه .

screenshot-from-2017-01-01-00-49-43

امثال این مدل سایت ها زیادن ساتهایی که به موضوعی خاص پرداختن و براساس
همون موضوع درآمد زایی هم دارن . اما دلیلی که گفتم به تخصص خودم با نگاهی
انتقادی تر نگاه کنم برای این بود که چرا ما مشابه این مدل وبسایت هارو نداریم .
یا اگر هم هستند کاملا بی ربط به موضوع پرداختن که آدم رو کاملا گیج میکنن .

از کریسمس تا نوروز

بهونه ای شد تا از این بیشتر حرف بزنیم که چرا وب فارسی اینقدر ضعیفه ؟ اصولا شما هر وقت توی وب فارسی دنبال جواب مسلئه ای هستین نتایج گوگل به نحوه تاسف باری کاملا بی ربط بدست میاد . در مورد فروم ها باز قضیه کمی بهتره اما توی گروه هایی تلگرامی واقعا وحشتناکه .

من منکر این قضیه نیستم که تو دنیای امروز همه آدم ها باید زبان دوم بلد باشن تا فردی با سواد به حساب بیان اما بهتر نیست به این هم توجه کنیم که منی که امروز در این مسیر قدم گذاشتم روزی با یه راهنمای فارسی شروع کردم پس نه لزوما اما برای کمک به ابتدای راه افراد دیگه ، من هم باید به ایجاد و توسعه این راهنمای فارسی کمک کنم .

نکته دیگه ای که مدتها میخواستم ازش بنویسم این بود که اگر من چیزی رو بلد نیستم این خیلی بهتر که بگم بلد نیستم تا جوابی کاملا بی ربط بدم و شخص روبرومو کلا نا امیدش کنم این ماجرا برای خودم زیاد پیش اومده ؛ برای مثال چند وقت قبل من از توزیع فدورا ۲۴استفاده میکردم تا اینکه فدورا ۲۵ منتشر شد.
از اونجایی که نو که اومد به بازار … توی تلاش برای نصب توزیع ۲۵ به اروری برخوردم که خود ویکی فدورا اعلام کرده بود این مشکل بزودی حل میشه .
توی گروه های مختلف تلگرامی مشکلم مطرح کردم میخواستم بدونم که این ارور برای چی پیش میاد اما واکنش هایی که باهاش روبرو میشدم یا بی محلی کامل به سوال یا اینکه :

برو ویندوز نصب کن لینوکس ماله برنامه نویساست

در هر حال کمک به وب فارسی دقیقا کمک به خودمونه به شرطی که درست باهش روبرو بشیم . این بی توجهی مصادیقش توی خیلی از قسمت های زندگی امروز ما خودشو نشون میده .
شاید که نه قطعا به دلیل همین بی توجهیه که کریسمس رو برای ما از نوروز جذابتر میکنه

واقعا نمیدونم چرا به اینجا رسیدیم که کریسمس از نوروز جذابتر شده برامون این شاید
علتش کسایی مثل من باشن که شبکه های اجتماعی توسعه دادن . یادمه معلمی داشتم که میگفت :

تهاجم فرهنگی یعنی این که من به عنوان یک ایرانی آثار ادبای خارجی پیگیری کنم اونهارو بخونم و علاقه نشون بدم دربارشون  این یعنی تهاجم نه ابزاری مثل ماهواره

اما ازونجایی که برای رسیدن به موفقیت همیشه لازمش از بین بردن نقاط ضعفه پس چیکار کنیم که نوروز ماهم جذاب بشه ؟ این میتونه تبدیل بشه به یک ایده تجاری . چطور نوروز رو جذاب کنیم که پول ساز هم باشه ؟