بیت کوین و چین

در رابطه با بیت کوین و بلاک چین ، این روزها مطالب مختلفی توی وب داره میچرخه و به تناسب قسمتی از این مطالب هم توی وب فارسی میاد

یکی از مواردی که کاملا اتفاقی بهش برخوردم و بسیار برام جالب بود ، خبری بود در رابطه با اینکه دادگاهی در چین  رای داده مبنی بر این که مردم با احتساب پذیرش خطراتش میتونه به صورت قانونی در مبادلاتشون از بیت کوین استفاده کنند .

ماجرا از این قرار بوده که شخصی به نام آقای وانگ توی مبادلاتش مبلغ ۴۰۰۰۰۰ بیت کوین و از دست میده و به دادگاهی در چین شکایت میکنه که براساس تئوری اقتصادی کارل مارکس هر کالا باید دارای  دو عامل ،ارزش – استفاده و ارزش باشد به عبارتی دیگه  کالا باید ارزش و استفاده داشته باشد .

و چون بیت کوین ارزش و استفاده ندارند پس نمیتونه کالا به حساب بیاد .بنابراین معاملاتش باید نامعتبر باشن ، اما دادگاه رای به این داده که :

طبق قوانین و مقررات مربوطه چین، بیتکوین توسط مقامات پولی صادر نمی شود ، لذا  دارای ویژگی های قانونی و پولی نیست، “هیچ قانونی وجود ندارد که مانع از سرمایه گذاری و تجارت بیت کوین شود  “و” مردم حق دارند آزادانه در معاملات تجاری بیت کوین با ریسک خود شرکت کنند

جالبه ، نه کشوری که قوانین بسیار بیشتری در رابطه با فیلترینگ داره  توسط یک دادگاه اجازه استفاده از بیت کوینو به مردمش داده .

به صرف اقتصادی بودن داستان این خیلی جالبه که غول بزرگی مثل چین هم نتونسته مقابل تکنولوژی های جدید از خودش واکنش نشون بده ، البته هیچ بعید نیست با روندی که بیت کوین در پیش گرفته چین هم بخواد پول دیجیتالی خودشو عرضه کنه و اونوقته که قضیه جالبت تر میشه .

در رابطه به بیت کوین و مسائلش میتونید در وبلاگ رضا بیشتر بخونید :

 

خبر از دروغ تا واقعیت

چند روز پیش بصورت کاملا اتفاقی تونستم سخنرانی رضا سیاح در کنفرانس تداکس تهران ببینم، از قضا درباره موضوعی حرف زد که مدتهاست میخواستم راجع بهش حرف بزنم .

تا حالا به این موضوع فکر کردین که خبری در رسانه های مختلف می بینید تا چه حد میتونه به واقعیت نزدیک باشه ؟

تا چند وقت قبل که داعش به عنوان تیتر یک خبرگزاری های دنیا بود ، در اکثر خبرگذاری ها به قدرت داعش توجه میشد اما نکات مبهمی وجود داشت که کمتر بهش توجه میکردیم :

  • طبق گفته خبرگذاری های رسمی کل افرادی که تحت عنوان داعش دست به فعالیت تروریستی می زدند نزدیک به ۳۰ هزار نفر بودن ، با یک مقایسه ساده اگر ورزشگاه آزادی بصورت کاملا پر تصور کنیم جمعیتی در حدود ۱۰۰ هزار نفر ظرفیت داره در اینصورت چرا باید از گروهی ترسید  که به سختی یک سوم ظرفیت یک ورزشگاه و پر میکنه؟
  • در فیلم ها و تصاویری که داعش که فعالیت های تروریستی خودش منتشر میکنه ، بیشتر از اینکه جزيیات و نشون بده ، ترس و نشون میده .

به این نکته توجه کنید که پیشرفت داعش نه در نیروی نظامیش بلکه به گسترش ترسه ،وابسته بود

  • شبکه های خبری برای اینکه مشتری داشته باشن نیاز دارن تا خبر هایی نشون جامعه بدن که جامعه بهش علاقه نشون میده ، واضح تر بخوام بگم اینکه شبکه های خبری هم باید بودجشون و به نوعی تامین کنن در نتیجه باید یا تبلبغ جذب کنن یا اسپانسر های مالی خاص  داشته باشن.

این نتیجه میشه که برای جذب بیننده باید دست روی مواردی بزارن که نگاه جامعه بیشتر به اون سمته تا مخاطب جذب شه و در کنار اون دست به تبلیغات برای مشتری های خودشون بزنن.

گسترش ترس سلاحی بود که داعش ابزار اولیشو [اعمال تروریستی] در رسانه هاش پخش میکرد و رسانه ها و شبکه های اجتماعی با منتشر کردن اون بارها و بارها به افزایش قدرعتش کمک میکردن.

این مورد به عنوان خاطره شخصی هم برای من اتفاق افتاده :

سالها پیش دوستی داشتم که در یکی از خبرگذاری ها کار میکرد . بارها تعریف میکرد که خبری که از منابع خارجی برای منتشر شدن آماده میکنیم ، همه خبر نیست قسمتی از خبر اصلیه .این در بهترین حالت ممکنه ، چرا که گاهی مجبوریم مطالب دیگه ای هم بهش اضافه کنیم

این موارد در کنار هم ایده پشت اکثر خبرگذاری های داخلی و خارجی که میشناسیم ،اینکه داعش یک گروه تروریست به حساب میاد شکی درش نیست اما به خوراک خبری که خبرگذاری ها اونو برای ما آماده میکنند لزوما نمیشه اطمینان کرد.

  • اگه میخواین از صحت خبری مطمئن بشین یا حتما از اسپانسرهای مالی خبرگذاریتون آگاه باشین .
  • یا صرفا به یک خبرگذاری اکتفا نکنین ، گاهی خبرگذاری های مخالف واقعیت بیشتری و منتشر میکنن.
  • و نسبت به خبرهای داغ تر که به گسترش فرهنگی خاص کمک میکنه مثل داعش با نگاه ویژه تری نگاه کنید.

 

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

همه ما آرزوهایی داریم که گاهی بعضی از اونها واقعا غیرعملی هستند و یا فعلا عیر ممکنند . اصولا داشتن آرزو های مختلف دلیلی به داشتن امید به آیندست .

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

برای ما انسانها امری دور از اندیشه نیست اما اینبار جنس این آرزو ها کاملا فرق میکنه ، پرواز . شتر مرغ یکی از پرندگانی که توان پرواز نداره اما به کمک واقعیت مجازی تونست تجربه پرواز داشته باشه .

 

در ویدیویی که بالا مشاهده میکنید یک شترمرغ با استفاده از واقعیت مجازی به آرزوی پرواز میرسه .

چند سوال :

  1. اینکه به موجودی که توانایی خاصی نداره با کمک شبیه سازی امکانی بدیم اون موجود پس از آزمایش چه تاثیری بر روی زندگیش داره ، آیا این مصداقی از حیوان آزاری بحساب میاد ؟
  2. برخی از افراد شاخص مثل الون ماسک معتقده که دنیای ما ساخته یک ماشین شبیه ساز با ویژگی های خاص در صورت اینکه این امر درست باشه آیا ما امکان اعتراض به سازندگان این شبیه ساز و داریم ؟

چند نکته :

  1. در هر صورت بررسی واکنش های این شترمرغ میتونه تغییر دهنده آینده ما هم باشه ، اینکه با قرار دادن شخص در موقعیت های خطرناک بصورت مجازی و پس از اون قرار دادن شخص در محیط واقعی میتونه ایده اولیه ساخت ارتش هایی باشه که دیگه قرار نیست به صورت ابر انسان باشن  بلکه ارتشی هستند که یاد گرفتن برای نجات خودشون دست به هرکاری بزنن با توجیح کاملا منطقی .

پی نوشت :

این یک ویدویی تبلیغی از شرکت سامسونگ ، اینجا اونو قرار دادم بصرف ایده خلاقانشون در تبلیغ و نوشتن  نکاتی که به ذهنم رسید بد نیست در کنار این ویدیو بگم .

ابتذال شر

مطلبی میخوندم با عنوان ابتذال شر در ویکیپدیا به این مضمون که تمام جنایات بشری
در طول تاریخ توسط ملتهایی انجام شده که استدلال حکومتشون پذیرفتن .

در بخشی از نوشته اومده :

ادوارد هرمن در توضیح این عبارت بر روی«طبیعی جلوه دادن غیرقابل اندیشیدنی‌ها» تأکید دارد. او می‌گوید «انجام کارهای هولناک به روشی منظم و سازمان یافته مبتنی بر عادی سازی است. این همان روندی است که طی آن اعمال زشت، تحقیر آمیز، جنایت‌بار و غیرقابل بیان به یک کار عادی تبدیل می‌شوند و تحت عنوان جوری که چیزها هستند تعبیر می‌شوند»

این جمله تا حدود زیادی توجیح کننده خیلی از اتفاقاتی هست که پیرامون ما اتفاق میفته . من باب مثال علاقه شدید مردم ما به تماشای اعدام در ملاعام .

این بحث از چند وجه قابل بحث ، از طرفی سیاست تکرار اعدام در ملاعام باعث بازدارندگی میشه ، این بازدارنگی صرفا به این صورت که شخصی که مرتکب خلافی میشه چون پس زمینه ای از نوع حکمش داره دنبال راهکارهای جدید تر میگرده و مثل اتفاقی که برای فروشندگان مواد مخدر داره اتفاق میفته .
و از طرفی این اتفاق به نوعی باز کردن مشکل از سره نه حل مشکل که داره توسط قانون گذار ها پیگیری میشه .

از جنبه دیگه این بحث جایی باز میشه که آیا واقعا مردمی که با این شور به تماشا میشینن نگاهشون به قضیه به صرف عبرت گیری یا نوعی تشویق و لذت از خشونت هم به حساب میاد .

واکنش احساسی

در ماه های اخیر اتفاقات زیادی افتاد که همه ما رو غمگین کرد از مرگ آتنا تا داستان بنیتا و خیلی از اتفاقات دیگه . امثال این واکنش ها در سرتاسر دنیا زیاد پیش میاد که گاهی نتایج قابل تاملی داره . برای مثال در ماجرای انتقلاب تونس ، با خودسوزی شروع و منجر به یک انقلاب شد .

داشتن واکنش های احساسی در همه ملت ها امری طبیعی حساب میاد و اصولا وجود همین واکنش هاست که بسیاری از اتفاقات توجیح میکنه ، اما باید به یک نکته توج داشت و سوال اصلی هم اینجا مطرح میشه که اگر عادی سازی یک اتفاق اشتباه میتونه توجیح کننده بسیاری از جنایات بشری باشه ، پس علت یک انقلاب مردمی چطور توجیح میشه ؟

بزارین سوالمو واضح تر بپرسم ، کشتن افراد در هر دین و مذهبی امری ناپسند به حساب میاد اما در یک انقلاب بسیاری از افراد کشته میشن ، این اتفاق یا به واسطه حکومت اتفاق میفته یا بواسطه مردم اما سوالی که هست حکومت افعالی حتی غلط گسترش و ازشون حمایت میکنه اما چی میشه که مردم علیه همین افعال و حکومت قیام میکنن؟


پی نوشت :
۱- من آدمی نیستم که این مسائل در حوزه کاریم و یا علاقم باشه اما از اوجایی که همیشه هدفم در نوشتن باز کردن مسئله به ساده ترین فرم ممکن برای درک بهتر بوده این مطلب و اینجا آوردم .
۲- درصورتی که مطلب جدیدی برای رسیدن به پاسخ این سوال قرار شد اضافه بشه به این بحث در شماره های ۲ و … ادامه میدم .


لینک های مرتبط :

موج سوم یا افسون دیکتاتور
نکته هایی در مورد ایمیل های آیدین آغداشلو
اعدام

 

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

دوستم ، رضا یا گلادیاتور دست به کیبورد اخیرا توی وبلاگش مطلبی آورد با عنوان { هک و بی‌قانونی و بی‌سوادی اجتماعی } در رابطه با فرهنگ ما مردم نسبت به برخورد های احساسیمون با رویداد هایی که روزانه اتفاق میفتن و به جای اینکه ما به دنبال واقعیت اون ها باشیم ساده انگارانه از کنارشون رد میشیم .

این مطلب سبب شد تا نظراتمو نسب به این قضیه اینجا بیارم :

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

عوامل مختلفی وجود داره که هر جامعه ای از منطق محور بودن به سمت احساس محور بودن سوق میده ، مثله کم بودن میزان مطالعه ، مثله پایین بودن سطح علمی و در کنار این موارد نارضایتی های سیاسی ، فشار اقتصادی و معضلات اجتماعی هم باید اضافه کرد .
همه این موارد دست به دست هم میدن تا وقتی خبری مثل هک شدن تعدادی از سایت های ایرانی توسط داعش منتشر میشه ، جامعه واکنشی احساسی نسبت به این قضیه بده حتی مثلا نبودن دانش فنی کافی مدیر سایت هک شده بیفته گردن حکومت در صورتی این دو هیچ ربطی بهم اصلا ندارن .
این وسط کلمه هک یک معنی دو پهلو داره که بشدت به کار میاد چرا که طبق آموزش هایی که هالیوود به ما داده و به اجبار این رسانه ملی حوصله سر بر ما اونو به خورد ما میده ، اینه که هکر کسی که قدرت های ماورایی داره و میتونه به محض اینکه اراده بکنه به همه جا نفوذ کنه نیاز هاشو برطرف کنه و آزادانه بگرده بدون اینکه کسی بتونه اونو پیداش کنه .

مجله دانشمند اخیرا مقاله ای چاپ کرده درباره گروه هایی ترورستی افراطی مثل داعش با عنوان : داعش و معماری جدید خشونت این مقاله به نکته ای اشاره داره که به شدت در جامعه امروز ما وجودش داره احساس میشه و اون هم ایده آل گرایی . گروه هایی مثل داعش با وعده آینده بهتر شروع به جذب تحصیل کرده هایی میکنه که نتونستن آینده مناسبی با توجه به تحصیلاتشون پیدا کنن . { چیزی که متاسفانه ما امروز به شدت درگیرش هستیم ، عدم تعادل بین فارغ التحصیل های دانشگاهی و باز کار }

در مثالی دیگه خبر گذاری دویچه وله مقاله ای منتشر کرد با موضوع رابطه بین بیکاری و آزار های خیابانی نسبت به زنان در این مقاله که در منطقه خاورمیانه و در هفت کشور عربی با ۷ هزار مرد تحصیل کرده در رنج سنی ۲۲ تا ۴۲ سال انجام شده بررسی ها نشون داده که عدم رضایت از شرایط فعلیشون باعث شده که رو بسمت خشونت ببرن .
{ این معنی اینکه مردها موجودات هستن که باید حتما سرگرم باشن تا بشه تحملوشون کرد نیست (: }

برگردیم به کشور خودمون ، اصولا رسانه های ما سعی به نشون دادن همه مثال ها درون یک خانواده دارن ، همه مسائل و مشکلات در جامعه ایرانی در قالب یک خانواده باید حل بشه حتی گاهی نشون میدن که مردی ازدواج کرده اما قدر خانوادشو نمیدونه بعد پس از طی مشکلاتی سرش به سنگ میخوره و دوباره برمیگرده به آغوش خانوادش ،حداقل این موضوع توی فیلما کاملا درسته ، اما یک فیلم همیشه دو بخشه یکی جلوی دوربین یکی پشت دوربین .

هر شخصی برای اینکه بتونه فرد مفیدی برای اول از همه خودش ، خانوادش و در نهایت جامعش باشه نیاز به الگوهایی داره که بتونه از اونها الهام بگیره . افرادی که دنیارو با ایده هاشون ساختن ، مثال ملموسش مرحوم استیو جابز .

بدون شک هیچ کس نمیتونه این رد کنه که تا وقتی که استیو جابز زنده بود همه منتظر ایده های جدید اون بودن تا زندگی به سبک اون ادامه بدن ( از خوابیدن پشت در فروشگاه های اپل حساب کنین تا اینکه بسیاری از ایده های اون امروز الگوی شرکت های بزرگ دیگه شده ) . بعد از مرگ استیو جابز از رهبران دنیای فناوری افرادی کسی مثل بیل گیتس زیادی سنش بالاست و جاذبه ای برای نسل های جدید نداره یا مثل مارک زوکربرگ که هنوز نتونسته جامعه رو باقدرت امپراتورش وفق بده ( واکنش ها به بعد از انتخابات سال ۲۰۱۶ امریکا ) اما الون ماسک کسی با ایده های نوآورانش که تاحدودی تونسته جایگزینی مناسب برای استیو جابز مرحوم باشه .

اگر سری به تاریخ بزنیم و مقایسه ای بکنیم بین سازمان های فضایی امریکا و شوروی متوجه نکته ای جالب میشیم ، ناسا امروز با اینکه بسیاری از مدیران ارشدش اصلا امریکایی نیستن جزو افتخارات امریکایی ها محسوب میشه چرا ؟

از دوران جنگ سرد امریکا با بهره برداری از تیم موشکی آلمان نازی صنعت هوا فضای خودشو راه انداخت و با تبلیغ اونو روزبه روز بزرگترش کرد درصورتی که اصلا روسای مجموعه امریکایی نبودن به جای اون در شوروی با اینکه تیم فضایی اونها همه روس بودن اما هیچ وقت دیده نشدن و امروز هم کسی به اونها اهمیتی نمیده .

اما در جامعه ما تقریبا میشه گفت که الگو سازی اصلا وجود نداره یا اگر هم هستن دیده نمیشن { منظورم کسی که بتونه زندگی امروز رو برای ما متعادل کنه ، منظورم دقیقا در بحث اجتماعی و علمی نه در مباحث سیاسی و اقتصادی ، وجود چنین کسی در جامعه حتی فشار های اقتصادی و سیاسی هم برای مردم متعادل میکنه } برای جامعه ای مثل ما که تجملات هالیوودی یاد گرفته و الگو های حکومتی تنها موارد ملموس زندگیش به حساب میاد و همچنین در کنار اینها فشار اقتصادی و دو دستگی سیاسی هم بهش فشار میاره ، یک هکر به شکل هالیوودیششاید بهترین گزینه امید بخش باشه که ما رو به ایده آل هامون نزدیک تر میکنه .

قهرمان پروری ورژن ۲۰۱۷

همونطور که رضا در انتهای نوشتش گفته { هک یعنی استفاده از یک روش سریع و هوشمندانه برای حل مشکلی تکنیکی و غلبه بر محدودیت‌ها و هکر یک برنامه‌نویس کنجکاو است که صدمه‌ای وارد نمی‌کند و حتی باعث تحکیم انتقالات می‌شود. } اگر ما قهرمانانی مثل استیو جابز پرورش بدیم نه تنها این احساسات محور بودن از جامعه ما دور میشه امید ها و ایده آل هامون به فرم ملموس تر بر میگرده و دیگه شاهد اشتباهات بچه گانه ای به اسم هکر هم نیستیم .