دیدباز یا متن باز فرقی نمیکنه مهم اطمینان و ریسک پذیریه

اگر از یه خوره کامپیوتر بپرسین دنیا به چند بخش تقسیم میشه احتمالا جوابی که می‌شنوین اینه که ،دنیا به دو بخش متن باز و بسته تقسیم میشه ساده ترش مبشه لینوکس و ویندوز .

این چیزه درستی که نرم افزار جز لاینفکی توی زندگی امروز به حساب می‌آید و بیشتر سخت افزاری که ما توی زندگی ازشون استفاده میکنیم با یه نرم افزار کار میکنن.

وقتی میگیم سخت افزار لزوما کیس و بصورت سنتی تر کامپیوتر های رو میزی نیست ، سخت افزار میشه هر چیزی از جاروبرقی ، ماشین ریش تراش که ساده ترینان تا ماشین های توی خیابون همشون به نوعی از نرم افزار دارن استفاده میکنم.

به نوعی بهتر بگیم که صنعت نرم افزار صرف زمانی کارکرد داره که با صنایع دیگه گره خورده باشه . امروز توی مترو با اتفاقی مواجه شدم که شاید بامزه به نظر میاد اما نشون از عمق فاجعه داره .

[دیدباز یا متن باز فرقی نمیکنه مهم اطمینان و ریسک پذیریه]

دستگاه کارتخوانی که مسافرین مترو ازش استفاده میکنند از یک سیستم عامل ویندوزی استفاده میکنه که دچار مشکل شده . شاید در ابتدا قضیه بامزه باشه چون نمونه های زیادی توی دنیا از این دست اتفاق افتاده و تقریبا دیگه عادی داره میشه .

اما قسمت فاجعه بار قضیه اینجاست که جدای از اینکه هزینه خرید و راه اندازی همچین دستگاهی چقدره و از کجا و چطوری داره تامین میشه ، اینکه چرا در ساده ترین و پیش پا افتاده ترین ابزار های مورد استفاده توی جامعه ما هم باید از یک ابزار بسته اسفاده بشه .

شاید لازم باشه که در بعضی موارد خاص از ویندوز هم استفاده بشه یا اصلا نیاز سازمان به شکلی طراحی شده که حتما با ویندوز حل میشه اما نکته ای که نباید فراموشش کرد اینه که ؛ تا من به عنوان کارفرما نخوام از محصولی که دارم ازش استفاده میکنم به درستی استفاده کنم تا در موقع لزوم  منو منتظر نزاره شاهده تکرار این ماجرا هستیم .

اطمینان و قدرت ریسک پذیری که کمک میکنه مشکلی مثل بالا پیش نیاد . من کارفرما باید اطمینانم و به روش های جدید بالا ببرم و در کنار اون قدرت ریسک پذیریمو افزایش بدم تا بتونم اطمینانی که دارمو به کار بگیرم .

نباید فراموش کرد که ، این دوتا یعنی اطمینان و ریسک پذیری باهمن که معنی پیدا میکنن . 

راه حل  :

همونطور که اول گفتم ، تقریبا هر گیک کامپیوتری با برد رزپری-پای آشنایی داره . (یک رایانه تک-برد  در اندازه یک کارت اعتباری است کهبنیاد رزبری پای آن را ساخته است تا آموزش علوم رایانه را در مدرسه‌ها تشویق کند. )

با کمک رزپری – پای میشه همین دستگاه و ساخت با کمنرین هزینه ممکن اما نکته اینچاست که به جای ویندوز میشه از لینوکس استفاده کرد و دیگه به همچین مشکلی برنحورد .

من اصلا هدفم کوبیدن ویندوز و بالا بردن لینوکس به عنوان دو سیستم عامل نیست ، نه بلکه میخوام بگم توی این روزها که سرعت در ارائه سرویس داره جرف اول میزنه چرا ما بهش توجهی نمیکنیم .

اگه مشکل هزینه است که با تغییر ساختار میشه هزینه رو به حداقل رسوند ، اگه نبود نیروی سازنده و متخصص که اگر قدرت اطمینان و ریسک پذیری مونو افزایش بدیم این مشکل هم حل میشه .

 پ ن :

اروری که در بالا میبینید این جمله است :

مشکلی غیر منتظره ای اتفاق افتاده برای ویندوز ، حال با زدن دکمه quit سیستم عامل را ریستارت کنید و یا با زدن دکمه detail جزییات این اتفاق را مشاهده کنید (:

چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟

چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟ احتمالا با دیدن این سوال از خودتون پرسیدین که یعنی چی ؟ بزارین بیشتر توضیح بدم :

با یک بررسی اجمالی توی تقویم و خبرگذاری های رسمی در طول یک سال شاهد برگزاری هزاران رویداد ، همایش ، جشنواره و … هستین که برای هر مناسبتی داره اجرا میشه .

از رویدادهایی که دیگه برامون عادی شدن تا اونایی که واقعا هدف از برگزاریشون سوال برانگیزه . چیزی که هست ، اینکه چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟

جواب این سوال توی یک کلمه خلاصه میشه ؛

مدیریت :

اصولا از رویداد های داخلی که به هر مناسبتی برگزار میکنیم تا رویدادهای بین المللی که با هزار مکافات مجوز برگزاری اونو داخل کشور میگیریم بعد به یکی از هزارتا دلیل خط قرمز یا اونو کنسلش میکنیم یا برگزار کننده رو مجبور به تغییر دادن اصل ماجرا میکنیم مدیریت درست در نحو برگزاری چیزی که اصلا رعایت نمیشه .

[راستی اصلا ما چرا انقدر خط قرمز داریم ؟] من اخیرا بصورت داوطلبانه توی یکی از همین رویداد ها شرکت کردم .از اونجایی که این بچه هایی این رویداد رو اجرا میکردن همه از دوستانم هستن چنتا نقد داشتم که دیدم نسبت به اکثر رویدادهایی که داریم برگزار میکنیم هم ربط داره پس بدون آوردن اسم اینجا نظراتمو مینویسم ، امیدوارم مفید باشه . 

  • هر سرمایه گذاری و اسپانسری و رو قبول نکنید :  درسته که برای برگزاری یک رویداد که رایگان باشه حتما نیاز به اسپانسر مالی هست اما لزوما هر اسپانسر بی ربطی و نباید به مجموعه اضافه کرد چرا که اینطوری فقط کمک به تبلیغ چیزی کردیم که هیچ ربطی به اصل کار ما نداره به جاش میشه هزینه اونو از شرکت کنندها گرفت .
  • مقدمات لازم برای برگزاری زودتر از موعد آماده کنید : مقدمات لازم از پذیرایی تا حتی بروشور های تبلیغاتی زودتر باید آماده بشن نه شب قبل از برگزاری اینطوری فشار به حداقل میرسه و فقط تاییدات نهایی انجام میشه کسی هم خسته نمیشه .
  • نیروهای اجرا کننده رو آموزش بدین :نیرویی که قرار به اجرای برنامه کمک کنه اونم توی رویدادهای ما باید قبل از روز برگزاری آموزش ببینن تا روز بزگزاری در انتهای برنامه کنترل از دست خارج نشه و همه چیز به نحو احصن برگزار بشه .
  • دلیل پیشرفت یک اتفاق کار تیمی نه کار کشیدن از نیروی تحت امر :توی رویداد ها چیزی که افراد و جذب میکنه تا بخوان عضو باشن اینه که مدیران هم در کنار نیروهاشون باشن
داخل پرانتز :

نه در یک رویداد بلکه در هر کار حضور مدیر بالا دستی در کنار نیروی تحت امر باعث جذب بیشتر نیرو به مجموعه و در نتیجه باعث پیشرفت خود مجموعه و سود بیشتر میشه .

  • کار تیمی : کارتیمی چیزی که ما اصلا بلد نیستیم ، اصولا یک رویداد که داییه بهبود فرهنگ داره باید در جزئی ترین مسائل هم به دنبال تقویت فرهنگ باشه . تقویت فرهنگ کار تیمی میتونه نقطه خوبی برای شروع باشه .

چرا من نمیتونم حتی یک کد ساده بنویسم؟

به عنوان کسی که فکر میکنه تا حدودی برنامه نویسی میدونه ، یکی از عمده مشکلاتی که در ابتدای باهاش روبرو بودم میخوام با شما به اشتراک بزارم .
اکثر بچه های کامپیوتر خصوصا نرم افزاری ها که تازه از دانشگاه شروع میکنند
به کد نویسی کردن به یه مشکل خیلی بزرگ مواجه میشن ،

چرا من نمیتونم حتی یک کد ساده بنویسم؟

وقتی پای حرف بچه های کامپیوتری بشینید معمولا چنتا جمله رو زیاد میشنوید :

  • من اصول اولیه رو سرکلاس یاد گرفتم پس چرا نمیتونم  یه برنامه بنویسم ؟
  • من تئوری ها رو بلدم اما نمیتونم از اونها توی کد استفاده کنم ؟
  • من حلقه ها رو میشناسم اما نمیدونم کی باید از اونخا توی کد هام استفاده کنم ؟
  • ….

[در بین این سه تا ، سوال اول از همه بیشتر معروف شده ]

وقتی که دانشجو ها سر کلاس در حال یاد گیری یک زبان برنامه نویسی هستند و یا
اونهایی که تسلط بیشتری دارند و شروع به خوندن کتاب های مرجع میکنند همه این
موارد به دانشجو امکان پیشرفت میده یا حتی در مواقعی دقیقا میگند که چه چیزی و
دانشجو باید تایپ کنه اما وقتی که دانشجو بخواد خود یک برنامه رو تایپ کنه مسلما
احساس ضعف میکنه چون دیگه هیچ اشاره و یا راهنمایی وجود نداره که بخواد از اون
استفاده کنه .

نتیجه راهنمایی بیش از حد این میشه که دانشجو سینتکس(syntax) برنامه رو بدون
یادگرفتن مفاهیم برنامه نویسی یاد میگیره.سینتکس متنیه که شما برای یک زبان
برنامه نویسی خاص اونو مینویسید و اینکه سینتکس برای هر زبان برنامه نویسی
متفاوته .چیزی که شما واقعا بهش نیاز دارید دونستن مفاهیمی مثل ، حلقه ها
تکرار ، ارث بری و … . مفاهیم به شما اجازه میدند که کد واقعی بنویسید . وقتی
کسی میگه که در مورد مثلا حلقه های بلده اما نمیدونه کی باید از اونها استفاده کنه
، به این معنی که سینتکس (نحو) بلده اما اصلا مفهوم تکرار و درک نمیکنه .

من نمی گم که راهنمایی بده ! وقتی که شما شروع به یادگیری میکنید، قطعا نیاز
به کسی دارین که در طول مسیر هدایتون کنه. با این حال، دریافت راهنمایی
بیش از حد به عنوان یک مبتدی می تونه به شما تصور اشتباه بده که برنامه نویسی
خیلی کاره راحتیه و این بسیار نا امیدکننده می شیه زمانی که دانشجو نمی تونه
یک برنامه به تنهایی بنویسه.

حرف های واقعی :

این قسمت مقاله میخوام یکم از طعم واقعی این عشق براتون بگم پس خودتون رو
آماده کنید .اگر حس میکنید که مفاهیم و بلد هستید اما نمیتونید بدون راهنمایی یه
برنامه ساده بنویسید ، از این میترسم که احتمالا اصول اولیه رو درک نمیکنید .
شما روی لبه ای که مدرسه واکینگ کد بهش میگه صحره سردرگمی وایستادید :

درک دردناکیست وقتی که آموزش ها به پایان میرسد و دانشجو
احساس میکند که هنوز توانایی لازم برای مستقل عمل کردن را ندارد.
چالش اصلی پیش رو در اشکال زدایی است نه حل کردن درست مسئله

نکته: یک محیط برنامه نویسی واقعی ایجاد کنین :

حالا وقتش رسیده تا یه محیط برنامه نویسی واقعی نصب و پیکر بندی کنین.
هر زبان برنامه نویسی نیاز به یک محیط متفاوت داره.

اول، شما نیاز به یک ویرایشگر متن یا IDE (محیط توسعه یکپارچه) دارین.
محبوبترین ویرایشگر متن که ویژه زبان برنامه نویسی ایست که درحال یادگیری
اون هستید ، پیدا و نصب کنین .
در مرحله دوم، شما باید چگونگی اجرای یک فایل حاوی کد را یادبگیرین.

اگر از یک IDE به عنوان ویرایشگر متن خود مثل Visual Studio، Xcode یا Eclipse
استفاده می کنید، این قابلیت (مرحله دوم )در IDE وجود داره.

اگر شما از IDE استفاده نمی کنین، احتمالا باید یاد بگیرین چطور کد خودتونو رو از
خط فرمان اجرا کنین. به دنبال دستورالعمل “شروع به کار” برای زبان برنامه نویسی
خودتان برین و همچنین در YouTube برای فیلمهای آموزشی که می تونید اونها رو
دنبال کنین و بررسی کنین.

وقتیکه تونستین کد رو وارد کنین، اونرو در یک فایل ذخیره کنین، و فایل رو اجرا کنین، بعد برنامه شما آماده برای اجراست. برنامه نویسای حرفه ای هر روز به این صورت عمل میکنن.

نکته: برنامه ها را از ابتدا بسازین:

شما باید شروع به نوشتن کد خود بدون دستورالعمل کنین . با یک فایل خالی شروع کنین
و هر خط کد خود را تایپ کنین.

این در ابتدا بسیار دشواره . وقت زیادی برای اشکال زدای صرف می کنین و سعی می کنین پیام های خطا را درک کنین، اما این یک نکتست. هر بار که شما مشفول بررسی و رفع یک خطا هستین، تجربه واقعی برنامه نویسی را بدست میارین. اینطوریکه یاد می گیرید و رشد می کنین.

شما می توانین به کد دیگران هم نگاه کنین، اما اونرو کپی نکنین و داخل کد خودتون نگذارید. اگر در کد وارد کنین و اجرا نشه، نمی توانین اونرو رفع اشکال کنین. کد دیگران را تجزیه و تحلیل کنین، کمی درباره نحوه کار آن یاد بگیرین، بعد خودتان اونرو بنویسین.

نکته: از کم شروع کنین :

این امر نسبتا شایع است که سعی کنید چیزی فراتر از سطح مهارت خود را بدست بیارید. این لزوما بد نیست اگر  انگیزه پیدا کنید، اونوقت شمارو  به یادگیری بیشتر علاقمند می کنه، از جمله این واقعیت است که اولین پروژه واقعی شما سال ها طول میکشه تا تموم بشه. مهم نیست که چقدر زمان میبره، تا زمانی که در حال یادگیری هستین در طول راهین.

از طرف دیگه، اگر زمان شما از دست رفته، پیشرفت نکرده باشین، باید با یک پروژه بسیار کوچکتر شروع کنین. در ابتدا، شما معمولا به برنامه های مبتنی بر متن بپردازین چرا که آنها از هر چیز دیگری آسونتر هستن. همه چیزهایی که باید بدونید برای ایجاد یک برنامه مبتنی بر متن چگونگی نمایش یک رشته روی صفحه و نحوه دریافت رشته ای است که کاربر آن را تایپ می کنه.

من می دونم، برنامه های مبتنی بر متن ، گرافیکی و سه بعدی نیستن. شما می دونید که چگونه همه می گند که ، شما نیازی به دونستن ریاضی برای برنامه  نویسی ندارین؟ خوب این برای برنامه نویسی گرافیک 3D درست نیست. شما نیاز به درک مفیدی از هندسه، جبر خطی، و کمی از حساب دیفرانسیل و انتگرال دارین.

بسته به نوع زبان برنامه نویسی که یاد می گیرین ،حتی یک GUI معمولی با دکمه ها و جعبه های متن هم می تونه دشوار باشه . این واقعا نیازی به دونستن ریاضی نداره، اما به احتمال زیاد نیاز به یک درک کامل از برنامه نویسی شی گرا و نمودارهای جسمی پیچیده داره.

توصیه من برای مبتدی ها اینکه که بازی های مبتنی بر متن را برای مدتی بنویسن. چند بازی مثل “حدس زدن شماره”، “مسابقه چند گزینه ای” و “تیک تاک” . سعی کنین ماجراجویی کنید.

از این پروژه ها برای یادگیری تمام ویژگی های زبان برنامه نویسی انتخاب شده خود استفاده کنین.

نکته: زیاد برنامه نویسی کنین :

برنامه نویسی یک تمرین صرفا نظری نیست. شما نمیتونین کتاب بخونین، فیلمها را تماشا کنین و جواب آزمونها را پیدا کنین، بعد انتظار داشته باشین بتونین برنامه های پیچیده بنویسین. برای یادگیری نحوه نوشتن کد، شما باید زیاد کدنویسی کنین.

کمی شبیه نجاریه. شما می تونین همه چیزهایی را که دوست دارین در مورد نجاری بخونین، اما خوندن تنها به شما مهارت لازم برای ساخت یه میز رو نمیده. اگر واقعا می خواین یاد بگیرین که چطور یه میز  بسازی، باید چوب، یک اره و  چسب ها را اماده کنین و در واقع تلاش کنین تا یه میز  بسازین. اولین میز شما احتمالا وحشتناک میشه. بنابراین شما باید تئوری ها رو بخوانین یا مشاوره بگیرین از یه نجار واقعی . میز دوم هنوز شاهکار نیست، اما بهتر از اولین تلاش شماست. اگر میزهای خود را نگه دارید و بارها تلاش کنید در نهایت شما یک میز دلخواه خواهید داشت.

برنامه نویسی هم همینطوره، در اون شما باید نرم افزار های مختلف رو برای به دست آوردن مهارت بنویسین. اولین برنامه ای که می نویسین زیاد بدرد نمیخوره و احتمالا کد کثیفی داره اما مهم نیست. بعضی از نظریه ها را بخوانین، راهنمایی دریافت بگیرین و یک برنامه جدید ایجاد بنویسین. هر برنامه ای که می نویسین باید بزرگتر و بهتر از گذشته باشه. این مراحل را برای مدت زمان طولانی تکرار کنین و به متخصص تبدیل بشید.

نکته : راهنمایی بخواید :

اگر سعی کردین مشکل خودتون رو برای بیش از یک ساعت حل کنین اما به جواب نرسیدین ممکنه زمان برای درخواست کمک باشه.

بعضی از دانشجوها بلافاصله بدون صرف وقت برای حل مشکل خودشون از دیگران کمک میگیرن. این امر به طور کلی در جامعه برنامه نویسی مورد توجه قرار گرفته . مردم ممکنه به شما بگن که به WhatHaveYouTried.com مراجعه کنید.

دانشجوها دیگه هرگز حاضر به دریافت کمک نیستن. این احتمالا یادگیری اونها رو کاهش می ده. اگر سعی کردین مشکل خودتون رو حل کنین، اما به هیچ  نتیجه ای نرسیدین، حتما  درخواست کمک کنین.

با این همه، پاسخ کسی رو به سوالات خودتون، کپی نکنین. جواب را تجزیه و تحلیل کنین و علت خطای خودتون رو یاد بگیرین. به این ترتیب، وقتی که شما با یه خطا  دوباره روبرو می شین، از قبلا می دونین که چطور اونرو  رفع کنین.همیشه سعی کنین مشکل خودتون رو برای اولین بار در گوگل جستجو کنین.

نکته : از راه درست درخواست کمک کنین :

مبتدی ها اغلب نمی خوان سؤالات خودشونو مطرح کنن، چراکه تجربیات اونها در مورد پرسش ها در جامعه برنامه نویسی بسیار دور از انتظارون بوده. اگر سوال خودتونرو به روش درست مطرح کنین، تجربه بهتری پیدا میکنین.

  1. پیام خطا دقیق خود را در جامعه قرار  بدین این مهم ترین عنصر اطلاعاته. اغلب مردم سعی نمی کنن به سؤال جواب بدن مگر اینکه پیام خطای دقیق را ببینن.
  2. اگر پیام خطایی وجود نداشته باشه، توضیح بدین که چه اتفاقی قرار بیفته  و چه اتفاقی افتاده . چیزی شبیه به “من انتظار داشتم که خروجی ۵ باشه، اما در واقع خروجی ۷ شد”. اغلب مشکل در کد شما نیست، در انتظار شماست. اگر شما چیزی را که انتظار نداشتین توضیح ندین، با جواب هایی مثل “کد به نظر میرسه درسته” اما “مشکل چیه؟” روبرو میشین.
  3. کد خراب خود را در جامعه قرار بدین. بدون دیدن کد جواب دادن خیلی سخت میشه.اونرو در اختیار دیگران قرار بدین، اگر اون خیلی بزرگ نیست، چرا که دیگران  کد شمارو برای بررسی مشکل اجرا خواهند کرد. اگر کد بیش از حد بزرگه  اون رو در ،  Github Gist یا Pastebin.com بگذارین، بعد لینک رو به سؤال خودتون اضافه کنین.
  4. کد خود را به درستی فرمت کنید ، کد خودتون رو مثل متن معمولی قرار ندین. یاد بگیرین چطور کد خودتون رو به سادگی فرمت کنین تا بتوانین اونرو بخونین.
  5. آنچه که قبلا سعی کرده اید را بگین. این به دیگران نشون میده که شما قبلا تلاش کردین.
  6. سعی کنید از اصطلاحات صحیح استفاده کنین. این همیشه امکان پذیر نیست، چرا که شما هنوز هم تمام اصطلاحات را یاد می گیرین، اما بهترین شات را به در جامعه قرار بدین. تلاش کنین که شرایط مشترک رو یاد بگیرین و از اونها به درستی استفاده کنین.

نتیجه :

برنامه نویسی سخت ، واقعا سخته. و اگر شما فقط از طریق کلاس های دانشگاه و یا آموزشگاه ها به دنبال یاد گیری باشین ، این کار ممکنه برای شما خیلی ناخوشایند بشه.

یک محیط برنامه نویسی واقعی را با یک IDE یا یک ویرایشگر متن تنظیم کنین. قبل از رفتن به پروژه های بزرگتر و پیچیده، برنامه های مبتنی بر متن را بنویسین تا همه ویژگی های زبان برنامه نویسی انتخاب شده رو یاد بگیرین. خودتون تمام کدهای خودتون رو بنویسین. ابتدا کد رو بدون کپی کردن وکمک گرفتن از افراد دیگر بنویسین.

زیاد کد بنویسین روش های مختلف را بخونید، خواندن، کد کردن، خواندن، کد کردن، خواندن و غیره و در نهایت شما رو حرفه ای میکنه.

وقتی که گیر کردین، سعی کنین مشکل خودتونو حل کنین، اما اگر نتونستین نگران نباشین کمک بخواین. اگر سؤال کنین، سریع تر یاد میگیرین. برای یک تجربه لذت بخش تر، به یاد بیارین که چطور از راه های صحیح سوال بپرسین، چرا که جامعه برنامه نویسی دارای چند ویژگی وحشتناکه.

از همه مهمتر، از آن لذت ببرید و ادامه دهید!

پی نوشت :

این نوشته برداشتی آزاد  با اندکی تغییر از کتاب برنامه نویسی برای مبتدی ها نوشته تام دالینگ بود .

خبر از دروغ تا واقعیت

چند روز پیش بصورت کاملا اتفاقی تونستم سخنرانی رضا سیاح در کنفرانس تداکس تهران ببینم، از قضا درباره موضوعی حرف زد که مدتهاست میخواستم راجع بهش حرف بزنم .

تا حالا به این موضوع فکر کردین که خبری در رسانه های مختلف می بینید تا چه حد میتونه به واقعیت نزدیک باشه ؟

تا چند وقت قبل که داعش به عنوان تیتر یک خبرگزاری های دنیا بود ، در اکثر خبرگذاری ها به قدرت داعش توجه میشد اما نکات مبهمی وجود داشت که کمتر بهش توجه میکردیم :

  • طبق گفته خبرگذاری های رسمی کل افرادی که تحت عنوان داعش دست به فعالیت تروریستی می زدند نزدیک به ۳۰ هزار نفر بودن ، با یک مقایسه ساده اگر ورزشگاه آزادی بصورت کاملا پر تصور کنیم جمعیتی در حدود ۱۰۰ هزار نفر ظرفیت داره در اینصورت چرا باید از گروهی ترسید  که به سختی یک سوم ظرفیت یک ورزشگاه و پر میکنه؟
  • در فیلم ها و تصاویری که داعش که فعالیت های تروریستی خودش منتشر میکنه ، بیشتر از اینکه جزيیات و نشون بده ، ترس و نشون میده .

به این نکته توجه کنید که پیشرفت داعش نه در نیروی نظامیش بلکه به گسترش ترسه ،وابسته بود

  • شبکه های خبری برای اینکه مشتری داشته باشن نیاز دارن تا خبر هایی نشون جامعه بدن که جامعه بهش علاقه نشون میده ، واضح تر بخوام بگم اینکه شبکه های خبری هم باید بودجشون و به نوعی تامین کنن در نتیجه باید یا تبلبغ جذب کنن یا اسپانسر های مالی خاص  داشته باشن.

این نتیجه میشه که برای جذب بیننده باید دست روی مواردی بزارن که نگاه جامعه بیشتر به اون سمته تا مخاطب جذب شه و در کنار اون دست به تبلیغات برای مشتری های خودشون بزنن.

گسترش ترس سلاحی بود که داعش ابزار اولیشو [اعمال تروریستی] در رسانه هاش پخش میکرد و رسانه ها و شبکه های اجتماعی با منتشر کردن اون بارها و بارها به افزایش قدرعتش کمک میکردن.

این مورد به عنوان خاطره شخصی هم برای من اتفاق افتاده :

سالها پیش دوستی داشتم که در یکی از خبرگذاری ها کار میکرد . بارها تعریف میکرد که خبری که از منابع خارجی برای منتشر شدن آماده میکنیم ، همه خبر نیست قسمتی از خبر اصلیه .این در بهترین حالت ممکنه ، چرا که گاهی مجبوریم مطالب دیگه ای هم بهش اضافه کنیم

این موارد در کنار هم ایده پشت اکثر خبرگذاری های داخلی و خارجی که میشناسیم ،اینکه داعش یک گروه تروریست به حساب میاد شکی درش نیست اما به خوراک خبری که خبرگذاری ها اونو برای ما آماده میکنند لزوما نمیشه اطمینان کرد.

  • اگه میخواین از صحت خبری مطمئن بشین یا حتما از اسپانسرهای مالی خبرگذاریتون آگاه باشین .
  • یا صرفا به یک خبرگذاری اکتفا نکنین ، گاهی خبرگذاری های مخالف واقعیت بیشتری و منتشر میکنن.
  • و نسبت به خبرهای داغ تر که به گسترش فرهنگی خاص کمک میکنه مثل داعش با نگاه ویژه تری نگاه کنید.

 

تهرانگرد ، بی نظمی ، ۹۵ غمگین

بعد از مدتها اتفاقی باعث شد تا تهرانگرد و دوباره زندش کنم . امسال میشه گفت
که یکی از تلخ ترین سال هایی بود که ازش گذشتیم ، مرگ چند آتش نشان قهرمان
و کلی رخداد دیگه که همه مارو عزادار کرد . اما دلیلی که باعث شده مطلب امشبمو بنویسم مرگ اون افراد نبود بلکه دلیلی کاملا متفاوت اما مرتبط با قضیه داره .
همه زیاد شنیدیم ، گفتیم و دیدیم که :

تهران شهر شلوغ و پر دودیه – به هر مناسبت با دلیل و بی دلیلی مدرسه ها رو تعطیل میکنیم برا آلودگی انگار که مابقی افراد بیمار نمیشن طوری که همون بچه مدرسه هایی هم که تعطیل کردیم خونه بند نمیشن – هر سال سیمنار نیست که برگزار نمیکنیم که چطور آلودگی هوای تهران و کاهش بدیم و …

چند شب پیش به دلایلی تصمیم گرفتم که همراه خانوادم از محل سکونتم تا شمال تهران بریم مسیری که بنا به حکمیت نقشه گوگل باید نیم الی یک ساعت با استفاده از خودروی شخصی طول بکشه اما نزدیک به ۴ ساعت طول کشید .

چرا ؟

دلیلش کاملا واضحه : چون مدیریت شهری کاملا بی نظمه البته از حق نگذریم بخشی از این بی نظمی مقصرش خود ما هم هستیم که حل این معظل جزو مطالباتمون قرار نمیدیم

بیاید به قضیه از جنبه ای دیگه نگاه کنیم ؛ توی یک خانواده وقتی رئیس خانواده یعنی پدر خانواده ابتلا به بیماری اعتیاد داشته باشه قطعا روی فرزندانش هم اثر خودشو میزاره حتی اگر خوده پدر این اتفاق و نخواد .

هر سال به مناسب های مختلف تبلیغات تلویوزیون خراب میشه روی افکار بیننده ها که چرا ماشین تک سرنشین میارید بیرون هوارو آلوده میکنید . یا کلی بازیگر میاریم تلویزیون که بگن که هوای تهران آلودس و خیلی چیزای دیگه که مدلاشو زیاد دیدیم.

جالب قضیه اینجاست که هر کدوم از ارگانهایی که باید راهی واسه حل این مشکل پیدا کنند از اصل چهارگانه استفاده میکنند :
وقتی مشکل تازه شروع شده هنوز جدی نیست ، میگن ؛

اصن مگه مشکل داریم ؟

بعد که شروع به گسترش کرد ، اعلام میکنن؛

ما هم چیزایی شنیدیم ، اما باید بیشتر بررسی کنیم .

وقتی قضیه جدی شد ،میگن ؛

بررسی کردیم فهمیدیم مشکل وجود داره ، داریم دنبال راه حل میگردیم .

وقتی که کار از کار گذشت ، میگن ؛

حیف که کار از کار گذشت اما برنامه ریزی میکنیم که در آینده دیگه پیش نیاد .

خلاصه که همیشه وضع به همین روال میگذره اما هیچکس انگار علاقه ای به حل معضلات تهران یکبار برای همیشه نداره .

صورت مسئله :

تهران جدا از مسائل دیگش دوتا معضل اصلی داره ؛ ترافیک و آلودگی هوا که باید یکبار برای همیشه حل بشه .

راه حل :

راه حل این دوتا ساده تر از اونی که فکرشو میکنیم . چرا تهرانی که ۱۲ میلیون جمعیت ثابت و ۲ میلیون جمعیت متغیر داره نباید پارکینگ طبقاتی به اندازه نیاز داشته باشه . خیلی از خیابون های تهران بافت شهریش مربوط به دوران قبل از انقلاب ، خیابونی که چهار باند داره رو میایم دو طرفه میکنیم ، مشکلی نیس بعد تو همون خیابون دوباند هم میره برای پارک خودرو های ساکنین ، میمونه دو باند اونوقت اینطوری میشه که ترافیک بوجود میاد و در نتیجه آلودگی هوا به دنبالش ایجاد میشه .

درصورتی که با ایجاد یه پارکینگ طبقاتی هم مشکل ترافیک خیلی از خیابون های تهران حل میشه ، هم کارگاه های تولیدی فعال میشن و هم تعدادی افراد میرین سره کار این یعنی با یک تیر ، سه نشون میزنیم .

اینطوری دیگه لازم نیست توی شعارهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس ، شورای شهر … کاندیداها بگن شهر تهران افسردس ما انتخاب شیم شهر شاد میشه .

حالا بماند که نصف دیگه از معضلات شهر تهران به خاطر عدم آینده نگری و یا نخواستن توجه به آینده شهر تهران پدید میاد ، بعد همه مشکلات به خاطر عدم همبستگی مردم برای طلب به حق نیازمندی های طبیعیشون میفته توی زمین اونها .

اینجاست که مثال معروف” گنه کرد در بلخ روزی آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری “ پیش میاد . وسایل حمل و نقل عمومی کمه اما مشکل ترافیک به خاطر مردمه .

نمیدونم چرا ما یاد گرفتیم که به جای حل درست مسئله صورت مسئله رو اونطور که میخوایم عوضش میکنیم .