هفته نامه ۲ «نوآورد-روز»


دیروز به دعوت دوستی «النور نقی نژاد» به رویداد نواورد روز ؛ آواتک رفتم .داستان از این قرار بود که سه شتاب دهنده آواتک ، آواگیمز و شنزن با هم جمع شدن تا استارتاپ هایی که هر کدوم راه انداختن معرفی کنن و براشون سرمانه گذار جذب کنن.

شاید درست نباشه که بخوام فقط نقد کنم و من در مقامی نیستم که بخوام کلیت داستان و به چالش بکشم اما دوتا نکته به نظرم مهمه که راجع به اونها حرف زده بشه :

  • اکثر استارتاپ هایی که در این رویداد ارائه شدن نیاز به تولد محتوا دارن برای وب فارسی ، مثلا یکی از این استارتاپ ها ، استارتاپ رزروب که سامانه ، نوبت دهی آنلاین که فعلا برای آرایشگاه ها درحال سرویس دهی هستش و در آینده برای مشاغل دیگر هم قرار که سرویس دهی داشته باشه ، خب زمانی که بسیاری از آرایشگاه های ما ، نحوه فعالیت اونها بر مبنای صفحه اجتماعی و نیازی نمیبین که بخوان هزینه دیگه ای برای راه اندازی وبسایت بدن،  اصلا چرا بخوان که سامانه نوبت دهی آنلاین داشته باشن.

در واقع دو طرف سرویس دهنده و سرویس گیرنده باید این فرهنگ رو داشت باشند که بخوان از سرویسی این مدلی استفاده کنند و بابت اون هزینه ای کنند ، این درحالی که با استفاده از صفحه های کاربری در نرم افزاری مثل اینستاگرام یا تلگرام بدون هزینه این اتفاق داره میفته .

  • خیلی از استارتاپ هایی که ارائه شدن به صرف یک محصول کوچک و کاملا مستقل دارن پیش میرن درصورتیکه ادغام بعضی از اونها می‌تونه هم دامنه فعالیت های اونها رو بیشتر کنه هم محصول حرفه ای تر به بازار ارائه بشه ، به جای اینکه قرار باشه چنتا محصول یکسان تولید بشن با چند تفاوت کاملا ساده .

برای مثال استارتاپ سبکتو به تولید کتاب های خلاصه شده برای اقشار خاص مثل دانشجو ها اقدام کرده ، این ایده به طورکلی  ایده جالبی اما به تنهایی قدرت پیشرفتش نسبت به استارتاپ های مشابه مثل فیدیبو خیلی کمتره .

در نهایت :

ایجاد استارتاپ های مختلف برای رشد هر جامعه ای نیازی که نمیشه اونو نادیده گرفتش . ابزار های ضروری که نیاز جامعه هستند در قالب استارتاپ های مختلف شکل میگرند اما باید به این نکته تو جه داشت که لزوما نباید چرخ رو دوباره اختراع کرد حتی به قیمت داشتن تفاوت های گوناگون  ، به جای این امر بهتره که علاقه به بحث تحقیق و توسعه در استارتاپ هایی که شکل گرفتند و موفق عمل کردند شکل بگیره و در کنار اون تمایل به سرمایه گذاری برای رشد استارتاپ های کوچکتر  توسط استارتاپ اولیه .

این داستان باعث ایجاد شرکت های قویتر در یک زمینه خاص و کمک میکنه به بقای استارتاپ های کوچکتر . 

لینکستان

بعد از تاخیر نسبتا طولانی ،آخرین  لینکستان این بار شروع میکنم ،در آخرین روز سال ، خاص این ایام که رنگ و بوی عید هم به خودش گرفته .

قبل از شروع لینکستان :لینک این ماه به خاطر خستگی زیاد ناشی از این روزها بشدت خسته شده (: و به این شکل در اومده .

لینک های شخصی :

پیام قربانپور یکی دیگه دوستانم هستش که به تازگی شروع کرده به وبلاگ نویسی . از هنر و کامپیوتر میگه اما به سبک خودش ، اگه دنبال چیزه جدیدی میگردین که بهتون ایده  بده یسری حتما به وبلاگش بزنید.

لینک های عمومی :

اگه برنامه سفر رفتن دارین ویکی سفر برای جمع آوری اطلاعات در قدم اول میتونه گزینه خوبی باشه ، در ضمن میتونید اونو ویرایش کنید و یا بهش اطلاعات جدید هم اضافه کنید تا منبع مطمئن تری بشه برای همه .

منابع داخلی :

این روزها همه حداقل یکبار از اسنپ استفاده کردن ، اینبار اسنپ پاشو یک قدم جلوتر گذاشته و اسنپ تریپ که یک پکیج آماده از رزرو جا تا رزرو اتاق هتل رو معرفی کرده در کنار اینکه میتوین از سرویس های دیگه اسنپ مثل اسنپ فود و سرویس تاکسی اسنپ هم استفاده کنید .

منابع خارجی :

اگر هم میخواین به سفر خارجی برین و احتمالا یکی از مشکلاتتون اینه که درگیر گرفتن ویزا هستین ، وبسایت visadb کشور های مختلف و با استفاده از چند پارامتر مثل ویزا داشتن یا نداشتن ،هزینه خورد و خوراک ، حمل و نقل و … در مقایسه با کشور مبدا براتون دسته بندی کرده .

استارت آپ ها :

اگر هم به دنبال سفر ارزون میگردین و یا نگران پیدا کردن جا توی این روزهای بشدت شلوغ هستین ، اتاقک به کمک شما اومده تا بتونین جای مناسبی با هزینه مناسب پیدا کنید .

اختصاصی این ماه :

اختصاصی این ماه مربوط میشه به اپلیکیشن پیاده ، برنامه خاص و ویژه نوروز که مینونید با کمک اون شهری که درش زندگی میکنید بهتر بشناسید ، یه عالمه تجریه جدید بدست بیارید و کلی دوست جدید دست پا کنید با کمک اون ، بدون اینکه بخواین هزینه ای انجام بدین .

پیشنهاد فیلم :

هوش مصنوعی اثر استیون اسپیلبرگ

پیشنهاد موسیقی :

قطعه Storm  از آلبوم سال ۲۰۰۶ یانی

در نقد و حمایت از نظرات رضا سیاح در رابطه با کنجکاوی

امروز رضا سیاح در رویداد صبح خلاق تهران سخنرانی داشت و از قضا من هم حضور داشتم و این برنامه رو دنبال میکردم . موضوع این ماه رویداد در رابطه با کنجکاوی بود و رضا سیاح نظراتش و راجع به این موضوع با بقیه به اشتراک گذاشت .

در نقد و حمایت از نظرات رضا سیاح در رابطه با کنجکاوی

شاید اگر بخوام همه این سخنرانی رو توی یک کلمه خلاصه کنم ، همه اشاره به یک عبارت داره و اونن تاثیر محیط پیرامونی روی دید افراد بر زندگی . 

این در کلیت قضیه کاملا درست و بدیهی به حساب میاد ، اما چیزی که باید بهش اشاره کنم اینکه من کجای داستان قرار میگیرم . بزارین واضح تر حرف بزنیم ؛رضا سیاح توی سخنرانیش بارها به این اشاره کرد که تاثیر صنعت فرهنگ سازی که باعث میشه آدما هر کاری انجام بدن ، از اینکه در آینده میخوان چیکاره بشن تا چه کاری انجام میدن ، ترس از تنها شدن باعث خیلی از دلسردی ها میشه و … اما چنتا نکته هست که به نظرم باید بیشتر بازشون کرد .

بزارین مثال بزنم ؛ من به عنوان یک پسر در جامعه آماری مرد توی جامعه این رشد کردم که تقریبا محدودیت های زیادی داره از تحصیل تا رفتن به سربازی تا ازدواج ، انتخاب شغل و خیلی چیزای دیگه ، تقریبا هیچکدوم از مواردی هم که بالا بهشون اشاره کردم و نمیشه نادیده گرفت چرا چون همین صنعت فرهنگ سازی بمن فشار میاره که دنبالشون برم .

مثلا ، اگه تحصیل نکنی کاره خوب گبرت نمیاد ، اگه سربازی نری هیچ کاری نمیتونی بکنی جون همه کارت پایان خدمت میخوان ازت ، برای ازدواج همین طور کارت پایان خدمت لازم داری که کار پیدا کنی ، کار پیدا نکنی درآمد نداری درآمد نداشته باشی نمتونی ازدواج کنی و این یعنی تا آخر عمر باید تنهایی سر کنی ، اینا همش تاثیرات صنعت فرهنگ سازه اما چطور میشه توی همین جامعه با همین شرایط میتونه خلاف جهت شنا کنه بره دنیال آرزوهاش .

تقریبا همه کسانی که یجواریی با کامپیوتر سر و کار دارن اسم هایی مثل بیل گیتس ، استیو جابز  ، مارک زاکربرگ و …. شنیدن اینا کسانی هستن که درس نخوندن و رفتن دنبال آرزوهاشون .

رضا خودشم بارهای این قضیه رو بهش اشاره کرد که کنجکاویش باعث شد بره دنبال آرزوهاش و اینکه این آدما هم کنجکاویشونه که بردتشون به این سمت ، اما چیزی که برای من سوال اینه که چرا همه اینطور نمیشن وقتی که کسایی و داریم که تونستن ؟ – این بدبینانه نیست که این عدم دنبال کردن کنجاوی هامونو  گردن فرهنگ پیرامونی خودمون بندازیم ؟

البته اگه بخوام به زبون کامپیوتری بگم این وضع مثل استاده از ویندوز یا لینوکس ، ویندوز با همه چیزای آماده ای که توی خودش داره و اینکه خیلی جاها داره دست کاربرشو باز میزاره اما بازم خیلی موارد و داره تحمیل میکنه ، اینکه سیستم عاملی داشته باشی که همه استانداردهاش تحت نظره یک شرکت خاص باشه خیلی ترسناکتره تا اینکه جامعه خودش استانداردهاشو مشخص کنه .

دیدباز یا متن باز فرقی نمیکنه مهم اطمینان و ریسک پذیریه

اگر از یه خوره کامپیوتر بپرسین دنیا به چند بخش تقسیم میشه احتمالا جوابی که می‌شنوین اینه که ،دنیا به دو بخش متن باز و بسته تقسیم میشه ساده ترش مبشه لینوکس و ویندوز .

این چیزه درستی که نرم افزار جز لاینفکی توی زندگی امروز به حساب می‌آید و بیشتر سخت افزاری که ما توی زندگی ازشون استفاده میکنیم با یه نرم افزار کار میکنن.

وقتی میگیم سخت افزار لزوما کیس و بصورت سنتی تر کامپیوتر های رو میزی نیست ، سخت افزار میشه هر چیزی از جاروبرقی ، ماشین ریش تراش که ساده ترینان تا ماشین های توی خیابون همشون به نوعی از نرم افزار دارن استفاده میکنم.

به نوعی بهتر بگیم که صنعت نرم افزار صرف زمانی کارکرد داره که با صنایع دیگه گره خورده باشه . امروز توی مترو با اتفاقی مواجه شدم که شاید بامزه به نظر میاد اما نشون از عمق فاجعه داره .

[دیدباز یا متن باز فرقی نمیکنه مهم اطمینان و ریسک پذیریه]

دستگاه کارتخوانی که مسافرین مترو ازش استفاده میکنند از یک سیستم عامل ویندوزی استفاده میکنه که دچار مشکل شده . شاید در ابتدا قضیه بامزه باشه چون نمونه های زیادی توی دنیا از این دست اتفاق افتاده و تقریبا دیگه عادی داره میشه .

اما قسمت فاجعه بار قضیه اینجاست که جدای از اینکه هزینه خرید و راه اندازی همچین دستگاهی چقدره و از کجا و چطوری داره تامین میشه ، اینکه چرا در ساده ترین و پیش پا افتاده ترین ابزار های مورد استفاده توی جامعه ما هم باید از یک ابزار بسته اسفاده بشه .

شاید لازم باشه که در بعضی موارد خاص از ویندوز هم استفاده بشه یا اصلا نیاز سازمان به شکلی طراحی شده که حتما با ویندوز حل میشه اما نکته ای که نباید فراموشش کرد اینه که ؛ تا من به عنوان کارفرما نخوام از محصولی که دارم ازش استفاده میکنم به درستی استفاده کنم تا در موقع لزوم  منو منتظر نزاره شاهده تکرار این ماجرا هستیم .

اطمینان و قدرت ریسک پذیری که کمک میکنه مشکلی مثل بالا پیش نیاد . من کارفرما باید اطمینانم و به روش های جدید بالا ببرم و در کنار اون قدرت ریسک پذیریمو افزایش بدم تا بتونم اطمینانی که دارمو به کار بگیرم .

نباید فراموش کرد که ، این دوتا یعنی اطمینان و ریسک پذیری باهمن که معنی پیدا میکنن . 

راه حل  :

همونطور که اول گفتم ، تقریبا هر گیک کامپیوتری با برد رزپری-پای آشنایی داره . (یک رایانه تک-برد  در اندازه یک کارت اعتباری است کهبنیاد رزبری پای آن را ساخته است تا آموزش علوم رایانه را در مدرسه‌ها تشویق کند. )

با کمک رزپری – پای میشه همین دستگاه و ساخت با کمنرین هزینه ممکن اما نکته اینچاست که به جای ویندوز میشه از لینوکس استفاده کرد و دیگه به همچین مشکلی برنحورد .

من اصلا هدفم کوبیدن ویندوز و بالا بردن لینوکس به عنوان دو سیستم عامل نیست ، نه بلکه میخوام بگم توی این روزها که سرعت در ارائه سرویس داره جرف اول میزنه چرا ما بهش توجهی نمیکنیم .

اگه مشکل هزینه است که با تغییر ساختار میشه هزینه رو به حداقل رسوند ، اگه نبود نیروی سازنده و متخصص که اگر قدرت اطمینان و ریسک پذیری مونو افزایش بدیم این مشکل هم حل میشه .

 پ ن :

اروری که در بالا میبینید این جمله است :

مشکلی غیر منتظره ای اتفاق افتاده برای ویندوز ، حال با زدن دکمه quit سیستم عامل را ریستارت کنید و یا با زدن دکمه detail جزییات این اتفاق را مشاهده کنید (:

چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟

چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟ احتمالا با دیدن این سوال از خودتون پرسیدین که یعنی چی ؟ بزارین بیشتر توضیح بدم :

با یک بررسی اجمالی توی تقویم و خبرگذاری های رسمی در طول یک سال شاهد برگزاری هزاران رویداد ، همایش ، جشنواره و … هستین که برای هر مناسبتی داره اجرا میشه .

از رویدادهایی که دیگه برامون عادی شدن تا اونایی که واقعا هدف از برگزاریشون سوال برانگیزه . چیزی که هست ، اینکه چرا نباید عضوی از یک رویداد بود ؟

جواب این سوال توی یک کلمه خلاصه میشه ؛

مدیریت :

اصولا از رویداد های داخلی که به هر مناسبتی برگزار میکنیم تا رویدادهای بین المللی که با هزار مکافات مجوز برگزاری اونو داخل کشور میگیریم بعد به یکی از هزارتا دلیل خط قرمز یا اونو کنسلش میکنیم یا برگزار کننده رو مجبور به تغییر دادن اصل ماجرا میکنیم مدیریت درست در نحو برگزاری چیزی که اصلا رعایت نمیشه .

[راستی اصلا ما چرا انقدر خط قرمز داریم ؟] من اخیرا بصورت داوطلبانه توی یکی از همین رویداد ها شرکت کردم .از اونجایی که این بچه هایی این رویداد رو اجرا میکردن همه از دوستانم هستن چنتا نقد داشتم که دیدم نسبت به اکثر رویدادهایی که داریم برگزار میکنیم هم ربط داره پس بدون آوردن اسم اینجا نظراتمو مینویسم ، امیدوارم مفید باشه . 

  • هر سرمایه گذاری و اسپانسری و رو قبول نکنید :  درسته که برای برگزاری یک رویداد که رایگان باشه حتما نیاز به اسپانسر مالی هست اما لزوما هر اسپانسر بی ربطی و نباید به مجموعه اضافه کرد چرا که اینطوری فقط کمک به تبلیغ چیزی کردیم که هیچ ربطی به اصل کار ما نداره به جاش میشه هزینه اونو از شرکت کنندها گرفت .
  • مقدمات لازم برای برگزاری زودتر از موعد آماده کنید : مقدمات لازم از پذیرایی تا حتی بروشور های تبلیغاتی زودتر باید آماده بشن نه شب قبل از برگزاری اینطوری فشار به حداقل میرسه و فقط تاییدات نهایی انجام میشه کسی هم خسته نمیشه .
  • نیروهای اجرا کننده رو آموزش بدین :نیرویی که قرار به اجرای برنامه کمک کنه اونم توی رویدادهای ما باید قبل از روز برگزاری آموزش ببینن تا روز بزگزاری در انتهای برنامه کنترل از دست خارج نشه و همه چیز به نحو احصن برگزار بشه .
  • دلیل پیشرفت یک اتفاق کار تیمی نه کار کشیدن از نیروی تحت امر :توی رویداد ها چیزی که افراد و جذب میکنه تا بخوان عضو باشن اینه که مدیران هم در کنار نیروهاشون باشن
داخل پرانتز :

نه در یک رویداد بلکه در هر کار حضور مدیر بالا دستی در کنار نیروی تحت امر باعث جذب بیشتر نیرو به مجموعه و در نتیجه باعث پیشرفت خود مجموعه و سود بیشتر میشه .

  • کار تیمی : کارتیمی چیزی که ما اصلا بلد نیستیم ، اصولا یک رویداد که داییه بهبود فرهنگ داره باید در جزئی ترین مسائل هم به دنبال تقویت فرهنگ باشه . تقویت فرهنگ کار تیمی میتونه نقطه خوبی برای شروع باشه .