داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

همه ما آرزوهایی داریم که گاهی بعضی از اونها واقعا غیرعملی هستند و یا فعلا عیر ممکنند . اصولا داشتن آرزو های مختلف دلیلی به داشتن امید به آیندست .

داشتن آرزوها از محال تا واقعیت

برای ما انسانها امری دور از اندیشه نیست اما اینبار جنس این آرزو ها کاملا فرق میکنه ، پرواز . شتر مرغ یکی از پرندگانی که توان پرواز نداره اما به کمک واقعیت مجازی تونست تجربه پرواز داشته باشه .

 

در ویدیویی که بالا مشاهده میکنید یک شترمرغ با استفاده از واقعیت مجازی به آرزوی پرواز میرسه .

چند سوال :

  1. اینکه به موجودی که توانایی خاصی نداره با کمک شبیه سازی امکانی بدیم اون موجود پس از آزمایش چه تاثیری بر روی زندگیش داره ، آیا این مصداقی از حیوان آزاری بحساب میاد ؟
  2. برخی از افراد شاخص مثل الون ماسک معتقده که دنیای ما ساخته یک ماشین شبیه ساز با ویژگی های خاص در صورت اینکه این امر درست باشه آیا ما امکان اعتراض به سازندگان این شبیه ساز و داریم ؟

چند نکته :

  1. در هر صورت بررسی واکنش های این شترمرغ میتونه تغییر دهنده آینده ما هم باشه ، اینکه با قرار دادن شخص در موقعیت های خطرناک بصورت مجازی و پس از اون قرار دادن شخص در محیط واقعی میتونه ایده اولیه ساخت ارتش هایی باشه که دیگه قرار نیست به صورت ابر انسان باشن  بلکه ارتشی هستند که یاد گرفتن برای نجات خودشون دست به هرکاری بزنن با توجیح کاملا منطقی .

پی نوشت :

این یک ویدویی تبلیغی از شرکت سامسونگ ، اینجا اونو قرار دادم بصرف ایده خلاقانشون در تبلیغ و نوشتن  نکاتی که به ذهنم رسید بد نیست در کنار این ویدیو بگم .

یادگیری ژرف

از جذابیت های رشته کامپیوتر اینه که همیشه مطالب و ایده های جدیدی داره که شما با دیدن اونها شگفت زده بشین .
ویدیویی که در بالا میبینید مربوط به اجرای رباتی به نام Shimon . shimon یک ربات موزیسین که با استفاده از الگوریتم های Deep Learning یاد گرفته که آهنگ بنوازه .

یادگیری ژرف یا Deep Learning :

یادگیری ژرف به معنی یادگیری سلسله مراتبی و یکی از زیر شاخه های یادگیری ماشین به حساب میاد . برای مثال برای اینکه صورت یک گربه توسط ماشین شناسایی بشه میشه اونو به قسمت های بنیادی تری مثل بردار های ریاضی تبدیل کرد و مرحله به مرحله توسعه اش داد تا به فرم نهایی برسه .
این روش با الهام از ساختار های عصبی در مغز انسان بوجود اومده و در حال توسعه است .

فکر عبور به جای رمز عبور

سال نو مبارک ؛ تو دنیای امروز که شدیدا داره وابسته میشه به کامپیوترها و چه بسادر خیلی از جاها مدتهاست که وابسته شده امنیت از ملزومات اساسی به حساب میاد .
به طور کلی توی زمینه کاری من (نرم افزار) روش های مختلفی برای تامین امینت یه سیستم مطرح میشه که معروف ترینشون استفاده از رمز عبور برای ورود به یک سیستمه .
یکی دیگه از راهایی که جدیدا گسترش پیدا کرده استفاده از علائم بیومتریک برای ورود و خروج به یک سیستمه . یکی از این روشها که از علائم بیومتریک استفاده میکنه و با تاچ‌آی‌دی اپل گسترش پیدا کرد، استفاده از اثر انگشت کاربر برای احراز هویته. اثر انگشت مثل بقیه داده‌های بیومتریک از داده‌های منحصر به‌فرد هر کسی است. اما یکتا بودن اثر انگشت به معنی این نبود که استفاده ازش برای احراز هویت لزوما امن‌تر است.

در سال ۲۰۱۴ هکرهای تحت فرمان دولت چین با نفوذ به شبکه کامپیوتری دفتر مدیریت پرسنلی آمریکا، اطلاعات حساس و خصوصی بیش از ۲۲ میلیون شهروند آمریکایی به سرقت بردند. از جمله این اطلاعات، اثر انگشت ۵/۶ میلیون شهروند آمریکا بود.

سال گذشته گروهی از متخصصان در دانشگاه میشیگان با استفاده از چاپگرهای جوهرافشان و کاغذهای مخصوص تونستند از اثر انگشت‌هایی که با کیفیت بالا اسکن شده بودند مدلی سه‌بعدی بسازند که به سادگی گوشی‌های هوشمند را فریب می‌دهد و بازشان می‌کند؛ همه این‌ها با تجهیزاتی که با کمتر از ۵۰۰ دلار میشه تهیه کرد.

پژوهشگران موسسه انفورماتیک توکیو هم توانستند با استفاده از عکس‌هایی از افراد که در آنها دست‌شان به وضوح پیداست، توانسته‌اند اثر انگشت آنها را بازسازی کنند.

برای غلبه بر ریسک‌های امنیتی داده‌های بیومتریک از جمله اثر انگشت یا شبکیه چشم، برخی متخصصان روی توسعه سیستم‌هایی کار می‌کنند که برای احراز هویت از داده‌های بیومتریک تغییرپذیر استفاده می‌کنند.

​​​​​​​هکرها تا جایی پیش رفته‌اند که متخصصان حتی نسبت به امن بودن اثر انگشت برای ورود به سیستم‌ها هم تردید دارند. دانشمندان راهکاری جدید ارائه کرده‌اند که در آن به جای «رمز عبور»‌ می‌توان با «فکر عبور» وارد سیستم‌ها شد.

فکر عبور به جای رمز عبور

طرح کلی :

در سال ۲۰۱۳ گروهی از پژوهشگران در دانشگاه برکلی پروژه‌ای آینده‌پژوهانه را آغاز کردند که در آن برای ورود به سیستم‌ها به جای «رمزهای عبور» (Passwords) از «فکرهای عبور» (Passthoughts) استفاده می‌شود.

فکر عبور

اصولا امنیت یک سیستم زمانی ایده آل به حساب میاد که برای افراد غیر مجاز سخت و برای کاربرای مجاز راحت باشه . برای مثال اتفاقی که نسبت به ویندوز ویستا و انتشار ویندوز هفت شد .

ایده از این قراره :

در این روش شما برای ورود باید سه فاکتور را با هم تلفیق کنید: چیزی که می‌دانید (مثلا یک فکر خاص)، چیزی که بخشی از شماست (مثلا الگوهای مغزتان) و چیزی که در اختیار دارید (مثلا سنسورهایی که برای اندازه‌گیری موج‌های مغزتان نصب شده‌اند)

فکر عبور به جای رمز عبور

آیا این روش امن هست ؟

امن بودن از نظر اینکه امکان هک شدن داره یا نه ؛ بنا به تحقیقاتی که توسط دانشگاه برکلی انجام شده این روش تا ۹۹ درصد امنیت کامل داره .

نکته نظر :

یکی از تاثیرگذارترین دیالوگ ها ، دیالوگی از فیلم دشمن ملت بود که جان ویت در مقابل جین هکمن قرار گرفت بهش گفت امن ترین محل برای هر آدمی مغز سرشه ؛ ایده تفکر عبور با تمام خوبی هایی که داره قابلیت نفوذ هم داره به این شکل که هکر باید شما رو فریب بده تا اون تفکری که در اون لحظه داشتین دوباره بهش فکر کنید تا بتونه وارد سیستم شما بشه ، این امر به تنهایی و برای هکرهایی که مستقل کار میکنن شاید سخت باشه ، اما وقتی دید این قضیه رو کلی ترش میکنیم و هکر هارو گروهایی بزرگتر در نظر میگیریم که توانایی تولید محتوا دارن قضیه فرق میکنه .

تصور کنید دولت های دیکتاتور که قدرت رسانه ای هم دارن این ایده چقدر میتونه براشون جذاب باشه که با ساختن چنتا برنامه تلویزیونی برای مخاطب عام چه و القای اینکه اون تفکر بازخوانی کنید به چه پایگاه داده ای میتونن دست پیدا کنن ، دقیقا مشابه اتفاقی که توی فیلم تلقین افتاد .

 منابع :

لینک های مرتبط :

 

 

 

رویدادهای جذاب در علم

یکی از عمده ترین مشکلات جامعه هایی مثل جامعه ما وجود خط قرمزهایی که گاهی نه تنها لازم نیستند گاهی نبودشون بر وجودشون ارجحیت داره. یکی از عمده ترین این خط قرمز ها بر میگرده به مسئله رابطه جنسی و عدم وجود منابعی که اطلاعات درستی بدن .

از اوجایی که این خط قرمزها تو جامعه ما زیاده پیامده هایی داره که گاهی اصلا قابل جبران
نیست و وقتی به مشکل خارج از چارچوب احساسی نگاه کنیم ، میبینم اتفاقات ناشی از خط قرمزهامون خیلیاشون راه حل داره که سالها داره توی کشورهای دیگه آموزش داده میشه .
نمونش ماجرای آموزش شنا بود که آخرش هم معلوم نشد از این آموزش کسی عایدی داشت یا مثل خیلی از کارهایی که میکنیم به فراموشی سپرده شد .

البته قسمتی از این قضیه مسئولش خود ما مردم هم هستیم که پیگیری حقوق خودمون از دولت نمیکنیم و یا اینکه هنوز باور نداریم اگر گاهی آموزشی بهمون داده میشه لازمه که با جدیت بهش توجه کنیم نه سر شوخی باهاش باز کنیم .
مثل ماجرای آموزش نحوه صحیح شیر دادن به نوزاد که همین تلویزیون خودمون چراغ سبز نشون داد اما نگفت که بودند بچه هایی که به خاطر عدم آگاهی مادرشون توی نحوه شیر دادن جونشون از دست دادند.

اپلیکیشنی فارسی درباره چرخه قاعدگی و سلامت جنسی زنان

دربازار جهانی اپلیکیشن‌ها، اپلیکیشن‌های متفاوتی برای سیستم عامل‌های مختلف وجود داره که به خانم ها این امکان را میده تا عادت ماهانه (پریود) خودشونو، زمان مناسب باروری، یا نظم استفاده از قرص‌های ضد بارداری را رصد کنند.
از بین این اپلیکیشن‌ها می‌شه به اپلیکیشن Period Tracker و MyPill و یا Clue اشاره کرد. اما حالا “همدم” به زبان فارسی به بازار آمده تا کمبودی را رفع کنه که خانم های فارسی‌زبان با آن مواجه‌اند، به خصوص آن‌هایی که با هیچ زبان دیگری، از جمله انگلیسی، آشنایی ندارند.

همدم  از اولین تولیدات پروژه “ایران‌ کوباتور” است و توسط کارگاه فناوری “اصل ۱۹” طراحی و ساخته شده است، تحت نظارت محتوایی کنشگران برابری جنسیتی سازمان مردم‌نهاد “اسپکتروم” است.

به گفته سوده راد بنیان گذار انجمن اسپکتروم :

​​​​​​​”همدم” اپلیکیشنی برای همراهی زنان در چرخه قاعدگی و بالا بردن آگاهی‌شان از سلامت جنسی و باروری است.

اگرچه “همدم” تنها طی سه روز ازشروع فعالیتش در ۶ مارس (۱۶ اسفند) بیش از پنج‌هزار بار دانلود شده اما هنوز تنها برای سیستم عامل اندروئید در دسترسه. سوده راد علت این موضوع را استفاده اکثریت کاربران موبایل ایران از اندروئید می‌دونه، با این‌همه به گفته او نسخه iOS “همدم” در آینده عرضه میشه.

این نکته باید باور کنیم که آموزش خیلی از مسائل از سنین پایین به بچه هامون نه تنها از بین برنده عفت و حیای عمومی نیست بلکه کمک میکنه که تبعات ناشی از اتفاقات بعدی هم کمتر بشه هم قابل برطرف شدن باشه .

تهرانگرد ، بی نظمی ، ۹۵ غمگین

بعد از مدتها اتفاقی باعث شد تا تهرانگرد و دوباره زندش کنم . امسال میشه گفت
که یکی از تلخ ترین سال هایی بود که ازش گذشتیم ، مرگ چند آتش نشان قهرمان
و کلی رخداد دیگه که همه مارو عزادار کرد . اما دلیلی که باعث شده مطلب امشبمو بنویسم مرگ اون افراد نبود بلکه دلیلی کاملا متفاوت اما مرتبط با قضیه داره .
همه زیاد شنیدیم ، گفتیم و دیدیم که :

تهران شهر شلوغ و پر دودیه – به هر مناسبت با دلیل و بی دلیلی مدرسه ها رو تعطیل میکنیم برا آلودگی انگار که مابقی افراد بیمار نمیشن طوری که همون بچه مدرسه هایی هم که تعطیل کردیم خونه بند نمیشن – هر سال سیمنار نیست که برگزار نمیکنیم که چطور آلودگی هوای تهران و کاهش بدیم و …

چند شب پیش به دلایلی تصمیم گرفتم که همراه خانوادم از محل سکونتم تا شمال تهران بریم مسیری که بنا به حکمیت نقشه گوگل باید نیم الی یک ساعت با استفاده از خودروی شخصی طول بکشه اما نزدیک به ۴ ساعت طول کشید .

چرا ؟

دلیلش کاملا واضحه : چون مدیریت شهری کاملا بی نظمه البته از حق نگذریم بخشی از این بی نظمی مقصرش خود ما هم هستیم که حل این معظل جزو مطالباتمون قرار نمیدیم

بیاید به قضیه از جنبه ای دیگه نگاه کنیم ؛ توی یک خانواده وقتی رئیس خانواده یعنی پدر خانواده ابتلا به بیماری اعتیاد داشته باشه قطعا روی فرزندانش هم اثر خودشو میزاره حتی اگر خوده پدر این اتفاق و نخواد .

هر سال به مناسب های مختلف تبلیغات تلویوزیون خراب میشه روی افکار بیننده ها که چرا ماشین تک سرنشین میارید بیرون هوارو آلوده میکنید . یا کلی بازیگر میاریم تلویزیون که بگن که هوای تهران آلودس و خیلی چیزای دیگه که مدلاشو زیاد دیدیم.

جالب قضیه اینجاست که هر کدوم از ارگانهایی که باید راهی واسه حل این مشکل پیدا کنند از اصل چهارگانه استفاده میکنند :
وقتی مشکل تازه شروع شده هنوز جدی نیست ، میگن ؛

اصن مگه مشکل داریم ؟

بعد که شروع به گسترش کرد ، اعلام میکنن؛

ما هم چیزایی شنیدیم ، اما باید بیشتر بررسی کنیم .

وقتی قضیه جدی شد ،میگن ؛

بررسی کردیم فهمیدیم مشکل وجود داره ، داریم دنبال راه حل میگردیم .

وقتی که کار از کار گذشت ، میگن ؛

حیف که کار از کار گذشت اما برنامه ریزی میکنیم که در آینده دیگه پیش نیاد .

خلاصه که همیشه وضع به همین روال میگذره اما هیچکس انگار علاقه ای به حل معضلات تهران یکبار برای همیشه نداره .

صورت مسئله :

تهران جدا از مسائل دیگش دوتا معضل اصلی داره ؛ ترافیک و آلودگی هوا که باید یکبار برای همیشه حل بشه .

راه حل :

راه حل این دوتا ساده تر از اونی که فکرشو میکنیم . چرا تهرانی که ۱۲ میلیون جمعیت ثابت و ۲ میلیون جمعیت متغیر داره نباید پارکینگ طبقاتی به اندازه نیاز داشته باشه . خیلی از خیابون های تهران بافت شهریش مربوط به دوران قبل از انقلاب ، خیابونی که چهار باند داره رو میایم دو طرفه میکنیم ، مشکلی نیس بعد تو همون خیابون دوباند هم میره برای پارک خودرو های ساکنین ، میمونه دو باند اونوقت اینطوری میشه که ترافیک بوجود میاد و در نتیجه آلودگی هوا به دنبالش ایجاد میشه .

درصورتی که با ایجاد یه پارکینگ طبقاتی هم مشکل ترافیک خیلی از خیابون های تهران حل میشه ، هم کارگاه های تولیدی فعال میشن و هم تعدادی افراد میرین سره کار این یعنی با یک تیر ، سه نشون میزنیم .

اینطوری دیگه لازم نیست توی شعارهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس ، شورای شهر … کاندیداها بگن شهر تهران افسردس ما انتخاب شیم شهر شاد میشه .

حالا بماند که نصف دیگه از معضلات شهر تهران به خاطر عدم آینده نگری و یا نخواستن توجه به آینده شهر تهران پدید میاد ، بعد همه مشکلات به خاطر عدم همبستگی مردم برای طلب به حق نیازمندی های طبیعیشون میفته توی زمین اونها .

اینجاست که مثال معروف” گنه کرد در بلخ روزی آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری “ پیش میاد . وسایل حمل و نقل عمومی کمه اما مشکل ترافیک به خاطر مردمه .

نمیدونم چرا ما یاد گرفتیم که به جای حل درست مسئله صورت مسئله رو اونطور که میخوایم عوضش میکنیم .