درس هایی که از سریال های کره ای میشه گرفت!

احتمالا یعد از خوندن این تیتر با خودتون میگین که الان که چی خو ؟
تا چن وقت پیش منظورم همین یکی دو سال پیش سریالای کره ای خیلی مطرح بود ، ینی اینقد که جومونگ ، سوسانو توی ایران طرفدار داشت ، البته هنوزم داره (: ، فک نمیکنم تو خوده کره به این شدت طرفدار داشتن .
مردم بشدت پیگیره سرنوشت جومونگ و یانگوم بودن که ببینن داستان چی میشه ، یا حتی داستان اینقدر بالا گرفت که اینجا قیمت جنسینگ و پارچه ابریشمی تو بازار ایران تاثیر گزار شد و مردم و اینجا قیمت این اقلامو بیشتر از اقلام ضروری خودشون خبر داشتن (:
123
این ماجرا وقتی بالا میگرفت که حتی نقل قولایی از اینکه یکی پیدا شده که عاشق فلان خانوم بازیگر کره ای شده یا برعکسش ، کاریم نداریم که این شخصیتا چقد راست بودن یا اینکه اصلا ادعاها تا چقد راست بود اینکه مثلا اولین عمل سزارین و یانگوم کره ای کرد یا کسه دیگه این کم اداعایی نیست ، بازم این چیزه مهمی نیست که بخوایم بهش اهمیت بدیم .
اما خوبیه این سریالا اینه که زندگی شخصیت اصلی قسه رو همیشه از بچگی نشون میدن و اینکه یکی مثه یانگوم چطوری میشه یانگوم خیلی جالبه وقتی که آدم میبینه برعکس بقیه ادمای بزرگ دنیا نقش اول قصه ی ما یه آدم کاملا معمولیه اما با بدبختی و تلاش به جاهای خوب میرسه (چیزی که ما کم داریم توی تلویزیون و سینمای خودمون اما بازم من قصدم این نبود) .
وقتی پیگره یه سریال کره ای مثه یانگوم میشین ، یچیزی که توش شاید اصلا بچش نیاد اینه که ، کسی مثه یانگوم کتاب زیاد میخونه (چیزی که ما بازم ازش خیلی کم داریم توی رسانه هامون ) اما چیزی که برام جالبه اینه که تمام این ادما نوشته های نویسنده های قدیمی و کاملا میخونن و بهش تسلط  دارن  ، طوری که حتی این یه ملاک برتری براشون به حساب میاد .
وقتی بحث از کتاب خوندن میشه همیشه میریم سراغ کتابای امروزی تر حالا یا از نویسنده های خودمون یا از نویسنده های خارجی اما فک نمیکنم کسی بره سراغ خوندن کتابای قدیمی .
احتمالا بزرگترین دلیلم اینه که این کتابا خسته کنندس یا سخته خوندنش یا خیلی چیزای دیگه .
من نمیخوام بگم که باید بریم سراغ این کتابا فقط  ، نه اصلا بیشتر میخوام بگم امتحانشون اصلا ضرری نداره شما وقتی کتابی مثله گلستان و شروع میکنین راحت نمیتونین بزارینش کنار .
مهمتر از همه اینکه فهمیدنش خیلی راحته و نیازی بکمک نداره چیزی که تو بعضی از کتابای امروزی واقعا سخت پیدا میشه . اینکه کتابای نویشنده های خارجی و بخونیم اما به ادبیات کلاسیک خودمون اهمیت ندیم نمیشه گفت کاره بدیه یا نه کاره خوبیه اما این بی توجهی مثله این میمونه که ما از داشته هامون استفاده نکنیم و بریم سراغ نداشته هامون و بخوایم اونا رو بسازیم خب وقتی به هزار و یک دلیل مختلف نتونیم از اون صنعت خارجی درست بهره برداری کنیم اینطوری هم داشتمون و از دست میدیم و هم اونی که نداشتیم و توش به هیچ نتیجه ای نمیرسیم . این نه اینکه بد باشه اما اگه از هر دوبخش داشته ها و بدست اورده ها درست استفاده کنیم خیلی خوبه که تو ایران بهش هیچ اهمیتی نمیدیم ، مثال زندشم صنعت خودرو سازیه (سندش مستند شبکه افق “چهار راه سئول”)
خیلی از پدر بزرگ مادر بزرگا وقتی باهاشون حرف میزنیم حافظه ی خوبی دارن چیزی که توی نسل امروز خیلی کم پیدا میشه ، خیلیاشون گلستان و بوستان سعدی علیه رحمه ، حضرت حافظ و خیلی از ادبای بزرگ و حفظن .
حتی امروز ما خیلیامون که دائما به دیوان حافظ تفعل میزنیم اما هنو یه بار کامل دیوانشو کامل نخوندیم، این دلیلش چی میتونه باشه؟ نمیدونم اما اینو میدونم اینکه وقتی توجهی به داشته هامون نکنیم اگه کسی دیگه اونارو صاحب شد نباید ناراحت بشیم ، مثه خیلی چیزایی که ازدست دادیم ، نمونش حضرت مولانا که ترکیه صاحب شد.
جادی توی وبلاگش jadi.net توی سال ۹۴ یه مطلبی و منتشر کرد راجع به چالش کتاب خوانی سال ۹۴ ، (اسمشو میارم که چون خودم خواننده ی پیگره مطالبشم ) اما توی لیستی که جادی معرفی کرد جای این تیپ کتابا خالی بود ، خب چرا نباید توی گزینه های خوندنمون باشه میشه که مثلا توی تعطیلات عید مثلا شاهنامه رو یبار خوند جای دیدن برنامه های تلویزیون و غر زدن که چرا هیچی نداره (:

همه داستان این بود که اگه قرار باشه پیشرفتی داشته باشیم اینکه باید به داشته هامون تکیه کنیم نه به نداشته هامون .

بلکل و کاهش مصرف انرژی

یکی از جمله هایی که ما حداقل تو ایران میشنویم درباره ی مصرف انرژی و مصرف بهینه ی برق ،( به یاده اون قدیما و بابا برقی (: {مصرف بی رویه کاره خیلی بدینه (:} )
من نمیخوام اینجا درباره ی درست مصرف کردن بگم ، این تکرار مکرارته (: اما این بحث مطلبی خارج از علم نیست و همیشه دانشمندا دنبال این بودن که ذاتا دستگاه هایی بسازن که کم مصرف باشن .
این کم مصرف بودن نه به معنی اینکه برق کمتر مصرف کنیم نه ، به این مفهوم که دستگاه X با حداقل بار شارژ به مدت زیادی انرژی و نگه داره تا بتونه مدت بیشتری سرویس بده :
حالا بحث ما از اینجا شروع میشه که blacke سیستم جستجو که براساس یه صفحه نمایش سیاه کار میکنه ، چرا: سادس چون صفحه نمایش انرژی بیشتری مصرف میکنه تا رنگ سپید رو نمایش بده در نتیجه چون رنگ سیاه کمترین میزان مصرف انرژیو داره پس بصرفه تره برای ما . blackle
برطبق یه نظریه ای که سال ۲۰۰۷ منتشر شد ، که اگر صفحه نمایش گوگل بجای رنگ سفید ، سیاه باشه سالانه ۷۵۰ مگاوات برق ذخیره میشه که این ینی کاهش دمای تولیدی توسط دیتاسنترهای گوگل ، و ینی با یه تیر چند هدف و زدن :
یکی اینکه یکی از منابعی که باعث افزایش دما کره زمین میشه همین دمای دیتاسنترهاست که کاهش دمای دیتاسنتر مساوی با کاهش چند درجه از دمای زمین
دوم اینکه وقتی یه ابزار الکتریکی دمای کمتری داشته باشه دیر تر مصطهلک میشه و این برای شرکتی مثله گوگل برابر چندین میلیون دلار سود بیشتر ه
و خیلی چیزای دیگه
بلکل توسط برند هیپ مدیا متولد شده و از موتور جستجوی گوگل نیرو میگیره .
تا امروز بلکل برای تعدادی از کشورها ترجمه شده اما خو ایران توی این لیست نیست .
یکی از نکته های جالب این وبسایت شاید همین شمارنده ی زیر نوار جستجو باشه ،که طبق گفته های توسعه دهنده های این پروژه میزان ذخیره انرژی و نشون میده ، البته ی سوالی که توی این سایت من نتونستم جوابی براش پیدا کنم اینه که این ذخیره انرژی بر چه اساسی صورت میگیره ینی مثلا من با هربار جستجو چقد انرژی ذخیره کردم ؟ یه همچین چیزی ، من جوابی براش پیدا نکردم حداقل (:
توی دنیای اینترنت میشه سایتای زیادی پیدا کرد که راجع به کاهش مصرف انرژی پیشنهادای زیادی کردن ، یکی از این سایتا ، سایته همین بلکلکه توصیه های جالبی رو راجع به زندگی،تکنولوژی ،طراحی میکنه.
اینکه ما بخوایم در نحوه ی مصرف انرژی تصمیم گیری کنیم یه بخش قضیه یه چیزی در حد کلان ه که ما درش تاثیر گزاری خاصی نداریم اما در اون قسمتی که راجع به ماست ، من مصرف کننده شاید بلکل پیشنهاد بدی نباشه اما بازم چیزی که خیلی مهمه اینکه من مصرف کننده واقعا بخوام اینکارو بکنم یا نه تا وقتی که اراده ی شخصی نباشه برای یه هدف یزرگ که همه توش سهیم هستیم هیچ اتفاقی قرار نیس برامون بیفته.
اگه دوس داشتین که بیشتر در این باره بدونین : شاید بهترین منیع خود سایت بلکل باشه .
اما حقایقی در باره ی رابطه ی گوگل با بلکل هم اینجا میشه پیداش کرد.

راهنمای نصب مودم 3g در توزیع اوبونتو

این روزا اینترنت از نوع همراهش (: جزئی از زندگی همه ماشده ، و مسلما وقتی حرف از اینترنت همراه میشه همه یاد گوشیامون میوفتم .
اما ازون جایی که همیشه یسری از اتفاقا پیش بینی نشدس ، پس باید آمادگی برای اونا داشته باشیم (: که اگه اینترنت همراه نداشته باشیم لنگ نمونیم .
یکی از گزینه های همیشه روی میز استفاده از مودم 3g اما این مودم بطور پیش فرض روی اوبونتو نصب نیست پس لازمه که یطوری مودمو به روی لینوکس نصب کنیم اما چطوری ؟
#اول از همه ترمینال و باز کنین و کد زیر و وارد کنین :
1x

#در ادامه ماجرا کد زیر رو توی gedit که باز شده کپی کنین :
2x
#حالا دستور اول و که وارد کردین و اینطوری تغییر بدین تا کدی و که وارد کردین ذخیره بشه :
3x

#تا اینجا که همه چی خوب پیش اومده ، اما حالا برای اینکه اسکریپی که نوشتین فعال بشه دستور زیر و وارد کنن :

4x
#اما حالا برای اینکه مودمی که نصب کردین هر بار بعد از بالا اومدن سیستم عامل بشه ازش استفاده کرد ینی یا فعالش کنین یا غیر فعال و یا وضعیت ارتباطی مودمو چک کنین از یکی از دستورای زیر باید استفاده کنین :
5x

توجه داشته باشین برای اینکه بتونین این مراحل و عملیاتی کنین باید یه کانکشنmobile broad band قبلا بسازین تا این فرآیندی که انجام دادیم بشه ازش استفاده کرد در ضمن اگه توی اینترنت یه جستجوی ریز کنین (: یه اسکریپتی و رایتل ارائه داده اما فقط مخصوص یه مدل خاصی از مودماس اما این روش برای تمام مودما حتی متفرقه میتونین جواب بگیرین فقط توجه داشته باشین که بازم قبل از هرکاری توی سایت شرکت نولید کننده ی مودم و نگاه کنین که اگه راهنمای خاصی ارائه کرده بود بعدأ دچار مشکل نشین .

ارتباط فضایی ( داستان تولد ماهواره)

ارتباط فضایی ( به مناسبت سالگرد ارسال اولین ماهواره ارتباطی به فضا) البته با چند روز تاخیر(:
یکی از موضوعات مورد علاقم توی جهان ستارگان , همیشه ابزارای مورد استفاده برای مطالعه درباره ی ستارگان مختلف بوده و هست . در ماه گذشته میلادی روز ۱۴فوریه ارتباطی در تاریخ صنعت هوا فضا میوفته که بدم نیومد دربارش بنویسم (:
همیشه توی تاریخ علم یسری اتفاقاتی هستند که یه تحول بزرگ توی زندگی بشر بوجود میارن , همین چن روز پیش بود که راجع به مهندس و دنیای مهندسی نوشتم , حالا شاید که قطعا یکی از کسایی که زندگی بشر و متحول کرد الکساندر گراهام بل بود که دریچه ی جدیدی و به زندگی باز کرد اما همیشه وقتی یه چیزه جدیدی میاد توقعاتم بیشتر میشه این نه این که تلفن ابزار بدی باشه و یا نباید اینطوری باشه اینم نه (:
تا قبل از اختراع تلفن جهان ما در حد و اندازه های روستا و شهر و کشور بود اما بعدش همه چی عوض شد ، خب این یه چیزه کاملا منطقیم بود که حالا مردم بخوان که بتونن باهم در تماس باشن اما نکته ای که بود اینکه تلفن ساخته ی گراهام بل در بهترین حالت ممکن فقط بدرد تماس داخل شهری بود ، که این ینی اگه کسی مثه من لازم داشت که با دوستش توی شهرستان تماس بگیره باید میرفت از چند ساعت قبل اعلام میکرد و میموند تو نوبت تا بتونه واسه چند دقیقه با دوستم حرف بزنم و همین داستان برای خارج از کشور به چند ماه افزایش پیدا میکرد.
یه مثال قدیمی هست که میگه آنچه شیران را کند روبه مدار – احتیاج است احتیاج است احتیاج اصل داستانم همینه که یه روزی ینی پاییز ۱۹۵۷ شوروی ماهواره Sputnik فرستاد به فضا که توی اسمون شب لس انجلس مثله یه نقطه روش دیده میشد و همین سرآغاز ماجرای ماست .
داستان واضح میشه که امریکاییا برای اینکه روی روسارو کم کنن به فکر افتادن که کاری بکنن .
ماهواره اسپوتنیک روسیه اون زمان واسه خودش یلی بود به خاطر ویژگی های خاصی که داشته مثه مثلا :
خیلی سبک بوده ،ایستگاه سوئیچینگ تلفن خورشیدی در مدار 22000 کیلومتری بالای زمین .
همونطور که قبل گفتم تماس تلفنی با خارج از کشور یه کاره کاملا سختی بوده و نیازمند رزرو قبلی داشته بخاطره تکنولوژی اون زمان که براساس سیگنال رادیوی و سیم مسی بوده و اینکه پهنای باند کمتری داشته درنتیجه سیگنال کمتری جابه جا میشده و از همه مهمتر که خیلی از کشورا اصلا یا تلفن و یااز سیستم تلفنی کشور مبدا استفاده نمیکردند ، این یه مشکله اساسی بود اما راه حل :
یکی از مهندسین شرکت هواپیمایی بوئینگ با کمک همکاراش تصمیم به طراحی ماهواره مخابراتی کردن .
gMbSuPD
این مهندس هارولد روسن با کمک همکاراش به ماهواره سینکام (با سنگام فیلم هندی اشتباه نگیرینش (:)طراحی کرد.
این که همیشه اختراعات جدید یا در این مورد ابداعات جدید مخالف داره یه امره بدیهی اونم تو سرتایر دنیاس که همیشه ابتدای کار مخالفت میکنن یه چیزه کاملا عادیه ، پس در نتیجه از نوشتن درباره تلاش های روسن و همکاراش برای اثبات توانایی این ابداع شگفت انگیز صرفه نظر میکنم (:
اما در باب بحثای فنی این قضیه (:
تلاشای اقای روسن شد ماهواره ای به اسم سینکام (syncom)این ماهواره به قطر ۷۱ سانتی متر ، وزن سینکام قبل از سوختگیری کامل ۶۸ کیلوگرم بوده ،و تا ۲۵ کیلوگرم میتونسه با خودش بار حمل کنه ، ارتفاع کل ماهواره با نازل ۶۴ سانتیمتر ، قسمت بیرونی با سلول های خورشیدی از جنس سیلیکون (n-on-p 3840)پوشیده شده که ۲۹ وات برق تامین میشه که این ینی ۹۹ درصد از زمان ماهواره نور مستقیم خورشید و دریافت میکنه ،سینکام از باتری های نیکل کادمیوم برای مواقعی که در سایه زمین قرار میگرفته استفاده میکرده .
این ماهواره یه ماهواره ی ارتباطی همزمان که ۱۹۶۱ در برنامه ای توسط ناسا برای فعال سازی ماهواره های زمین ثابت استفاده شده توسط شرکت هیوجز اسپیس اند کامینیکیشن ( Hughes Space and Communications)توسعه و ساخته شد .(این شرکت همون قسمت فضایی شرکت بوئینگه)
ایده ی مخابرات از طریق یک ماهواره، به خصوص توسط یک ماهواره ی همزمان، توسط آرتور سی. کلارک که یک نویسنده ی مشهور افسانه های علمی بود، در سال ۱۹۴۵ ارائه شد. کلارک قبلا نشون داده بود که یک ماهواره در مدار استوایی دایروی با شعاع حدود۴۲۲۴۲ کیلومتر سرعت زاویه ای برابر با سرعت زاویه ای زمین داره. بنابراین، این ماهواره در بالای همان نقطه از زمین باقی میمونه و می تواند سیگنال ها را از اکثر نقاط نیمکره دریافت و دوباره پخش کنه. سه ماهواره با فواصل 120 درجه نسبت به هم، کل کره زمین را به قدری همپوشانی پوشش می دن، مشروط بر اینکه پیغام ها بتونند بین ماهواره ها دوباره پخش بشن. بنابراین ارتباط مطمئنی بین هر دو نقطه از کره ی زمین ممکن می شه. کلارک همچنین گفته بود که انرژی الکتریکی مورد نیاز ماهواره نیز می تواند از طریق تبدیل تشعشعات خورشید توسط سلول های خورشیدی تأمین شود. به مقاله ی کلارک تقریباً توجهی نمی شد تا اینکه با اولین ماهواره ی ساخت بشر، یعنی اسپوتنیک ۱ (۴ اکتبر۱۹۵۷) به واقعیت پیوست. با وجود این،بشر تا سال ۱۹۶۳نتونست به مدار همزمان دست پیدا کنه.
نمونه ای از ماهواره در مدار زمین ثابت
Geostationaryjava3D

ماهواره سینکام یه اولین ماهواره از سری ماهواره های سینکامه که توسط آژانس هوافضای امریکا به مدار زمین ۲۲،۳۰۰ مایلی (۳۵،۹۰۰ کیلومتری ) از سطح زمین ارسال شده ، این خانواده ۴ ماهوارن که آخرینش ۱۹۸۰ در یک ماموریت نظامی استفاده شد.
این قسمت و از متن اصلیبصورت خلاصه قرار میدم :
روسن ورزشکاری با ۸۷ سال سن با موهایی به رنگ شن در همون خونه ی قدیمیش در پاسفیک پالاساید که پنجرهاش به باغی سرسبز مشرفه به مدت ۶۰ سال همچنان زندگی میکنه.
پدر و مادرش از مونترال به نیو اورلئان جایی که متولد بزرگ و تحصیل کرد مهاجرت کردن ، روسن بهد از اتمام درسش تصمیم گرفت که به هاوارد بره برای تحصیلات تکمیلی ، این تصمیم و زمانی گرفت که توی مجله لایف استوری درباره مهمونی های ساحلی خوند. ” من به اینجا اومدمو هیچوقت پشت سرمو دیگه نگاه نکردم ” روسن یاداوری میکنه که : من هنوزم مهمونی های ساحلی دوست دارم!

 Tu. Rosen is one of the principal leaders in the development of the first geosynchronos communications satellite. The 50th anniversary is coming up on July 27.  (Ricardo DeAratanha/Los Angeles Times).
هارولد روسن ۱۸ ژوئن ۲۰۱۳ سانتا مونیکا – کالیفرنیا ,در پشت ماکت ماهواره ی زمین ثابت در منزلش در روز سه شنبه ۱۸ ژوئن سانتامونیکا در مصاحبه با لوس آنجلس تایمز به مناسبت ۵۰امین سال ارسال اولین ماهواره زمین ثابت به فضا

وقتی ۱۹۵۶ روسن وارد هیوج شد ، شرکت در حال جمع کردن اعتبار برای خودش تو دنیای علم بود ، روسن مشغول طراحی راداری شد برای شناسایی بمب افکن های روسی که ایم پروژه توسط نیروی هوایی لغو شد و رئیسش اونو مجبور کرد که بره دنبال یه چیزه جدید .
وقتی که روسن پیشنهاد سینکام و داد ، بسیاری از کارشناسای بزرگ کشور به ویژه در ازمایشگاه بل فکر میکردند که این مسیره اشتباهه . ازمایشگاه بل و چندین نفر از کارشناسای بزرگ مشغول کار کردن روی یه شبکه ترکیبی پیچیده از ایستگاه رادیویی بر روی زمین کار میکردن.
روسن با اعتماد به نفس اعلام کرده بود که میتونه ماهواره ای بسازه که در ارتفاع ۲۲۰۰۰ پایی از سطح زمین بطور ثابت نگه داره که بنحوی که بیش از یک سوم از جهان رو پوشش بده ، اما مشکل ماهواره ی ۱۹۶۰ این بود که نمیتونست وزن سنگینی با خودش حمل کنه .
دونفر از مدیرران ارشد هیوج ، ویلیامز و هادپتس اعلام کردن که حاضرن هرکدوم مبلغ ۱۰،۰۰۰ دلار روی این طرح سرمایه گذاری کنن بعد از اینکه روسن ی ادارات دولتی و سایر شرکتا واسه پیدا کردن اسپانسر مالی سر زد .بعد از اینکه مدیران ارشد هیوج ذهنیتشون رو درباره سینکام عوض کردن و حاضر شدن ۲ میلیون دلار روی سینکان سرمایه گذاری کنن ،ریتون به روسن پیشنهاد داد که با تیمش بر روی توسعه سینکام شروع به کار کنه.
روسن رو پیشگام طراحی و مفهوم در صنعت هوافضا شناخنه شده به خاطر طراحی های نواورانش ،برای مثال استفاده از سلول های خورشیدی برای تامین برق ماهواره . در این پروژه وبلیامز و هادپتس نیز از طراحان این ماهواره اند ویلیامز برای طراحی موتور ماهواره و هادپتس برای طراحی انتن ماهواره، از این سه نفر ویلیامز در ۳۴ سالگی خودکشی کرد ، هادپتس در ۸۹ سالگی در گذشت .
تکنولوژی ماهواره ای که روسن ، ویلیامز ، و هادپتس اونو بوجود اوردن بیش از ۱۹۰ میلیارد دلار ارزش داره.در افتتاح سینکام ۲ رئیس جمهور کندی در تناس تلفنی با نخست وزیر نیجریه در تاریخ ۲۳ اوت ۱۹۶۳ رسما بهره برداری شد، از سینکام ۳ برای پوشش مسابقات تابستانی ژاپن استفاده گردید.
تجربه سینکام به ما نشان داد که میتوان از فضا برای استفاده های صلح امیز استفاده نمود.

این داستان ماهواره ای بود که زندگی امروز مارو تغییر داد اینکه از ابزارای جدید چه استفاده ای میشه و چه جور ادمایی ازش استفاده میکنن برای چه اهدافی و نمشه هیچ وقت تعببن کرد ، اما چیزی که هست اینه که هیچوقت برای رسیدن به یه زندگی بهتر اونم از راه درست نباید دست کشید (:

این مطلب نواقص زیادی از باب فنی داره ، بیشتر به کلیلت پرداختم توش سعی میکنم بعدا از ماهواره بیشتر بنویسم (:

اما اگه دوست دارین که بیشتر درباره ماهواره های مخابراتی بخونین شاید این کتاب منبع خوبی باشه براتون (:
نقشه حرکت ماهواره سینکام ۳ هم اینجا میتونید پیدا کنید (:
اما منبع این مطلب ایجاست (:
و منابع تکمیلیم : وبسایت ناسا،مجله ماهواره،اولین ماهواره زمین ثابتو وبلاگ نکات علمی(:

هفته نامه

آمن توی پستای قبلی دو تا پست تهرانگرد و لیلا در واکن مویم! که گذاشته بودم از تهرانگردی و یه موزیک گفتم این هفته تصمیم گرفتم که این دوتا سوژه رو باهم یکی کنم و به یه موضوع جدید برسم :
برنامه تون واسه آخر هفته چیه چطور میشه یه آخر هفته رو به بهترین شکل گذروند طوری که حس عصرای جمعه ، حسی ضدحال شنبه صبح بپره (:
از حق نگذریم تلویزیونم چیزه خاصی نداره پس راه حل چیه ؟ چیکار کنیم پس ؟
توی هفته نامه میخوام از این مشکل حرف بزنم (:
1219-i-am-bored-box
با یه جستجوی ساده توی گوگل به موارد جالبی برمیخورین که بعضی ازاونا واقعا جذاب به نظر میاد اما بعضی با این که کاملا هم جذابه ها اما یاخیلی گرونه یا امکانات خاصی میخواد که موجود نیست همیشه پس چاره چیه ؟
بزارین یکم راحتتر باشیم وقتی حرف از گذروندن آخره هفته میشه ، همیشه یسری گزینه ی خاص روی میزه (:
که خب به مرور تکراری میشه یا واقعا اصلا بعضی وقتا حسشون نیس ، پس چیکار کنیم ؟
تمام اینا رو گفتم که این حرف و بگم که اگه بخواین آخر هفتتون و به بهترین شکل بگذرونین برنامتون چیه ؟
یه نسخه کاملا ایرونی از کارایی که میشه تو آخرهرهفته انجام داد .
من از این به بعد میخوام که تجربه های جدید داشته باشم و اونارو با هاتون به اشتراک بزارم (:
این هفته براتون پیشنهاد کاقه گردی دارم : توی یکی از شلوغترین میدونای شهرمون تهران (پیشنهاد میکنم که صفحه انگلیسی و ببینین ،فارسیش آدمو گیج میکنه واقعا 🙁) میدون انقلاب یه جای دنج هست که واسه فرار از شلوغی میدون کاملا جای بیستیه ، به اسم کافه فیس
IMG-20160218-WA0005((عکس از فاطمه عباسی))
این کافه چنتا مزیت داره که تصمیم گرفتم ازش بنویسم :
بکی اینکه : تقریبا چون فاصله داره از میدون پس به تناسب خلوت تره (:
دوم اینکه : این کافه طیقه دومه یه پاساژیه که این خودش دلیل مهمیه چون بهتنون نمای بالا از میدون انقلاب و میده وقتی که آدما در حال گذر و میبینی حس جالبی به آدم میده (:
و سومش اینکه : کافه نسبتا خلوت (حداقل زمانایی که من رفتم خلوت بوده (:) و خوب این دلیل خوبی میتونه باشه واسه محل یه قرار دو نفره (:
یاد یه شعری از حکیم عمر خیام افتادم به این مضمون که :
خیام اگر زباده مستی خوش باش با لاله رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبا کاره جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش
اما در مورد قیمتشم بگم که قیمتاش کاملا اقتصادیه و تنوع سرویسام خوبه
تا یادم نرفته بگم که دلیل معرفی این کافه این بود که جای کاملا دنج با یه نمای عالی توی یکی از شلوغ ترین میدونای تهران و اینکه من هیچ گونه آشناییتی با مالکه کافه ندارم (:

اما پیشنهاد موسیقی این هفته که براتون دارم یه آهنگ از زنده یاد استاد محمد نوری
این هفته یه تقارنم با سپندارمذگان ایرانی داره پس آهنگ جان مریم از استاد و براتون انتخاب کردم امیدوارم لذت ببرین (:
متن ترانه :
وای گل سرخ و سپیدم کی میایی
بنفشه برگ بیدم کی میایی
تو گفتی گل درآید من میایم
وای گل عالم تموم شد کی میایی
جان مریم چشماتو واکن سری بالا کن
در اومد خورشید شد هوا سفید
وقت اون رسید که بریم به صحرا آی نازنین مریم
جان مریم چشماتو واکن منو صدا کن
بشیم روونه بریم از خونه
شونه به شونه به یاد اون روزها وای نازنین مریم
باز دوباره صبح شد من هنوز بیدارم
ای کاش میخوابیدم تورو خواب میدیدم
خوشه غم توی دلم زده جوونه دونه بدونه
دل نمی دونه چه کنه با این همه غم
وای نازنین مریم وای نازنین مریم
بیا رسید وقت درو مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم درو کنیم گندمارو
بیا رسید وقت درو مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم بیا بیا نازنین مریم نازنین مریم
باز دوباره صبح شد من هنوز بیدارم
ای کاش میخوابیدم تورو خواب میدیدم
خوشه غم توی دلم زده جوونه دونه بدونه
دل نمی دونه چه کنه با این همه غم
وای نازنین مریم وای نازنین مریم
وای نازنین مریم وای نازنین مریم

و این جام براتون لینک دانلود و قرار میدم .

این قسمت ، قسمت اول از هفته نامه بود به مرور از هفته های بعد هفته نامه رو گسترش میدم ، ولی این کار با کمک شما امکان پذیره ، از تجربیاتتون توی کامنتا بنویسین تا بتونم بیشتر گسترش بدم این بخش واز وبلاگو.

پ.ن :عکس کافه از فاطمه عباسی تمام حقوق برای عکاس محفوظ است.

پ.ن : این اثر برای حفظ حقوق مولف لطفا خریداری کنین (: ممنون