چرا بی طرفی شبکه باید برای همه اهمیت داشته باشد.

در آخرین روزهای تعطیلات نوروز خبرهای ضد و نقیضی مطرح شد درباره احتمال فیلتر تلگرام  و جایگزینی نمونه داخلی به بهانه محافظت از امنیت داخلی . اگر به یاد داشته باشین در چند سال گذشته همیشه در امریکا بحث شنود تماس تلفنی مردم مطرح بوده و با واکنش های اعتراضی از سوی مردم روبرو شده . شاید بد نباشه گاهی ماهم یاد بگیریم که چطور روش های اعتراضی مسالمت آمیز  استفاده کنیم.

ویدیویی که در زیر قرار دادم درباره اهمیت بی طرفی شبکه حرف میزنه . درسته که خیلی از سرویس هایی که اسم میاره با اینترنتی که ما ازش استفاده میکنیم بصورت پیش فرض یا فیلتر باشن یا به دلیل سرعت کم اون ها طرفداری نداشته باشن اما بد نیست که این اهمیت رو بارها به خودمون یاداوری کنیم تا مبدا روزی بخواهیم حسرت بخوریم .

آدت نمی کنیم

داشتن تابو در هر جامعه ای وجود داره . فرقی هم نمی کنه که شما تو جامعه بشدت بسته  ای مثل ایران زندگی می کنید یا توی جوامع آزادتری مثل اروپا یا امریکا .

داشتن تابو از عدم آگاهی شروع میشه و در ادامه به دلیل علاقه به حفظ قدرت در مستبدین زمانه تقویت و موندگار میشه ، تا جایی که حتی شکل سنت و گاهی هویت به خودش می گیره .

خیلی از سنت هایی که داریم امروز و به نوعی صحبت کردن در رابطه با اونها به نوعی خط قرمز های جامعه به حساب میاد ، اگر به حساب تحمیل بزاریم فقط به خاطر این هنوز باقی موندن که کسی حاضر به سوال کردن در رابطه با اونها نیست و اگر هم بخواد که حرف بزنه چون اصول یک تفکر سیاسی بر روی اونها سوار شده ، پس تبدیل میشه به خط قرمز هایی که مواجهه با اونها در کمترین حالت توبیخ و تعهد گرفتنه.

در صورتی که جامعه ای پیشرفت می‌کنه که نسبت به مسائل مختلف قابلیت انعطاف پذیری داشته باشه و نظام سیاسی که این قابلیت انعطاف نتونه با خودش هماهنگ کنه محکوم به نابودیه.

قبل تر ها رضا در رابطه با داشتن قهرمان حرف زده بود و جمله ای آورده بود به این مضمون که وای به حال جامعه ای که نیاز به قهرمان داشته باشه .

اتفاقا بشدت معتقدم که جامعه فقط در شرایطی نیاز به قهرمان نداره که تبدیل به آرمان شهر شده باشه ، نه امروز که مدام با انواع خط قرمز ها مواجه هستیم . این قهرمان باید از دل آگاهی آومده باشه در غیر این صورت تبدیل میشه به اشتباهی مهلک برای جامعه اش .

چیزی که به صرف نیاز شخصی تعمیم پیدا کنه به همه و عده ای از روی عدم آگاهی و توجه به اینده لزوما به خاطر پیروی از تابو ها و سنت های قدیمی تر به پیروی از اون شروع به حرکت کنن شاید امروز نه اما در آینده ای نه چندان دور محکوم به نابودی به حساب میاد .

به قولی جمله وای به حال جامعه ای که نیاز به قهرمان داشته باشه تعبیر درست ترش اینطوری که جامعه ای که سطح آگاهی و سواد درش پایین باشه به خودی خود رو به اضمحلال میره . 

این اتفاق رو توی تاریخ وقتی میبینیم بیشتر برامون شکل بانمک داره اما واقعیتی تلخ رو نشون میده ، امثالش زیاد میشه مثال زد ، مثلا ماجرای اختراع ماشین بخار ، ساخته شدن چرخ خیاطی تا …. خیلی موارد دیگه .

قدیمترها هر چیزی رو که درک نمیکردن بهش اسم جادو میدادن ، در بهترین حالت ممکن شخصی که بهش اتهام جادوگری میدادن نفی بلد میشد ، اما در بسیاری از موارد هم شخص اعدام میشد . پس راه حل چی بود ؟

راه حلش سادست ، پیوند نادانسته ها با سنت ها و ایجاد تابو هایی برای حفظ قدرت . امروز هم همون اتفاق به شکل دیگه ای داره میفته بدون اینکه کسی بخواد دربارش حرفی بزنه .

من بارها توی این بلاگ از سکس حرف زدم [که بیشتر جنبه طنز داشته تا بحث آموزشی ]اما به واقع چقدر از ما درباره سکس و رابطه جنسی اطلاعاتی داریم  ؟ چقدر از ما میتونیم درباره نیاز های جنسی مون با خونواده ها حرف بزنیم ؟

چقدر از انواع روش های سکس ، بیماری های مقاربی و یا بصورت کلی تر از دستگاه تولید مثل بدن نه بصرف شوخی بلکه کاملا جدی میدونیم ؟

حتی گاهی قرار چیزی رو بهمون آموزش بدن ، مثل ماجرای نحوه شیر دادن به نوزاد انقدر عحیبه برامون که باهاش فقط شوخی میکنیم تا اونو جدی بگیریمش .

بالاتر گفتم که همون اتفاق داره دوباره میفته ، دقیقا صرف محدود کردن میزان مطالعه به فضاهای مجازی اونم بدون آگاهی از نحوه عملکردشون خواسته یا نا خواسته کمک به استفاده و تبلیغ دیدگاه های گروهی خاص که شما توی رفتار مجازیتون از اونها بازدید کردین .

شاید جالب باشه که حتی این گره خوردن رابطه بین زندگی با فضای مجازی حتی در مهد کامپیوتر هم میتونه در دسر ساز بشه و از بین دو کاندید کسی انتخاب بشه که هیچ تفکری بصورت رسمی ازش حمایت نکرده .

آدت نمی کنیم :

این روزها که حرف از برابری در جامعه مطرح شده قبل از اینکه خواسته یا ناخواسته بخوایم از تفکری حمایت کنیم ، اول از هر چیزی باید آگاهی پیدا کنیم که دقیقا نیاز و خواسته ما چیه ،آیا با گرفتن این حق حقوق دیگه ای رو از دست نمی دیم ؟ مهمه که به این نکته توجه کنیم  عواقب هر خواسته ای چی میتونه باشه ؟ مهمه که بعد از این موارد یاد بگیریم نحوه درست مبارزرو .

بیاد داشته باشیم که :

تاریخ تسلسل اشتباهات آدمی چرا که از تاریخ هیچوقت درس نمیگیره .

چی شد زبان یاد گرفتم

چند روز پیش مطلبی از ارشاد خوندم راجع به زبان یادگرفتن ، دیدم جالبه بزار منم داستانمو راجع به یاد گرفتن زیان با شما به اشتراک بزارم .

برعکس ارشاد که میگه من اصلا کلاس زبان نرفتم ، من رفتم ، تقریبا میتونم بگم خیلی زیاد هم رفتم . به جرات میتونم بگم که علاقه شدیدی هم به یادگیری داشتم ، اما هرچی که جلوتر میرفتم و بیشتر یاد میگرفتم کمتر قانع میشدم که بتونم به خودم بگم کسیم که زبان بلده و خارجی ها میتونم به راحتی ارتباط برقرار کنم .

این ترس من به عدم توانایی ارتباطم با شخصی که خارجی بود برمیگشت به اینکه کل زمان زبان آموزیم توی کلاس و یا با دیدن فیلم میگذشت ، یجورایی ترس از ایجاد رابطه با یک نفر دیگه ای که هیچی از زبون من نمی فهمه ، اینکه سوتی بدم توش از اول مانع ایجاد میکرد برام .

برای یاد گرفتن هر زبانی شما باید به چهار مهارت اصلی ، خواندن ، نوشتن ، صحبت کردن و شندین که هرکدوم بخشی از نیاز شمارو برآورده میکنن . داستان یاد گرفتن زبان برای من یجورایی شبیه به ماجرای ارشاد ، با این تفاوت که ارشاد شروع کرد به یادگرفتن تا بفهمه قصه چیه اما من گوش میکردم تا بتونم بنویسمش .

بالاتر گفتم که کلاس زبان تقریا زیاد رفتم ، هر چی هم جلوتر میرفتم کمتر راضیم میکرد جون همیشه یجای قصه می لنگید تا اینکه یبار  سرکلاس بهمون تمرین دادن که متن یکی از قصه هایی که از نوار کتاب پخش میشد بنویسیم و ببریم .

یادمه یه ضبط پاناسونیک بزرگ داشتیم  که بیشتر در حکم دکوری داشت تا پخش کننده و این تکلیف برای یک پسر ۱۳ چهارده ساله مجوز استفاده از لوکسترین دکوری خونه رو براش به ارمغان آورده بود (: .

تمام طول چند روزی که تاجلسه بعد کلاس داشتیم انقدر گوش کردم تا تونستم بیشتر متن داستان روی کاغذ بیارم . این تجربه انقدر برام شیرین بود که درس های جلوترم گوش میکردم تا سرکلاس بتونم حرف بزنم و یجور انگیزه جدیدی برام ایجاد کرد .[دیدین توی بازی های کامپیوتری ، عمر بازیکن شروع به کم شدن میکنه تا جایی که یجا تموم میشه ، بعد یهو یجا یک انرژی بدست میاره وعمرش زیاد میشه ، منم دقیقا تو همین وضع بودم (:]

گوش کردن توانایی  منو توی نوشتن و خوندن خیلی بالا برد ، به قول یکی از دوستان درک مطلبم (: تقویت کرد اما توی توانایی ارتباط برقرار کردنم بشدت هنوز ضعیفم .

اصولا برای یاد گرفتن زبان شنیدت و حرف زدن از هرچیزی مهم تر و واجبتره ، چیزی که توی مدارس ما اصلا وجود نداره و همونیم که وجود داره جدیدا دارن حذفش میکنن (:  : این بیشتر شکل یه جوک بانمک میمونه تا خبر واقعی اما گویا داره اتفاق میفته .

توصیه من به شما :

قبل از اینکه بخواین بنویسین حتما ترستون از حرف زدن از بین ببرین . برای یاد گرفتن یک زبان جدید باید مثل یک کودک که تازه میخواد حرف زدن و یاد بگیره اول باید خوب بشنوید و بعد جرف بزنید ، حتی اگه نتونین چیزی که میگین بنویسین و یاد معنی تک تک کلماتی که به کار می برین بدونین.

در یاد گرفتن زبان شما باید به دو جنگ برین ، جنگ اول ، جنگ با ذهن شماست باید کلمات و انقدر تکرار کنین که به قول قدیمی ها بشه ملکه ذهنتون ، این امر با تقویت قدرت شنیداریتون ایجاد میشه و جنگ دوم ، جنگ با ترس شماست که بتونین کلماتی که توی ذهنتونه به زبون بیارین ، این امر هم با تقویت توانایی صحبت کردن بوجود میاد و تقویت میشه .

لینکستان

بعد از تاخیر نسبتا طولانی ،آخرین  لینکستان این بار شروع میکنم ،در آخرین روز سال ، خاص این ایام که رنگ و بوی عید هم به خودش گرفته .

قبل از شروع لینکستان :لینک این ماه به خاطر خستگی زیاد ناشی از این روزها بشدت خسته شده (: و به این شکل در اومده .

لینک های شخصی :

پیام قربانپور یکی دیگه دوستانم هستش که به تازگی شروع کرده به وبلاگ نویسی . از هنر و کامپیوتر میگه اما به سبک خودش ، اگه دنبال چیزه جدیدی میگردین که بهتون ایده  بده یسری حتما به وبلاگش بزنید.

لینک های عمومی :

اگه برنامه سفر رفتن دارین ویکی سفر برای جمع آوری اطلاعات در قدم اول میتونه گزینه خوبی باشه ، در ضمن میتونید اونو ویرایش کنید و یا بهش اطلاعات جدید هم اضافه کنید تا منبع مطمئن تری بشه برای همه .

منابع داخلی :

این روزها همه حداقل یکبار از اسنپ استفاده کردن ، اینبار اسنپ پاشو یک قدم جلوتر گذاشته و اسنپ تریپ که یک پکیج آماده از رزرو جا تا رزرو اتاق هتل رو معرفی کرده در کنار اینکه میتوین از سرویس های دیگه اسنپ مثل اسنپ فود و سرویس تاکسی اسنپ هم استفاده کنید .

منابع خارجی :

اگر هم میخواین به سفر خارجی برین و احتمالا یکی از مشکلاتتون اینه که درگیر گرفتن ویزا هستین ، وبسایت visadb کشور های مختلف و با استفاده از چند پارامتر مثل ویزا داشتن یا نداشتن ،هزینه خورد و خوراک ، حمل و نقل و … در مقایسه با کشور مبدا براتون دسته بندی کرده .

استارت آپ ها :

اگر هم به دنبال سفر ارزون میگردین و یا نگران پیدا کردن جا توی این روزهای بشدت شلوغ هستین ، اتاقک به کمک شما اومده تا بتونین جای مناسبی با هزینه مناسب پیدا کنید .

اختصاصی این ماه :

اختصاصی این ماه مربوط میشه به اپلیکیشن پیاده ، برنامه خاص و ویژه نوروز که مینونید با کمک اون شهری که درش زندگی میکنید بهتر بشناسید ، یه عالمه تجریه جدید بدست بیارید و کلی دوست جدید دست پا کنید با کمک اون ، بدون اینکه بخواین هزینه ای انجام بدین .

پیشنهاد فیلم :

هوش مصنوعی اثر استیون اسپیلبرگ

پیشنهاد موسیقی :

قطعه Storm  از آلبوم سال ۲۰۰۶ یانی

سال نو ، چالش های نو

در روزهای آخر سال قبل مطلبی نوشتم با عنوان چالش کتاب خوانی من که قرار گذاشته بودم با خودم به جای خرید کتاب های جدید ، سال نو رو به تموم کردن کتاب های نا تموم قبلیم بگذرونم .

امسال به مناسبت سال نو جرات پیدا کردم تا عملکردم و به چالش بکشم و ببینم چیکار کردم .

قرار شده بود که به جای خرید کتاب جدید ، از جدول بلند بالای کتاب های نصفم کم کنم ، که به دلایل مختلف نمی تونم بگم کاملا انجام شد . در اصل فقط میتونم بگم که تا حدودی انجام دادم ولی چیزی نبود که قابل پذیرش باشه برام .

باید اعتراف کنم که تقریبا هم فراموشش کرده بودم  به دلایل مختلف که هرکدومش میشه یک توجیح برای انجام ندادن ، تا اینکه جایی خوندم  که شخصی مثل بیل گیتس سالی ۵۰ جلد کتاب میخونه . فارغ از اینکه این واقعا درست باشه یا نه ، برام خیلی سخت بود که چرا من نتونستم به میانگین مد نظرم برسم ، و اینطور شد که دوباره به یاد چالش قبلیم افتادم .

[سال نو ، چالش های نو]

امسال در کنار چالش کتاب خوانی که قرار تمدید بشه ، میخوام دست روی چند نکته بزارم که در ابتدا به عنوان یک شهروند و بعد از اون عضویی از جامعه برای هممون لازمه .

چالش اول که به جدیت میخوام پیگیر اون باشم استفاده درست از منابع شهری . جدا از خیلی مسائل که جنبه های سیاسی یا اقتصادی میتونه داشته باشه ، شهر ما دارای یکسری منابعی که از اونها برای تصحیل در زندگی استفاده میکنیم  ، مثلا مترو  و پله برقی هاش.

همه ما در طول سال هم که شده برای یک بار از پله برقی داخل مترو استفاده می کنیم ، تا حالا شده که براتون نحوه ایستادن روی این پله برقی ها جلب توجه کنه ؟ ایستادن در سمت راست و جا خالی کردن برای کسانی که عجله دارن چیزه جدیدی نیست[از سمت راست برانید ] اما کسی این قسمت بهش اهمیت نمیده .

چالش دوم برای من  تقریبا خیلی سخته اما میخوام که حتما اجراییش کنم و اون تمرین نحوه درست رانندگی کردنه .همونطور که قبل تر هم گفتم رعایت نوبت تقدم چیزی که ما خیلی کم بهش اهمیت میدیم  و این دلیل خیلی از عصبانیت ها و به طبع اون رویداد های تلخ بعد از اونه .امسال تا جایی که امکان داره باید این رعایت نوبت توی رانندگی و بهش عمل کنم .

چالش سوم مدیریت استفاده از شبکه های اجتماعی : شبکه اجتماعی به معنی دقیقتر تلگرام و اینستاگرام که ما در ایران بدون نیاز به فیلترینگ میتونیم ازشون استفاده کنیم منظورمه .

این روزها تقریبا کارکرد و مفهوم استفاده از این دوتا ابزار به کلی تو جامعه ما داره تغییر می کنه برای اینستاگرام که داره رسما تبدیل میشه به محلی برای تبلیغ محصولات و یا خدمات مختلف و تلگرام هم بیشتر از اینکه جنبه ارتباطی داشته باشه داره به سمت سرگرم محور بودن میره .

برای اولی نمیگم که بده اما قرار نیست به این شدت باشه ، قرار من کاربر توی اینستاگرام عکس هایی که دوستشون دارم با اصرافیانم به اشتراک بزارم و برای تلگرام هم قرار که با کم کردن هزینه های من روش ارتباطی راحت تری بهم بده نه اینکه بشه تنها منبع سرگرمیم برای اوقات بیکاری .[ درباره این مورد باز مفصل می نویسم بعدا ] چالش جدیدم میشه کنترل میزان وابستگیم به این دو ابزار .

چالش چهارم  : برابری ، خاص روزهای اول ماه مارس که گذشت اتفاقاتی افتاد که نمیشه بی اعتنا به اونها موند .  یادم شعار انتخاباتی دور اول ریاست جمهوری باراک اوباما این بود :

Change , We Need

تغییر ، نیاز داریم

امروز به جایی رسیدیم که همون شعار یجورایی لازمه جامعه امروز ماست اگه میخوایم پیشرفت کنیم . یجورایی تقطه تعیین سرنوشت ماست .

من نمیتونم بگم که کاری میکنم که همه مشکلات ما در رابطه با مفهوم برابری یک شبه حل میشه اما به عنوان شخصی که عضویی از این جامعه است ، تلاشمو در ابعاد زندگی خودم میکنم ، چون معتقدم نقطه شروع هر تغییری از کوچکترین بعد یا همون شخص خودمونه .