لانتوری

دیروز اختتامیه فستیوال فیلم فجر بود ، توی تب و تاب سینمایی این روزا انتخاب یک فیلم
شاید که نه قطعا کاره سختیه ، اما در تعطیلات آخر هفته تماشای یک فیلم یکی از بهترین گزینه هاست .

لانتوری

بعد از یکسال از اکران فیلم لانتوری بالاخره تصمیم به تماشای اون گرفتم فیلمی که اصلا با
ذائقه فیلمی من اصلا سازگاری نداره .
لانتوری فیلمی با اسم عجیب و بازیگرانی که گریمای عجیب تری دارن .
داستان لانتوری یک داستان بروزه از معضلات جامعه ماست اسید پاشی .
داستان از یک عشق شروع میشه که به انتقام و بخشش ختم میشه ، کلیت داستان یک کلیت تکراری توی سینمای ما اما در یک قالب جدید با موضوعی جدید به تصور کشیده شده . از نظر نقادانه فیلمی بود که انتهای اون از دیدنش پشیمون نمیشید .

لانتوری فیلمیه که در عین ناامیدی به خاطر داستان مریم بسیار هم امید بخشه به خاطر بخشش مریم ، بخشش و امید مفاهیمی هستند که کمتر دیده میشن توی سینمای ما اینبار به موقع و بایک داستان پردازی مناسب در زمانی مناسب به جامعه تزریق شدند .

تبریک ، تقبیح ، نظر و پیشنهاد

        • دو تبرک به رضا درمیشیان بابت فیلمی که ساخته ؛  تبریک اول درباره فیلم ، دو روایت در یک قاب که به موازات هم پیش میرن و بیننده رو خسته نمیکنه در عوض کاملا با داستان فیلم درگیر میشه ،تبریک دوم  به خاطر زمان سنجی به موقع در ساخت  و روایت نکاتی که تا الان کمتر دیده شدن
        • تبریک به نوید محمد زاده و مریم پالیزبان به خاطر بازی بینظریشون توی فیلم
        • تقبیح از این جهت که خراب کردن آینده هر فرد در هر دین و مسلکی گناه نا بخشودنی که امیدوارم روز به روز کمتر دیده بشه .
        • در جایی از فیلم خانوم وکیل میگه این فیلم داستان مریم و بخشش لانتوری اسم خوبی برای فیلم نیست که حق داره .

فیلم لانتوری با اینکه تقریبا به موقع ساخته و پخش شد اما دوتا ایراد هم بهش وارده ،اینکه لزوما خشونت علیه زنان در جوامعی مثل ما دلیلش فقط بحث عاطفی نیست که ایکاش این نیز توی فیلم گونجونده میشد .

شاید نباید گفت که  در قالب یک فیلم ۱۰۰ دقیقه ای امکان اضافه کردن بحث آموزش نیست  حالا که سینمای ما داره پوست میندازه و به سمت و سویی میره که معضلات جامعه رو دستمایه ساخت یک فیلم میده خودش دست به کار بشه و آموزش هم بده نه فقط بخشش اینکه اگر در مسیری به بن بست خوردید نباید دست به کاری بزنید که هیچ راه برگشتی نداره بلکه تغییری توی مسیر خیلی ها داده بشه .

بیشتر :

موارد بیشتر در اینجا و اینجا و اینجا میتونید مشاهده کنید .

 

“یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!”

یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!

از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شده تا قانون منع ورود اتباع ۷ کشور به خاک آمریکا امضا کرده اتفاقات ریز و درشتی زیادی پیش اومده که این مرد نارنجی پوست تبدیل شده به یکی از جذاب ترین سوژه های خبری دنیا .

این بار هم ترامپ و دولتش خودشو سوژه خبری کردند که هم کمی با مزه و هم قابل تامل به حساب میاد.

یا رمز عبور اینترنتی‌ات را بده، یا به سلامت!

خبری که منتشر شده به شکله که : “کسانی که درخواست ویزای آمریکا می‌کنند یا قصد ورود به خاک این کشور را دارند، از این پس احتمالا با این پرسش روبرو خواهند شد: “از کدام وبسایت‌ها بازدید می‌کنید؟ رمز عبورتان را بدهید.”

به گفته جان کلی وزیر امنیت داخلی امریکا  :

مطالبه رمز عبور تنها یک ایده است و هنوز به صورت قانون رسمی در نیامده است. با این حال او تأکید کرده است که نهادهای مربوطه در دولت ترامپ “مشغول تأمل در مورد گسترش بررسی‌ها یا افزودن تأییدیه‌های بیشتر” هستند، حتی اگر این بررسی به طولانی شدن روند رسیدگی به درخواست رودادید ورود منجر شود.

به گفته جان کلی تقاضا برای افشای رمز عبور می‌تواند به منزله بخشی از بررسی‌ها در مورد مسافران باشد تا بدین وسیله بتوان در برابر تهدید احتمالی واکنش درخور نشان داد. این مسافران آنگونه که از گفته‌های وزیر امنیت داخلی آمریکا برمی‌آید، شهروندان هفت کشوری هستند که دستور مهاجرتی دونالد ترامپ شامل حال‌شان می‌شود،به گفته جان کلی چنانچه این افراد واقعا قصد ورود به آمریکا و بازدید از این کشور را داشته باشند، “همکاری خواهند کرد، اگر هم نکنند، به سلامت! نفر بعدی!”

رمز عبورتان را بدهید

:

اگر این ایده به تایید نهایی و تصویب برسه میتونه یک معنی داشته باشه و اونم اینکه اگر میخواین به آمریکا سفر کنید جدا از تمامی موارد قبلی باید مواظب تفکرات دوستانتون هم باشید که یکوقت خلاف سیاست های امریکا نباشه (:

اما جدا از طنز قضیه این نکته مهمیه که چحور افرادی میتونن وارد خاک امریکا بشن و از طرفی ایا دولت آمریکا این ضمانت میده که فقط در صورت بروز خطر به بررسی صفحات اجتماعی میپردازه .

نکته ای که هست اینکه لزوما بسیاری از مردم اطلاعات واقعی خودشونو وارد نمیکنن و این یعنی کسی که بخواد فعالیت ترورستی بکنه با یک تغییر قیافه خیلی راحت میتونه به هدفش برسه

سوالی که پیش میاد این سازوکار بر چه مبنایی قرار جلوی اتفاقی یگیره زمانی که خودش از اساس نقاط ضعف زیادی داره .


پ ن : هادی دات نت یک وبلاگ خبری نیست اما ازونجایی که بعضی از اخبار هم به هم نوشته های من مربوط میشه اونهارو هم به نوشته هام اضافه میکنم .

نوشته های مرتبط : چرا هرکول پوآرو را دوست دارم ؟

منبع خبر :از مسافران آمریکا ممکن است رمز عبور رسانه های جمعی شان خواسته شود

 

تهرانگرد ، بی نظمی ، ۹۵ غمگین

بعد از مدتها اتفاقی باعث شد تا تهرانگرد و دوباره زندش کنم . امسال میشه گفت
که یکی از تلخ ترین سال هایی بود که ازش گذشتیم ، مرگ چند آتش نشان قهرمان
و کلی رخداد دیگه که همه مارو عزادار کرد . اما دلیلی که باعث شده مطلب امشبمو بنویسم مرگ اون افراد نبود بلکه دلیلی کاملا متفاوت اما مرتبط با قضیه داره .
همه زیاد شنیدیم ، گفتیم و دیدیم که :

تهران شهر شلوغ و پر دودیه – به هر مناسبت با دلیل و بی دلیلی مدرسه ها رو تعطیل میکنیم برا آلودگی انگار که مابقی افراد بیمار نمیشن طوری که همون بچه مدرسه هایی هم که تعطیل کردیم خونه بند نمیشن – هر سال سیمنار نیست که برگزار نمیکنیم که چطور آلودگی هوای تهران و کاهش بدیم و …

چند شب پیش به دلایلی تصمیم گرفتم که همراه خانوادم از محل سکونتم تا شمال تهران بریم مسیری که بنا به حکمیت نقشه گوگل باید نیم الی یک ساعت با استفاده از خودروی شخصی طول بکشه اما نزدیک به ۴ ساعت طول کشید .

چرا ؟

دلیلش کاملا واضحه : چون مدیریت شهری کاملا بی نظمه البته از حق نگذریم بخشی از این بی نظمی مقصرش خود ما هم هستیم که حل این معظل جزو مطالباتمون قرار نمیدیم

بیاید به قضیه از جنبه ای دیگه نگاه کنیم ؛ توی یک خانواده وقتی رئیس خانواده یعنی پدر خانواده ابتلا به بیماری اعتیاد داشته باشه قطعا روی فرزندانش هم اثر خودشو میزاره حتی اگر خوده پدر این اتفاق و نخواد .

هر سال به مناسب های مختلف تبلیغات تلویوزیون خراب میشه روی افکار بیننده ها که چرا ماشین تک سرنشین میارید بیرون هوارو آلوده میکنید . یا کلی بازیگر میاریم تلویزیون که بگن که هوای تهران آلودس و خیلی چیزای دیگه که مدلاشو زیاد دیدیم.

جالب قضیه اینجاست که هر کدوم از ارگانهایی که باید راهی واسه حل این مشکل پیدا کنند از اصل چهارگانه استفاده میکنند :
وقتی مشکل تازه شروع شده هنوز جدی نیست ، میگن ؛

اصن مگه مشکل داریم ؟

بعد که شروع به گسترش کرد ، اعلام میکنن؛

ما هم چیزایی شنیدیم ، اما باید بیشتر بررسی کنیم .

وقتی قضیه جدی شد ،میگن ؛

بررسی کردیم فهمیدیم مشکل وجود داره ، داریم دنبال راه حل میگردیم .

وقتی که کار از کار گذشت ، میگن ؛

حیف که کار از کار گذشت اما برنامه ریزی میکنیم که در آینده دیگه پیش نیاد .

خلاصه که همیشه وضع به همین روال میگذره اما هیچکس انگار علاقه ای به حل معضلات تهران یکبار برای همیشه نداره .

صورت مسئله :

تهران جدا از مسائل دیگش دوتا معضل اصلی داره ؛ ترافیک و آلودگی هوا که باید یکبار برای همیشه حل بشه .

راه حل :

راه حل این دوتا ساده تر از اونی که فکرشو میکنیم . چرا تهرانی که ۱۲ میلیون جمعیت ثابت و ۲ میلیون جمعیت متغیر داره نباید پارکینگ طبقاتی به اندازه نیاز داشته باشه . خیلی از خیابون های تهران بافت شهریش مربوط به دوران قبل از انقلاب ، خیابونی که چهار باند داره رو میایم دو طرفه میکنیم ، مشکلی نیس بعد تو همون خیابون دوباند هم میره برای پارک خودرو های ساکنین ، میمونه دو باند اونوقت اینطوری میشه که ترافیک بوجود میاد و در نتیجه آلودگی هوا به دنبالش ایجاد میشه .

درصورتی که با ایجاد یه پارکینگ طبقاتی هم مشکل ترافیک خیلی از خیابون های تهران حل میشه ، هم کارگاه های تولیدی فعال میشن و هم تعدادی افراد میرین سره کار این یعنی با یک تیر ، سه نشون میزنیم .

اینطوری دیگه لازم نیست توی شعارهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس ، شورای شهر … کاندیداها بگن شهر تهران افسردس ما انتخاب شیم شهر شاد میشه .

حالا بماند که نصف دیگه از معضلات شهر تهران به خاطر عدم آینده نگری و یا نخواستن توجه به آینده شهر تهران پدید میاد ، بعد همه مشکلات به خاطر عدم همبستگی مردم برای طلب به حق نیازمندی های طبیعیشون میفته توی زمین اونها .

اینجاست که مثال معروف” گنه کرد در بلخ روزی آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری “ پیش میاد . وسایل حمل و نقل عمومی کمه اما مشکل ترافیک به خاطر مردمه .

نمیدونم چرا ما یاد گرفتیم که به جای حل درست مسئله صورت مسئله رو اونطور که میخوایم عوضش میکنیم .