چالش کتاب خوانی من

این هفته با توجه به تقویم هفته کتابخوانی نام گزاری شده.
اینبار تصمیم گرفتم برای یک سال آینده تغییری توی روش کتاب خوندنم بدم برای همین برای خودم چالشی تعریف میکنم.

چالش کتاب خوانی من :

قطعا همه ما توی خونه هامون کتاب خونه ای داریم که انواع کتابای ریز درشت توش فراوانه .
از این به بعد تصمیم گرفتم که بازنگری توی کتاب خونم بکنم و کتابایی که نصفه ولشون کردم تکمیل کنم .
نمیدونم چرا نصفه ، برای هرکدومش دلیل های مختلفی دارم .
از اینکه از نثر کتاب خوشم نیومد تا اینکه از کتاب خسته شدم با حتی به دلیلی مجبور شدم بزارم کتابمو کنار .
بالاخره همش که نباید از بقیه نقد کرد لازمه که وقتایی آدم خودشو نقد کنه . ماله من اینطوریه (:
حالا از همین امروز میخوام از نو شروع کنم . کتابایی که به هر دلیل نصفه موندرو تموم کنم .

اصولا تنوع کتاب خونی من بیشتر روی رمان میگشت این چند سال اما دوباره دارم به تنوع کتابام اضافه میکنم .

پس از این به بعد تا یک سال به جز روال عادی همیشگیم برای کتاب خوندن چالش تکمیل کتابای نصفمو شروع میکنم .
میخوام بدونم که امکانش هست ظرف مدت یکسال همرو تموم کنم ؟


از حالا تا بکسال آینده چالش کتاب خوانی من به کتاب خونه اضافه میشه . شاید جالب باشه که بعد از یکسال بدونم که چقدر این چالش توی افزایش میزان کتاب خوندم کمک کرده .

جدا از افزایش میزان کتاب خوندم  این سوالم دارم که این امکان هست : که این چالش کتاب خوانی روی نوع نگاهم به کتاب تاثیر میزاره یا نه ؟

اندر احوالات نمایشگاه مطبوعات

  1. نمایشگاه رفتن در ایران بصورت کلی و مرسوم تر با نمایشگاه کتاب شناخته میشه . نمایشگاهی که قاعدتا باید کمک زیادی به افزایش سرانه مطالعه بکنه اما هیچ وقت هیچ اتفاقی نمیفته .

چرایی اینکه چرا هیچ اتفاقی نمیفته تبدیل شده به داستان هزار یک شب با دلایلی که داره ، اما من قرار نیست به این سوال جواب بدم چون در مقامی نیستم که جوابی براش داسته باشم اما چون هفته ای که گذشت نمایشگاه مطبوعات بود نقد هایی داشتم به این ماجرا که بد ندیدم اینجا مطرحشون کنم .

درباره نمایشگاه کتاب یکی از عمده ترین نقد هایی که به این نمایشگاه واره اینه که در یکی از بدترین زمان های ممکن برگزار میشه ، دقیقا در فصل امتحانات .

اما اندر احوالات نمایشگاه مطبوعات ، از دید کلی نمایشگاه موقعیتی مناسب برای ارتباط نزدیک مطبوعات با مردم برای افزابش آکاهی مردمه . اما چنتا نکته وجود داره که همیشه کمه :

  • اول اینکه توی نمایشگاه هیچ دسته بندی مناسبی برای نوع مطبوعات وجود نداره برای مثال غرفه مطبوعات علمی همیشه پراکندن که خیلی وقتا این امر باعث عدم ارتباط درست و سردگمی میشه ( برای مثال بنا به دیده های شاهدین عینی غرفه مجله دانشمند امسال کنار مطبوعات مراکز استان ها بوده که خیلی از خواننده ها به سختی پیداش میکردن )
  • جای خالی بحث های انتقادی داغ توی نمایشگاه همیشه خالیه ، حضور کسایی که برای مردم شناخته شدن باعث جذب مخاطب میشه . یکی از عمده ترین دلایل پیشرفت توی رسانه های خارجی استفاده از همین تکنیک ، اینکه کسی که شناخته شدست درجای درستش استفاده بشه تا مخاطب بیشتری جذبشن .
  • شاید اصلی ترین نقد به این نمایشگاه عدم حضور کسی به اسم تحلیلگره کسی که مطالب روزه بتونه به ساده ترین نوع ممکن توضیح بده چرا های مختلف حل کنه ، و همچنین کسی که نقد بکنه ، نقدی که اصولی باشه ( فکر میکنم اگر قرار باشه فرهنگ انتقاد پذیری توی ما بالا بره جاش توی همین نمایشگاست ) و مسئولان بهش جواب بدن .
  • یکی دیگه از نقدایی که وجود داره اندر احوالات نمایشگاه مطبوعات ، اینه که باید قبول کنیم که رسانه های ما در جاهایی ضعف دارن مثلا اینکه ما به مردممون اینو یاد ندادیم که تو هر نمایشگاهی نباید دنبال اشانتیون بگردیم . رسانه وظیفش آگاهی بخشی ، پیگیری خواست های عمومی پس اینکه دنبال چیز مجانی باشیم وقت تلف کردنه .
  • از طرفی قبول دارم که هزینه های تهیه و تولید و چاپ این روزا خیلی رفته بالا اما اگر قرار باشه جنسی فروخته بشه باید به فکر خریدارم بود .
  • همیشه بعد از کلی گشتن توی نمایشگاه چیزی که از اوجبه واجباته  (: جای نشستنه چیزی که همیشه نایابه داخل نمایشگاه های ما

در هر حال نمایشگاه امسال هم با تمام خوب و بدی هاش تموم شد ، مهم اینه که از امسال درس بگیریم برای سال بعد .


پ ن:

مطالب مرتبط :

رویداد های جذاب علم

از تخیل تا واقعیت : داستان هایابوسا

 

 

ترافیکنامه

دیروز بارون در تهران بارید . بارونی حسابی که ریه های گرفته شهر مارو بهش بعد از مدت ها ارامشی داد. با چرخی توی فضاهای مجازی به دو دسته پیام منتشر شد رو به رو میشید که یا از بارون مینالن یا عاشقانه باهاش حرف میزنن .

به همین مناسبت این شعر از جلال رفیع که در وبلاگ از طنز منتشر شده بازنشر میکنم که مرحمی باشه به اوضاع احوال این روزهامون با اینکه به شخصه بسیار به پاییز علاقمندم  (:


چنين گفت فردوسي پاكزاد
ـ كه رحمت بر آن پاك تنديس  باد!ـ

بسي رنج بردم در اين سال سي
زدودِ تريلي،‌دَمِ تاكسي!

نديدم من از دهر غير از ستم

 نخوردم در اين شهر، جز دود و دم

به «ميدان فردوسي» و «لاله‌زار»
دگر «شاهنامه» نيايد به كار

در اين شهر آشفته بدسرشت،

 «ترافيكنامه» ببايد نوشت!
*‌*‌*‌
سحر چون برآيد بلند آفتاب ،
كند چرخِ گردنده پا در در ركاب

بسي لشكر از وانت و كاميون
فرستد مرا بر سر، اين چرخِ دون

اتوبوس و پيكان و بنز و ژيان
همه گردِ ميدان و من در ميان

به پا گشته هنگامه رستخيز
به هر سو كسان اند در جستخيز

شده محشرِ شير هر جا عيان
خيابان، خرابان شده بي‌گمان

تو گويي به هر سو، پياده سوار
گرفته مرا دامن از هر كنار

بسي لشكر از آدم و آهنم
زده چنگ بر زير پيراهنم

ز آدم، ز آهن، ز ريز و درشت
يكي پشتِ زين و يكي زين به پشت

به ميدان فردوسي از چارسوي
مرا گوش بخراشد اينهاي و هوي

چه گويم، چه پیش آيد از چرخِ دون
مرا بر سر اكنون در اين آزمون

سپاهِ ترافيك، بين صف به صف
به ميدانِ فردوسي از هر طرف

تو گويي كه اكنون به آوردگاه
فرستاده لشكر، «ترافيك شاه»

زهر سو سپاهي رسد فوج فوج
چو دريا كه آرد به هر موج موج

يكي لشكر از «توپخانه»  روان
به ميدان فردوسي و بعد از آن

خروشان و غراّن و شيپورزن
سپاهِ گرانِ «سپهبد قَرَن»

زپيكان و پاترول، ژيان و رنو
زبنز و ز نيسان و گلف و پژو

«ز سُم ّستوران در آن پهن دشت
زمين شد شش و آسمان گشت هشت»

بسي لشكر اينجا است اندر برم
مگر بنده سرتيپ و سرلشكرم؟!

زسعدي و حافظ به صد پيچ و تاب
بدين سو روان لشكرِ بي حساب!

زبالا و پايين و از غرب و شرق
همي آمد و رفت، چون باد و برق

روان لشكري از اتوبوس شد
هجوم آور از «تخت طاووس» شد!

تريلي ز «فوزيه» آمد چو ديو
كه از مرد و از زن برآمد غريو

چه گويم چه ها آيد از چرخِ پير
مرا بر سر اكنون در اين هيرو وير

چو همسايه‌ام با وزيرِ «صنا
يع»اش گرچه شد تا حدودي جدا

بگوييد از قول من با وزير
كه همسايه گويد چنين يا وزير

ترافيكِ سنگين، خودش نعمت است
ز سنگين صنايع، يكي صنعت است

دمي كار بگذار و پايين بيا
زماشين به پايينِ ماشين بيا

بيا، پيش‌تر آي، اينجا است صف
ببين محشر شير از هر طرف

اتوبوس، چون مرغ، قدقدكنان
زن و مرد چون جوجه سويش دوان

تو گويي كه اينان، كيان در كيان
همي زاده اند از ترافيكيان

تو گويي كه تاريخ  تاريك بود
بشر از تبار ترافيك بود

فغان زينهمه پاترول، ماترول
امان زينهمه بنزِ بي كنترل

زبار ترافيك، ميدان، خميد
«پل چوبي» و «پيچ شمران» خميد

نيايد دگر از زبان قلم
كه شرح ترافيكِ تهران دهم!

حكيمم، ابوالقاسمم، طوسي‌ام
اگرچه به «ميدان فردوسي»ام

رویداد های جذاب علم

نوشتن از رویدادهای جذاب علمی خاص بنظرم یکی از انتقادی ترین روش ها برای تغییر در یک ساختار ، این قسمت که از این به بعد شروعش میکنم به مواردی اشاره میکنه که پتانسیل خاصی و اینکه میشه درآمد های فراوانی از  بدست آورد براش وجود داره اما به دلایل مختلف که میشه ازش داستان هزار یک شب درآورد کسی به اون توجهی نمیکنه .

  • برای اولین خبر طرفداران فوتبال آلمان ، این هفته تیم بایرن مونیخ در مقابل حریفش تیم هوفنهایم در بوندسلیگای آلمان از پیراهنی استفاده میکنه که تماما از بازیافت  زباله های پیدا شده در اقیانوس ساخته شده . هدف از این کار آگاهی رسانی درباره اهمیت محافظت از اقیانوس هاست .

screenshot-from-2016-11-06-09-53-14

    • بانک انگلستان اعلام کرد که از سال آینده میلادی اسکناس هایی تولید و راهی بازار میکنه که از جنس پلیمر هستند.  در این گزارش اومده که تمامی اصول امنیتی در این اسکناس ها رعایت شده .همچنین این اسکناس ها در مقابل آب نیز از بین نمیروند . این اسکناس ها در مرحله اول از مارس ۲۰۱۷ با اسکناس ۵ پوندی در تابستان ۲۰۱۷  اسکناس ۱۰ پوندی و تا سال ۲۰۲۰ اسکناس ۲۰ پوندی نیز به به این چرخه اضافه میشه و همچنین تا سال ۲۰۲۰ پول های کاغذی کاملا از چرخه خارج میشن.

160603


توضیحات من : استفاده یک تیم ورزشی توی آلمان از پیراهن هایی از جنس پلاستیک شایدم اتفاق خیلی مهمی برای ما در ایران نباشه اما از اونجایی که ما در ایران از چرخه از بالا به پایین توی مدیریت هامون استفاده میکنیم ، بد ندیدم که به نکاتی اشاره بکنم.

اصولا رسانه حوصله سر بر ما (: فرهنگ سازی از پایین به بالا معرفی میکنه در صورتی که نه فقط ما  حتی جامعه جهانی ، جامعه ای از بالا به پایین این یعنی برای اینکه خیلی از مشکلات حل بشه باید آموزش دید اما این آموزش باید از بالا داده بشه مثلا سازمانی مثل محیط زیست اول از همه برای کارمنداش سرویس بزاره بعد بیاد بگه که مردم از حمل و نقل عمومی استفاده کنید .

این مسئله حتی به اسکناس که کالایی برای گذران زندگی هم به حساب میاد وارد شده و اقتصاد تحت تاثیر خودش قرار داده . نمونش همین اسکناس هاست . جالب که بدونید این کار قبلا استرالیا ، رومانی و کانادا هم از جمله کشورهایی هستند که این کار  انجام دادن .

طبق روال قبل که همیشه گفتم ؛ اگر قرار باشه اتفاقی بیفته باید اول از همه خواست همگانی باشه . درسته که ممکن با خوندن این جمله فکر کنید حالا که چی ، این یه جمله کاملا شعار گونس . نه کاملا هم بلعکس اگر خواست همگانی وجود داشته باشه خیلی از مشکلات جامعه ما حل میشه . برای مثال توی بحث محیط زیست ( اینکه هرچند وقت یکبار میشنویم مدیریت  زباله های شهری تبدیل به مشکل شده ) اگر فکر اساسی یکبار برای همیشه براشون بشه و  اگر این خواست همگانی وجود داشته باشه تامدیران مجبور بشن اصلاحاتی بوجود بیارن از همین اصلاحات افراد زیادی سرکار میرن . کمک زیادی به چرخه اقتصاد میشه و مهمتر از همه جامعه از حالت رکودش خارج میشه .


پ ن : رویداد های جذاب علم << قسمت اول>>

پ ن : تصمیم گرفتم که هرچند وقت یبار چیزی مثل خبرنامه داشته باشم و درونش از اتفاقات علمی و جذابی که اتفاق افتاده حرف بزنم .

پ ن : این بخش لزوما خبرنامه درباره تکنولوژی های روز نیست بلکه فقط رویداد هایی که از نظر من جذاب بودند به صورت کاملا انتخابی باز نشر میشوند .