استفان هاوکینگ،تئوری های بزرگ ، اما اشتباه میکنید !

استفان هافکینگ ، تئوری های بزرگ ، اما اشتباه میکنید !
استفان هافکینگ ، تئوری های بزرگ ، اما اشتباه میکنید !

دوشنبه ۲۸ نوامبر ، پاپ فرانسیس در دیداری که با استفان هاوکینگ و اعضای آکادمی علوم انگلستان در واتیکان داشت درباره علوم و توسعه پایدار صحبت کردند .

این دیدار از اونجایی اهمیت داره که استفان هاوکینگ معتقد به عدم وجود خداست و به مرکز توسعه دین مسحیت وارد شده . مدل این دیدار ها قبلا هم مابین پاپ های گذشته در واتیکان اتفاق افتاده که بیشتر به بحث درباره اعتقادات استفان هاوکینگ گذشته ، اما این دیدار از جنسی متفاوت بوده .

بعد از انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری امریکا  پس لرزه های زیادی اتفاق افتاده ، یکی از اونها این بود که ترامپ در تبلغات انتخاباتش وعده داده بود که درصورت رای آوردن از قرار داد پاریس خارج میشه ( قرار دادی که کشور های دنیا موظف میکرد تا مصرف سوخت های فسیلی به ۴۰ درصد برسونند) .

حالا این بار نوبت پاپ فرانسیس که سمپوزیمی ۴ روزه برگزار میکنه تا در اون درباره تغییرات آب و هوایی با استفان هاوفکینگ و دانشمندان به گفتگو بشینند .

 


چند نکته :

  • دیدار بین دکتر استفان هافکینگ و پاپ قبلا نیز اتفاق افتاده است ، اما این دیدار به بحث درباره نوع نگرش دکتر هاوکینگ نگذشته است .
  • سر تیتر این مطلب از نوشته ای که سه سال پیش منتشر شده انتخاب شده و فقط به دلیل جذابیت بازنشر شده است  .
  • فیلم این دیدار هم در اینجا میتونید مشاهده کنید .

منابع :

فدورا و من

fedora-kids

فدورا ۲۵ سه روز پیش منتشر شد . همونطور که از قبل هم گفتم بودم من شروع به امتحان
توزیع های مختلف کردم تا توزیع مورد علاقمو پیدا کنم . در مورد من
فدورا توزیعی بود که بهش علاقمند شدم .
من از فدورا ۲۴ شروع به استفاده از این توزیع کردم ، از حق نگذریم
اولش خیلی گیجم کرد چرا که با مشکلاتی روبرو مبشدم که اکثر اونها بخاطر
اطلاعات کمم ایجاد میشدن .
شاید بدیهی ترین موردی که برام پیش اومد ، این بود که درست با دستورات
توزیع های RPM بیس آشنا نبودم در نتیجه برای اینکه بتونم سیستم عاملمو
حداقل بروزرسانی کنم به مشکل برخوردم ، اما در نهایت راه حل مناسبش پیدا
شد. خوبی تجربه کار کردن با فدورا برای من این بود که فهمیدم نیاز های زیادی
برای اینکه تبدیل بشم به آدمی حرفه ای دارم .خوبیش این بود که تجربه ام از فدورا
با خسارت همراه نشد.

فدورا ۲۵

من فدورامو به ۲۵ بروزرسانی کردم اما به قول مرحوم ایرج میرزا

من بروزرسانی کردم اما شما نکنین

صبر کنید تا مدتی از انتشار بگذره توی بروزرسانی بعدی فدورا
به ۲۵ مهاجرت کنید ، اما چرا ؟
درحقیقت وقتی میخواستم به ۲۵ مهاجرت کنم نرم افزار ها و بسته های
مختلفی بر حسب نیاز روی فدورا ۲۴ داشتم . ویرچوال باکس یکی از همین
نرم افزار ها بود که موقع بروزرسانی باهاش یه یه مشکل خوردم .
درسته که مشکل تونستم حل کنم اما بعد از بروزرسانی متوجه شدم
یکی از نرم افزار هایی که زمان بروزرسانی پاک شده همین ویرچوال باکس بوده.
که البته علت این اتفاق قرار شده توی اولین بروزرسانی برای فدورا حل بشه.

فدورا و من

خوبی فدورا برای من این بود که علاقم به چالش های جدید روز به روز بیشتر کرد .

سفرنامه

سفر به غرب ۲ ، پاوه

توی سفر اخیرم به منطقه پاوه با خانواده ای همراه شدم که برنامه این سفر کاملا فشرده رو که قاعدتا باید سفری خسته کننده باشه تغییر دادسفر جاده ای
من توی این سفر با اتوبوس بسمت پاوه رفتم ، کسایی که منو میشناسن میدونن که من به سختی با کسی صمیمی میشم
و یا برام جلب توجه میکنه این سفرهم از این قاعده مستنثنی نبود برام اما این خانواده بامزه همه معادلات منو عوض کرد .اگه از جزییات بخوام بگم اینکه خب سفر با اتوبوس یعنی سفر با ۴۵ نفر ادمی که نمیشناسی و تا رسیدن به مقصد باید زمانی باهاشون به اشتراک بزاری ، حالا اگه نوع سفرتم سیاحتی باشه دیگه، واویلاست افراد مسنی که این مسافرتو خیلی حوصله سربرش میکنن.
اما از قضا صندلی من توی این سفر کنار خانواده ۶ نفری بود که این سفر کاملا برام جذاب کرد .یه مادر یه پدر یه دختر یه پسر بهمراه پسر عمو و مادر زن خانواده مد نظر منو تشکیل میدادند .مادر و پدر یه زوج جوونی بودن که احتمالا بیشتر ۸ سال از ازدواجشون نمی گذشت، چرا که بچه بزرگترشون دختر میگفت که امسال میره کلاس دوم ابتدایی .اوصولا میگن که شیرینی یک زندگی به داشتن بچس چیزی که باهاش مخالفم اما ان مورد واقعا استثنا بود .بیاید تصور کنید پسر بچه ۳ یا ۴ ساله کاملا شیطون بهمراه خواهرش که باید ۸ سالش باشه و پسرعموشون که فکر میکنم بیشتر از ۱۴ سال نداشت چجور وصله ناجوری میتونن باشن اونم تو سفری سیاحتی به منطقه غرب اما همین ناجور بودن بود که همه چیز بامزه میکرد.

تو هرخانوادهای اصولا بچه بزرگتر یجورایی موش آزمایشی برای پدر و مادر به حساب میاد که اشتباهاتشون و توی بچه های بعدی تکرار نکنن ، اما تو خانواده مد نظر من ویا بچه بزرگتر همین پسر عمو بود .
این پسرعمو اسمش جواد بود پسری که موهاشو تقریباً با نمره صفر زده اما تازه داره مو درمیاره مامور مراقبت از بچه هابود در طول سفر .
بنده خدا همه کاری میکرد مخصوصاً مراقبت از عضو کوچیکه خانواده حسین .
حسین پسری که از دیوار راست بالا میرفت ، از حق نگذریم ایده های کاملا خلاقانه ایم برای شیطنتاش داشت .
اما این آقا جواد قصه ما القاب جالبیم داشت ،

مثلا آق جواتی شوکلاتی ، آق جواتی خیلی لاتی (:
این جواد بنده خداهم گویا القابشو کاملا پذیرفته بود و خوششم میومد.
در طول سفر ۴ روزه ما از شهرای مختلفی عبور کردیم ، روز آخر به شهر پاوه رسیدیم . اگر “فیلم چ ” دیده باشید ، فیلم توی ستا لوکیشن مختلف توی شهر پاوه میگذره که از قضا برنامه ماهم توی همین ستا لوکیشن برگزار میشد .

قاعده مسافراتی سیاحتی رفتن به بازار هم هست .روبروی بازار چهارراهی بود و اونطرف چهارراه ادامه مسیری بود که میگفتن عراقی ها از این مسیر وارد شدن . جالبه قضیه این بود که درست روبروی بازار با تصویری روبروشدم که در نوع خودش جالب بود .
پاوه

رویایت را آزاد انتخاب کن .

عجب (:
توی هر سفری همیشه خرید سوغاتی از اوجب واجبات به حساب میاد اونم برای ما ایرانی ها . هر مسافرتی هم که خانوادگی باشه پدر خانواده با استفاده از نظرات همسرش برای سایر بستگانشون سوغاتی میخرن .خیلیام هستن که برای خودشون خرید میکنن .
اما نکته ای که این سفر داشت این بود که فهمیدم خرید برای خود آدم تا چه خد میتونه توی روحیه تاثیر گذار باشه . این آقا جواد بنده خدا توی بازار پاوه رفت خرید کنه ، سوغاتیاشو که برای خانوادش میخواست خرید اومد و سوار اتوبوس شد . یهو یادش اومد که برای خودشم خرید داره دقیقا توی دقیقه ۹۰ مثل همه ما ایرانی (: رفت خرید .
اوصولا سرک کشیدن توی قسمت های خصوصی زندگی هر آدمی اصلا کار درستی نیست اما وقتی که تاثیر گذار باشه توی روحیه نمیدونم میشه ازش گذشت با نه .
جواد در دقیقه ۹۰ رفت خرید و برگشت اما چیزی که برای خودش خریده بود اینقدر توی روحیش تاثیر داشت بطوری که پسری که توی سه روز قبل لب از لب باز نمیکرد تبدیل شد به آدمی اجتماعی .
تا حالا فکر کردین که لباس زیر تا چه حد میتونه روحیه بخش باشه ،اگه تاحالا به این موضوع فکر نکردین ب ادامه ماجرا توجه کنید (:
جواد اومد بالا ، عموش پرسید چی گرفتی ، جوادم دست کرد توی کیسه ای ک همراش بود شورتاشو درآورد نشون داد عمو اینارو خریدم (:
در ادامه مسیر تا تهران شروع کرد به تعریف کردن از این که چطوری شورتاشو خریده ، آقا من مسافرم ، تنهام ، پولم کمه شورتم ندارم این چنتارو میخوامو … خلاصه به هر ضرب و زوری خریده با خودش آورده بود .
این قضیه توی مسیر برگشت تبدیل شده بود به دستمایه ای برای شوخی .
جواد شورتت کو (: بین حاضرین توی اتوبوس که کسی همچین علاقه ای نداشت که بخواد بگه اما این دوتا بچه های عموش بودن که کلی با این قضیه حال میکردن ، دنبال این شورت میگشتن .
نکته اخلاقی که برای من داشت این بود که فهمیدم لباس زیر هم میتونه تا چه حد در تغییر روحیه آدما موثر باشه .


پ ن:این نوشته شامل دو بخش مجزا میشد که قسمت اول راجع به خود سفر و قسمت دوم اتفاقات بامزه توی سفر بود که به دلایلی از انتشار قسمت اول منصرف شدم ، اما شاید یروزی دوباره منتشرش کردم .

پ ن : عکس های این مجموعه رو توی قسمت اول قرار دادم که با اون منتشر میشه .

اخلاق دینی، اخلاق غیر دینی، جامعه ما

این مطلب از وبلاگ جادی بطور کامل باز نشر میکنم چرا که نکته هایی داره که بسیار قابل تفکر هستن .


آروین نوشته:

چون یکی‌ از انبار‌های آمازون نزدیک محل زندگی‌ ما تو پرینستون هستش ما شانس خیلی‌ زیادی داریم که خیلی‌ از خرید‌ها را در همان روز دریافت کنیم. همون Same Day Delivary.

مدتی پیش من یه لنز عکاسی پرتره سفارش دادم با محافظ که در مجموع میشد ۲۶۰ دلار و خواستم که همون روز به دستم برسه، خوشبختانه یا متاسفانه با یک روز تاخیر به دستم رسید، با آمازون تماس گرفتم و موضوع رو گفتم اول که کلی‌ عذر خواهی‌ کرد، بعدش از من پرسید که چه جوری می‌تونه جبران می‌کنه و بعد از کمی‌ بحث کّل خرید رو بهم هدیه داد و ظرف سه روز پول کّل رو به حسابم برگردوند و این تجربه باعث شد که من بیشتر و بیشتر به آمازون علاقه ماند بشم و تقریبا همه خرید هام رو از اونجا می‌کنم.

ازش اجازه گرفتم اینجا بنویسم که فروشگاه‌های ما ببینن و یاد بگیرن و البته خود آروین هم یادآوری کرده که:

داشتم به تفاوت خدمات پس از فروش آمریکا و ایران در ادامه داستان آمازون فکر می‌کردم گفتم شاید این نکته هم جالب باشه، یه اتفاقی‌ که بین بعضی‌ از دوستان هموطن اینجا هم وجود داره که یک خرید آنلاین ۵۰۰-۶۰۰ دلاری از فروشگاه‌هایی‌ که زیاد سخت گیر نیستن (مثل آمازون) انجام میدان، بعد درخواست ارسال با پست میدان و چون اکثرا روز‌ها سر کار هستن مامور پست بسته رو جلو در خونه میذاره، وقتی‌ بسته رسید به فروشگاه اطلاع میدان که چنین بسته‌ای دریافت نکردن،فروشگاه هم معمولا یکبار دیگه بسته رو ارسال می‌کنه، اون وقت بسته دوم رو پس میدان و پول کامل رو دریافت می‌کنن. نتیجه اینکه صاحب خرید به صورت مجانی‌ میشن …

من فکر می‌کنم چون درصد خیلی‌ کمی‌ این کار رو انجام میدان، فروشگاه در آخر روز ضرر نمیکنه و به کارش ادامه میده و سیاست مشتری مداری رو دنبال می‌کنه اما اگه اکثر افراد یک جامعه همیشه به این فکر باشن که چه جوری می‌تونن زرنگی کنن یا از نواقص قانونی بشترین سود رو ببرن خوب کسب و کار‌ها ضرر می‌کنن، و شاید نتونن همیشه به این فکر کنن که چه طور مشتریشون رو شاد کنن.

این که زرنگی شخصی من باعث ضرر جمعی ای می شه که جلوی زرنگی‌های آتی من رو می‌گیره چیزی است در فلسفه اخلاق که ما اکثرا ازش آگاه نیستیم. اگر یک خودرو یک سبقت بد بگیره، خب خودش جلو می افته ولی ترافیک درست می کنه. حالا اگر همه به این بی اخلاقی عمل کنن و دنبال سود شخصی خودشون باشن، کل صدمه ای جدی می‌خوره و همه ضرر می کنن (حتی کسی که سعی کرده با زرنگی جلو بزنه).

فرض کنید سه نفر لازمه یک ماشین رو هل بدن و هدفشون اینه که ماشین به تعمیرگاه برسه: یک نفر در سمت چپ، یک نفر در سمت راست و یک نفر در پشت ماشین. این سه نفر همدیگه رو نمی‌بینن و در نتیجه هل دادنشون فقط وابسته به اخلاق است. حالا اگر یک نفر هل نده و فقط ادای هل دادن در نیاره خب «به نفعش» می شه و دو نفر دیگه با تلاش بیشتر ماشین رو به مقصد می‌رسونن ولی اگر دو نفر «زرنگ باشن» و هل ندن، کلا ماشین به مقصد نمی‌رسه و همه ضرری بسیار بزرگتر می‌کنن.

یکی از مشکلات متعدد جامعه ما اینه که دینی که قرار بوده ازش اخلاق بگیریم، به دلایل بسیار در عملکرد «اخلاق سازی» اش موفق نبوده و از اونطرف اخلاق مدرن که مبتنی بر درک و شعور آدم‌ها و درک نفع جمعی و قرارداد بین انسان‌ها است اصولا تدریس نمی شه که هیچ، تحقیر هم می‌شه تا تکرار بشه که «اگر دین نباشه، همه همدیگه رو می‌خورن» و در نتیجه در جامعه ای هستیم که اطرافمون می‌بینیم. جامعه ای که توش کسی درکی از این نداره که زرنگی شخصی اش منجر به از بین رفتن خدمات مبتنی بر اعتماد می شه و هر کس هر جا هست فکر می کنه باید در لحظه حداکثر سود رو از موقعیتش ببره؛ بدون حضور ترس‌های مبتنی بر دین و بدون حضور دلگرمی‌های مبتنی بر اخلاق.


پی نوشت :

پارگراف آخر نوشته ، عجیب نیاز به فکر داره که چرا اینطور شد ، ما قرار نیست که همدیگرو قضاوت کنیم بلکه قرار بهم کمک کنیم تا جامعه ای بهتر داشته باشیم ، چرا که چه بخوایم چه نخوایم این جامعه  ماست اگر خودمون به فکرش نباشیم هیچ کسم نیست .

درگوشی

درگوشی                       درگوشی

جایی که من سه شنبه آخر هر ماه وبلاگ هایی که پیدا کردم  معرفی میکنم .
وبلاگ هایی که من اونها رو دوست دارم و بهشون سرک میکشم .

این سرک کشیدن بدم نیست . ما توی جامعه زندگی میکنیم اگر میخوایم رشد کنیم پس باید بهم کمک کنیم . رشد من درگرو رشد کل جامعست در غیر اینصورت میشه حکایت اون جمله معروف که :

برای موفقیت چنتا فاکتور مهم وجود داره :

زمان ، مکان

آدم موفق کسیه که در زمان درست و در جای درست باشه تا بتونه رشد کنه


یک گیک سرگردان نوشته های رضاست .

گیک سرگردون یکی از دوستان صمیمیمه که بعد از چند وقت دوباره شروع به نوشتن کرده. دیدگاهش توی نوشتن برام خیلی جذاب بود . برای همین تصمیم گرفتم که به شما هم معرفیش کنم . البته رضا یکم زیادی کم مینویسه که امیدوارم مشغله هاش کم بشه  و بیشتر به وب فارسی کمک کنه .

فصل لینوکس

فصل لینوکس تقریبا یکی از منابعم درباره لینوکس از وب فارسیه . در حقیقت این وبسایت من همزمان با برگزاری جشن انتشار ابونتو توی کرمان کشفش کردم . تو همین مدت کم بران تبدیل شد به یکی از منابعم .


اینکه گفتم :

وبلاگ هایی که من اونها رو دوست دارم و بهشون سرک میکشم .

لزومما به این معنی نبود که فقط مورد علاقه من باشه .درصورتی که وبسایتی دارین که دوس دارین معرفی بشه . یا پروژه ای انجام دادین و میخواین که با بقیه به اشتراک بزارین اون هارو به من از طریق جمیل hadivarposhti
معرفی کنید تا توی این بخش هر ماه معرفی بشن .


چرا درگوشی ؟

درسته که درگوشی حرف زدن خوب نیست  (:

اما معتقدیم  تبلیغی که نفر به نفر باشه موثرتر واقع میشه .