از چی به چی رسیدیم !

بعضی وقتا توی کار ، آدم دنبال یه سوژه خاص میگرده تا نیاز کاریش باهاش برطرف کنه اما خو داستان از جایی جالب میشه که موضوعی که میخوایش اصلا پیدا نمیکنی اما به یه چیزه جالب دیگه برمیخوری که به موضوع جالبی برات تبدیل میشه .
البته یکم که نه خیلی بیشتر از یکم بی ربطه این داستان به موضوع نوشتم اما خو شیرینی خاصی داره که بد نیست اینجا بیارمش ، احتمالا اگه راجع به داستان کشف فرمول ساختار بنزین شنیده باشین اینطوریه که کاشف «فریدریش آگوست ککیوله» سالها دنبال ارائه این فرمول بوده اما به نتیجه نمیرسید تا اینکه یه شب توی رویا  دید که مولکولای بنزین با حرکتی مار مانند ،حرکتی حلقوی (( بعدها اصلاح شد و تبدیل شد به  شش ضلعی )) رسم کردند و اینطوری پرده  از راز ساختار فرمول بنزین برداشته شد، گفتم که خیلی بی ربطه (:

چند روز قبل واسه یکی از پروژه هایی که داشتم دنبال یه ایده  توی اینترنت میگشتم ، (( واسه این کار دنبال یه تصویر پس زمینه که خیلیم ساده باشه و توش رنگ نارنجی استفاده شده باشه باید پیدا میکردم ))  ،که با این تصویر روبرو شدم :

bublechamber

این تصویر خیلی نظرمو به خودش جلب کرد با یه جستجوی ریز توی وب با عبارت اتاق حباب روبرو میشین ، اتاق حباب یا bubble chamber وسیله ای که با کمک اون حرکت ذرات الکتریکی درونش رو شناسایی میکنن .
دونالد آرتور گلاسر ، مخترع اتاق حباب در ۱۹۵۲ اتاقک حباب اختراع کرد و در ۱۹۶۰ برنده جایزه نوبل شد. توی اتاق حباب معمولا از هیدروژن مایع پر میشه . این اتاقک انواع مختلفی داره ینی از انواع مختلفی از مواد پر میشه برای مثال اتاقک ابر ، اتاقک سیم و اتاقک جوش هم وجود دارند که این دوتای آخری جدیدترن .

اتاقک ابر همون ایده اتاق حباب اما به جای مایع از گاز پرمیشه ، برای شناسایی در محیط های بزرگتر استفاده میشه .

نکته بامزش اینجاست که به خاطر شباهت های این موضوع با حباب های آبجو ، احتمالی وجود داره که  آبجو الهام بخش ساخت این دستگاه بوده اما سال ۲۰۰۶ دونالد آرتور گلاسر توی مصاحبه ای این داستان رو رد کرده و فقط نمومه های اولیه رو با آبجو پر میکرده .

درسته که ماجرای بنزین و داستان من تقریبا بی ربط هستن ، اما فکر اینکه همیشه چیزای جدید زمانی پیدا میشن که هیچ انتظاری نداری و یا از جایی بهت میرسن که هیچ ربطی به موضوع اصلی نداره هیجان انگیزترین قسمت توی جستجو یه موضوع به حساب میاد ، وقتی که نمیدونی چی پیش میاد اما میری جلو یه نتیجه جالب بدست میاد .

 

منابع بیشتر :

 

 

 

همه پایتون کارا !

به مناسبت پایکان ۲۰۱۶

دیدین آدم بعضی وقتا یه کاریو یبار میکنه اینقد بهش حال میده که به قولی میره تو مخش یجور حس خاصی به این قضیه پیدا میکنه ، حالا حساب کنین توی جمعی از یه دنیای بزرگتری میشنوین که تا حالا تمام اطلاعاتتون در حد صفر بوده ازش ،دوس دارین که دوبار امتحانش کنین اما خو دستو پاتونو غول چراغ جادو بسته (:
اینکه میگم غول دقیقا منظورم ماکروسافته ، بزارین واضحتر بگم توی سیستم آموزشی که من درس خوندم محصولات ماکروسافتی از اولویت ، علاقه و اهمیت خاصی برخورداره در نتیجه به خاطر جوء موجودم اساتید ما زیاد وارد بحثای جدید نمیشدن ، پس منطقی بود که کسی مثله من زیادم در جریان قصیه نباشه .
درسته که این وظیفه دانشجو که بره دنبال علم و این حرفا ، اما تا وقتی ندونه سر فصلو میخواد دنبال چی بگرده خو؟ بهرحال از جرقه اون روز گذشت تا رسیدیم به اوایل اردیبهشت ماه و رویداد پایکان ایران دوره دوم ، در طی یک تصمیم یهویی تصمیم گرفتم برم ببینم چخبره.

در اصل پایکان یه دوره همی برنامه نویسای پایتون و کسایی که به این زبان علاقه دارنه ، و اینکه چن نفر آدمه حرفه ای و این کاره میان و راجع بهش حرف میزنن.
پایکان به نوعی هم جالب بود هم نه خیلی تو ذوق میزد . میگم جالب بود ، چون ارائه های جالبی داشت بنی ببشتر ایده های جالبی گرفتم ازش «البته ارائه نچسبم توش زیاد بود ولی اینجا جاش نیس » اما عمده ترین ایرادی که میشه به پایکان گرفت اینه که کاملا بی برنامگی توش به چشم میاد اینکه شما میدونید چنتا مهمون دارین اما صندلی براش تعریف نکردین خب جالب نیس خیلی ، میدونم که پایکان چون رایگانه خب خیلی نمیشه انتظاری داشت و نمیخوام تلاش دوستامو ندید بگیرم اما میشد بهتر از این برنامه رو اجرا کرد که کسایی که اومدن خیلی اذیت نشن . امیدوارم که امسال مثل دوره قبل نباشه.
gallery-img1
حالا دیگه بریم سر قسمتای جذاب ؛ شاید بشه گفت قسمت خوشمزه توی هر دوره همی مثله پایکان خوردنیاش باشه ، از حق نگذریم بدم نبود از پذیرایی میان وعده ای تا ناهار و پذیرایی آخر.
رفتن به همچین همایشایی همیشه تجربه خوبی داره با اینکه ایراد زیادها اما اتفاقای خوبم کم نیس ، بیشتر اینکه شما جایی وارد شدین که میتونین کلی ایده جدید بدست بیارین یا با آدمایی آشنا میشین که کارای جدید کردن و برحسب اتفاق شمام به کار اونا نیاز دارین یا حتی اونا به شما نیاز دارن این فقط توی همچین دوره همیایی پیدا میشه که تو ایران از خیلیم ، خیلی کمتره.

توی پایکان ۲۰۱۵ ، مراسم با پیام خودو فن روسوم بود که درباب پایتون به کاربرای ایرانی گفته بود : شرکت کنندگان محترم
کنفرانس پایتون برای تقریبا دو دهه است که به صورت یک سنت برگزار می‌شود. هم‌زمان با رشد و بزرگتر شدن انجمن جهانی پایتون، گروه‌های محلی هم در اکثر نقاط جهان، کنفرانس پایتون خود را سازمان‌دهی می‌کنند و در این بین کنفرانس پایتون ایران به‌تازگی به این جمع اضافه شده است و من از این بابت که میتوانم خوشامد گرم و صمیمانه خود را به شما ابراز کنم واقعا خوشحالم. خوشامدی برای ورود شما به کنفرانس و همچنین انجمن جهانی پایتون.
با اینکه من نمی‌توانم شخصا در مراسم شرکت کنم، اما مطمئن هستم که همه شما از مرتبط بودن با دیگر استفاده‌کنندگان از پایتون لذت می‌برید. ارتباطی که با به اشتراک گذاشتن کارها و آموختن از همدیگر و داشتن یک زمان عالی با یکدیگر همراه هست.


شروع شد و با اهدای جوایز تموم شد.رفتن من بیشتر واسه آشنا شدن با لینوکس بود اما با تنها چیزی که آشنا نشدم همین یه قلم جنس بود (: بدم نشد لااقل شناختن آدمای جدید تجربه ای که کم پیش مباد اونم تو کاری که ما داریم .

این نوشته رو میخواستم توی سری خودمونی منو لینوکس بزارم امانشد، هرکاریش کنیی پایتون ، پاتونه (: لینوکس لینوکس ،.