تهرانگرد ، رو به رشد

18bmj0614p3rijpg

وقتی که حرف از اصلاح فرهنگ میزنیم ،  بسته به نوع طبقه بندیمون توی جامعه ، این اصلاح توی یه چیز تعریف میکنیم . اما چنتا نکته هست که تا حالا راجع بهش فکر نکردیم  : اول اینکه چرا باید اصلاح فرهنگ انجام بدیم ؟ چطور باید انجام بدیم؟ چه کسی باید این کارو انجام بده؟برای چه چیزایی باید اینکارو انجام بدیم ؟ و خیلی سوال های دیگه اما سوال اصلی اینه که چرا این کار جواب نمیده . احتمالا خیلی گیج کننده توی این چند خط توضیح دادم بزارین یکم واضح تر حرف بزنیم ، امروز توی مترو از پله برقی می رفتم بالا که با یه صحنه ای روبرو شدم ، یه پسری حدودا  بیست و چند ساله با یه تیپ و قیافه کاملا معمولی داشت تن تن از روز پله برقی میرفت بالا . احتمالا این یه صحنه آشناست برای خیلی از ماها ، جدا از درست یا غلط بودنش که تن تن رفتن روی پله برقی درسته یا نه  خیلی معمولی از کنارش رد میشیم ،اما چیزی که من دیدم اینطوری بود که این پسر داشت رد میشد ، از کنار یه آقایی که احتمالا سی و چند سالش بود که گذشت ،اون آقا جلوشو گرفت و شروع کرد راجع به اینکه نوع برخورد این آقا پسر با پله برقی درست نیست و نباید از روی پله برقی تن تن رد شد چرا که باعث از بین رفتن پله برقی میشه . این آقا پسر توی جواب مرد گفت که مفت پولایی که میگیرن و … آخره قصه اینطوری شد که مرد گفت قضیه پول نیست قضیه فرهنگ سازیه 

این فرهنگ سازیم عجب ماجرایی داره ، چرا که ما هنو نمیدونیم چیکار کنیم تا بتونیم یه فرهنگی و جا بندازیم ، اگه کسی که قرار باشه بمن تذکر بده بگه این کار و نکن بده یه آدم نظامی باشه “قطعا تکرارش میکنم چون یه نظامیه “، اگه یه آدم معمولی یه رهگذر بمن تذکر بده” قطعا میگم ولش کن بابا، واسه خودش میگه “، اگه کسی مثله بزرگتر باشه میگم  ” اون ماله این نسل نیست فکرش قدیمیه “… ، این نه به صرف من بلکه تبدیل شده به یه اپیدمی توی جامعه.

اینکه چرا مقاومت میکنیم تا یه کار خوب، یه فرهنگ درست ، یا خیلی چیزای دیگه رو قبول کنیم یه بحث طولانیه که کاره من نیست راجع بهش نظر بدم  . اما شاید این تبدیل بشه به دغدغه برای یه نفر که بتونه تغییری و شروع کنه ، تغییری برای بهبود دادن وضع زندگی .

باید قبول کنیم تا بعضی کارا خوبن اما چیکار کنیم تا جلوش مقاومت نکنیم ، سیگار کشیدن ضرر داره اما با اینکه میدونیم بازم قبول نداریم این حرف و ، آب کم داریم یا حداقل هزینه دریافتیش که دولت میگیره برای خیلیا سنگینه اما چرا به فکر درست مصرف کردنش نیستم یا خیلی چیزای دیگه که اصلا قبولشون نداریم اما حقیقتایی هستن که نمیش انکارشون کرد .
قصدم از گفتن این حرفا نصیحت کردن نیست چون خودم دوست ندارم کسی منو نصیحت کنه ، اما بیاین به این فکر کنیم که توی یه روز چند بار با کارای درست مخالفت میکنیم شاید به خاطر سبک زندگیهامونه که عوض شده ، عجول شدیم نمیدونم شاید! ، شاید به خاطر بی توجهیه ، شاید ، اما هرچی که هست خوبه که راجع بهش بیشتر فکر کنیم .این کمک میکنه که روبه رشد بیفتیم .
همه این حرفا رو گفتم که برسن اینجا امروز ۳۱ می روز جهانیه بدون دخانیات ، فکر کردن به این که این مقاومت نا به جامیتونه با کشیدن سیگار چه بلاهایی  بوجود بیاره  قطعا خیلی هارو بسمت ترک سیگار میبره ، خوبه که به اطرافمون بهتر نگاه کنیم ، روی جلد تمام پاکتای سیگار نوشته سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است .

ناخواسته ( تجربه چند ساعته کار با دبیان )

اگه نوشته های منو دنبال کرده باشین میدونین که من از نسخه ابونتو ۱۵.۴ به جرگه این تفکر و سبک زندگی جذاب اضافه شدم تا امروز که به ابونتو ۱۶.۰۴ رسیدم ابونتو تبدیل شده به سیستم عامل مورد علاقم که با هیچ مدل سیستم عاملی حاضر نیستم عوضش کنم .زندگی برای این جالبه که هیچوقت نمیشه آینده رو پیش بینی کرد که چه اتفاقی پیش میاد ، حتی برای چیزای مورد علاقه آدم ممکن اتفاقی پیش بیاد که مجبوری بیخیالش بشی .
منم خب از این قاعده مستثنی نیستم و برای منم اتفاق میفته ، چند روز پیش وقتی که پشت دستگام بودن با ارور busy box روبرو شدم که گویا این ارور به خاطر سر ریز رم اتفاق میفته ( بعدا این ارور و نحوه برطرف کردنش توضیح میدم ) تو این حالت سیستم عامل شما بعد از اینکه از محیط بوت رد میشه دیگه نمیتونه وارد سیستم عامل بشه و به یه صفحه سیاه برخورد میکیند که ارور توضیح میده .
با کلی تحقیق راه حل این ارور پیدا کردم و حلش کردم اما خب چون این این امکان وجود داشت که دوباره اتفاق بیفته تصمیم گرفتم که محض کنجکاویم شده ابونتو رو پاک کنم و به پدر بزرگوارش 🙂 دبیان ایمان بیارم .debian-1440x900با کلی صبوری  در هنگام نصب و انتخاب نوع نصب مناسب ، دبیان بوت شد و تونستم وارد محیط دسکتاپ دبیان بشم . اولش واقعا جا خوردم که چرا این هیچی نداره نه لانچر داره نه لیبره آفیس داره هیچی ، اول از همه بالا سمت چپ کلمه اکتیویتی توجهمو جلب کرد بعد دیدم نه بابا اینجا اینقدرام خشک و خالی نیست تکمیله همه چی ، بعد از کلی کیفور شدن از این بابت دیگه وقت وقته شخصی سازیه ، در نتیجه شروع کردم به نصب ابزارهای  دلخواهم  که با یه مشکل جدید روبرو شدم به نوعی غول مرحله آخر  🙂 .

حالا غول مرحله آخر چیه ، دوستانی که دبیان کارن بهتر میدونن که توی نصب دبیان بصورت دستی  نسخه های ۷ و ۸ بعضی از فریمور های دبیان نصب نمیشه از جمله فریمور wifi  ،این یعنی شما اگه نیاز به اینترنت داشته باشید حتما باید از طریق کابل به مودم وصل شید . این خودش یه مشکل بزرگه که باید حلش کرد اما چطوری ؟

یکی از راه حل هایی  که خود , ویکی دبیان میگه اینطوریه که فریمور و دانلود و بصورت دستی نصب کنید ، بعد یسری تنظیمات انجام بدید تا  وای فای فعال بشه اما من نتونستم فعالش کنم 🙁 ،جالب اینجا بود که توی فروم ها کسای دیگه ایم مثل من بودن که نتونسته بودن وای فایشون فعال کنن ، این وسط این توصیه جالب دیدم که ینفر پیشنهاد کرده بود :

اگه نشد خب ابونتو نصب کنین ، ابونتو خودش از بیس وای فایم میشناسه دیگه به مشکل نمیخورین

اینم در نوع خودش راه حلیه ، درحقیقت راه حل های دیگه ایم برای این مشکل بود اما خب دیگه 🙂 …

این جمله شد محرکی که برگردم به آرمان های سابق و ابونتو رو دوباره نصب کنم ، در حقیقت فرصت کار کردن با دبیان یکی از جذاب ترین ترجبه هام توی کار کردن با یه سیستم عامل بود درسته که خیلی وقت نشد تا بیشتر تجربش کنم اما حسی خوبی داشت گیجت نمیکرد همه چیش سره جاش بود ،اینو من با تجربه یکسال کار کردن با ابونتو میگم که برام خیلی خوب بود . اگه یبار دیگه قرار باشه سیستم عامل جدیدی نصب کنم حتما گزینه  روی میزم دبیانه .

 

جبران در کمین حادثه

این نوشته جنبه تبلیغاتی نداشته و فقط بدلیل جذابیت بصری بازنشر شده است .

بیاید به ربات ها دروغ گفتن یاد بدیم !

تصور اینکه یه ربات بخواد دروغ بگه هم عجیبه هم باورنکردنی اما واقعیتی که وجود داره اینه که این امکان وجود داره که یه ربات بتونه دروغ بگه . تعریف ما از دروغ گفتن عمدتا به دو بخش دروغ عادی و دروغ مصلحتی تقسیم میشه ، اینکه به چه دروغی بگیم مصلحتی به چه دروغی بگیم عادی بسته به تعریفی داره که هر آدمی از دروغ برای خودش داره ، اما نکته ای که وجود داره درباره ربات ها اینطوری پیش میاد که ،یه ربات قرار با کمک هوش مصنوعی رشد بکنه ، حرف زدن یاد بگیره ، درست و غلط و بتونه تشخیص بده همه اینا شما رو احتمالا یاد یه بچه میاندازه .
دقیقا ، یه ربات یه بچس که قرار از دارندش نحوه زندگی کردن و یاد بگیره ، توی فیلمی که گذاشتم ، ماجرا : اینطوریه که یه مرد که همون برنامه نویس ، با ربات
مصاحبه میکنه . اگه به سوال و جوابایی ربات و انسان نگاه کنین به نکات جالبی بر میخورین .

اینکه ربات از زیبایی مصاحبه کننده حرف میزنه با این مفهوم که ربات به واقع نمیتونه تشخیص بده که رو به روش با چه کسی داره حرف میزنه و اینکه سوالش برای این موقعیت درست نیست ، بعد از اون از مصاحبه کننده درخواست پول میکنه که این سوال توهین به شخص روبه رویی ربات به حساب میاد که ربات نتونست اینو تشخیص بده و … .

ربات ها کاملا مثله بچه هایی هستن که تازه دارن زبون باز میکنن و نیاز به مراقبت کامل و دائم دارن اما نکته ای که وجود داره اینکه که مفهون بسیاری از رفتار های انسانی پیچیده تر از این حرفاس ، یه رفتار برای انسان ها میتونه کاملا عادی باشه اما اگه قرار باشه همین رفتار و یه ربات یاد بگیره قطعا به مشکل برمیخوره ، مثلا تعارف کردن بین ما به امر کاملا مرسوم به حساب میاد اما برای ربات تمیز دادنش جز سخت ترین کارای دنیا به حساب میاد (:
این مسئله جدا از اینکه میطلبه تا برنامه نویس و مالک ربات دربارش عمیق تر فکر کنن ، مفاهیم دیگه ای که برای ما از اولویت برخورداره رو به میون میکشه که اگه دربارش فکری نشه همه رو به مشکل میندازه و این چیزی نیست که هیچ کس بخوادش .

خودمونی های من و لینوکس۲ (این قسمت : حالا چیکار کنم؟)

linux_usenet

آنچه در قسمت قبل خواندید :

من هیچ برنامه ای برای رفتن به سمینار آشنایی با لینوکس نداشتم و جادوی موز انگیزه ای شد که توجهم به دنیاهای بزرگتر هم جلب شه

راستش بعد از اون روز دیگه هیچ فکری راجع به لینوکس نداشتم تا اینکه  سال تموم شد  اگه درست یادم  باشه  ( چون ماهش و مطمئن نیستم) ، رسیدیم به  اردیبهشت و جشن انتشار اوبونتو ۱۵.۰۴ .

اون روز قرار بود دوره همی باشه از یه عالمه لینوکس باز ، علاقه مند به دنیای آزاد و کلی کارگاه و بحث آزاد که بیشتر به همین چیزا برگزار شد  ، البته مثله همه این مدل دورهمیا کلی خوراکی خوشمزه هم بود از نوشیدنی ، تا اینکه برای اول بار ،[برای من ] با دوجور ناهار پذیرایی کردن گذشت .
این وسط یه کارگاهی برگزار شد به اسم اوبونتو صفر تا صد که توسط دانیال بهزادی اجرا شد، این کارگاه برای من یکی کلی جذابیت داشت فقطم به یه دلیل برای اول بار جایی رفتم و بصورت کاملا رایگان با اصول و مبانی اولیه یه چیزی آشنا شدم بدون اینکه پولی بخوام بدم

« این بهترین قسمت دورهمی اون روز بود برای من البته در مرتبه دوم ، بنا به قانون اول هادی، همیشه آدمارو بشناس (( پس در مرتبه اول این بود که با کلی ادم باحالم  آشنا شدم ))» .

1070835083xploded
به قولی کمک های اولیه (: دانیال باعث شد که انگیزه بگیرم که لینوکس روی لپتاپم نصب کنم اما نه بصورت دوآل (( دوآل : به نصب در کنار یک سیستم عامل دیگه گفته میشه )). آخه قبلا نصب کرده بودم اما در اصل نشده بود که درست امتحانش کنم به فهمم چیه ؟ چطوری ؟ کی به کیه ؟ اما این بار دیگه واقعا میخواستم که بصورت اختصاصی نصبش کنم .

بعد از اینکه این انگیزه رو پیدا کردم که نصب کنم ، حالا استرس که بعدش نرم افزاری مختلف چه کنم رو چی کد بزنم ؟ ، اینترنت چی ؟ماشالاشون باشه پایه اصلی اینترنت ، فیلترشکن چی (:

آخرش با خودم گفتم ، خوب مرگ که نیست،حالا یبارم امتحانش ضرر نداره که ، بیا و نصبش کن ببین چی میشه (:

میدونین بدترین قسمت نصب یه سیستم عامل جدید مثل گنو لینوکس روی دستگاهتون چیه ؟ D:
اینکه که نمیدونین حالا که من اینو نصب کردم ، خب ، بعدش D:
منم واقعا به این مشکل دچار شدم اولین باری که اوبونتو روی لپتاپم نصب کردم ، این سوالو از خودم  تقریبا ۲۴ ساعت کامل داشتم میپرسیدم :
حالا چیکا کنم ؟

دوستایی که از من واردترن بهتر میدونن که مثلا برای اینکه بتونی موزیک توی لینوکس گوش کنی حتما باید بسته خاصی و نصب کنی تا بتونی از موزیکات لذت ببری ، من همچین مشکلایی  اصلا نداشتم به خاطر آموزش صفرتا صدی که دیده بودم ، اما وقتی که برای اولین بار وارد لینوکس میشین ، حسش مثله حس اون آقاهس که لباس مارک دار پوشید ازش پرسیدن ، چه حسی داری ؟ گفت حس غربت D:

شاید بشه گفت مهمترین مشکل واسه این که مردم به سمت لینوکس جذب نمیشن همینه که عادت نداریم با چیزای جدید روبرو بشیم ، این نه بده نه خوب اما چیزیه که هست .
اگه قرار باشه مردم ما با مفهوم حریم شخصی آشنا بشن نه به صرف دنیای مجازی ، حتی دنیای واقعی ، اول از همه باید یه دوره ی صفرتاصد ببینن که اول بدونین همچین چیزی هست اصولی داره بعد از اول که بنظرم مهمتره یکی باید باشه تا بعد از اینکه درگیرشدن با مسئله کنارشون باشه تا هرجا کم آوردن کمکشون کنه تا وقتی که حرفه ای بشن .

پینوشت :این قضیه توی دنیای مجازی حل شدس اما واسه اصول دیگه ای که وابستس به دنیای مجازی مثل همین حریم شخصی منبع درستی وجود نداره اینو اینجا آوردم تا بعدا بیشتر بگم ازش .