تهرانگرد (نوروزگار)

این چن وقت که در حال گذروندن آخرین روزای تعطیلات هستیم بازار چنتا چیز هست که داغ میشه ، طبق سنت هرسال یسریا میرن سفر ،یسریام تهرانن ؛تو این چن روز یکی از کارایی که جدیدن خیلی طرفدار پیدا کرده تهران گردی توی عیده .
من قبلا راجع به تهرانگردی نوشته بودم و تصمیم دارم که تهران و به سبک خودم توصیف کنم . در نتیجه این تصمیم این بار تصمیم گرفتم یه جای جدید و منحصر بفرد و براتون معرفی کنم .
یکی از سنتایی که ما داریم توی ایران در نوروز طبیعت گردیه ، اما اینروزا پیدا کردن یجای دنج اونم نزدیک محل زندگیه آدم یه حس فانی داره که
سخت میشه توزیحش داد (:
رفتن به طبیعت جزء کارای باحال توی
هرفصل به حساب میاد اما ، اگه نتونستین جای مناسبی و پیدا کنین ، یاغ های تهران میتونه گزینه های مناسبی باشن .
البته این روزا از اون باغ های قدیمی تعداد انگشت شماری مونده ؛ که یکی ازون باغ ها ، باغ نگارستان توی میدون بهارستان . photo_2016-03-29_22-56-27 باغ نگارستان یکی از کاخ های قدیمیه منصوب به دوره فتحعلی شاه قاجار که توی میدان بهارستان ، خیابان دانشسرا ، خیابان شریعتمدار رفیع قرار گرفته ؛ بماند که از قدیم این باغ دیدنی دستمایه خرابی زیادی قرار گرفته و قسمت زیادیشم تخریب شده. این روزا ،روزای اوج تماشایی بودن این باغ که بشدت توصیه میکنم برین و حتما ببینین که میگن شنیدن کی بود مانند دیدن . یکی مزیتای این جور باغا شاید این باشه که یجایی برای نشستن و چیزی خوردن پیدا میشه ، کافه طهرون جایی که میتونین خستگی باغ گردی و با نوشیدن یه فنجون چایی بدر کنن،اخه چایی تنها نوشیدنیه که سرد و گرمش باهم میچسبه «فقط یادتون نره که واسه این روزا حتما از قبل میز رزرو کنین
تا به مشکلی برنخورین (: ».

قیمت ورودیه باغ ۲۰۰۰ تومنه که نمیشه گفت اما نسبتا معقوله ، در ضمن بعد از لذت بردن از یه باغ سر سبز بازار ادوات موسیقی مخصوصا از توع سنتی دیدنش خالی از لطف نیس .
بهارستان برخلاف کاربری امروزیش هنوزم جاذبه های خاصی داره که شاید کمتر جایی مثله اونو بشه پیدا کرد .
اگه باخوندن این نوشته تصمیم گرفتین که یه سری به
این باغ دیدنی بزنین از اینجا میتونین اطلاعات تکمیل تری بدست بیارین.

پی نوشت : عکاس این تصویر فاطمه عباسی

اخطار ! به تقاطع نزدیک میشویم !

tumblr_m6evgiY6bT1ropiyw
یکی از مفاهیمی که احتمالا این روزا ازش شنیدین و یا شاید دورادور باهاش آشنایی داشته باشین ، مفهومی به اسم سینگولاریتی.
به زبان ساده سینگولاریتی یک زمان است، زمانی که ما دیگر قابل به پیشگویی روند دنیا نخواهیم بود. زمانی که هوش ماشین از هوش انسان پیشی خواهد گرفت.

تا اینجا این یه تعریف ساده از سینگولاریتی بود اما اگه بخوایم یکم راحتتر ازش حرف بزنیم ، وقتی که مایا ها حرف از پایان دنیا میزدن در ۲۰۱۲ این بود که از یه تاریخی به بعد و نتونسته بودن پیش بینی کنن در نتیجه گفته بودن که دنیا تموم میشه.

پیش بینی جدا از تعریفی که به شکل عامیانه مرسومه به این معنی که : پیش‌بینی، فرآیند برآورد موقعیت‌های ناشناخته‌است. یک پیش بینی یک پیش گویی در مورد رویدادهای آینده در اختیارمی گذارد و می‌تواند تجارب گذشته را به پیش‌بینی حوادث آینده بدل سازد.
پیش‌بینی در مورد اتفاقاتی که ممکنه در آینده بیفته صحبت می کنه. بیشتر پیش‌بینی‌ها بر مبنای تجربیات یا دانسته‌ها هستند. بین پیش‌بینی و پیش گویی تفاوت هایی وجود داره. پیش‌بینی بیان اتفاقاتی که انتظار می ره اتفاق بیفتن، اما پیش گویی محدوده وسیع تری را شامل می‌شه و ممکنه به مواردی اشاره کنه که مورد انتظار نیستن. تضمینی برای درست بودن پیش بینی‌ها وجود نداره اما پیش بینی امری بسیار مهم در برنامه ریزیه.

اما سینگولاریتی مفهومی  فرای تعریف پیش بینی و پیش گوییه ، اساس سینگولاریتی بر اساس آینده پژوهیه .
آینده پژوهی شامل مجموعهٔ تلاش‌هایی است که با جستجوی منابع، الگوها، و عوامل تغییر یا ثبات، به تجسّم آینده‌های بالقوّه و برنامه‌ریزی برای آنها می‌پردازد. آینده‌پژوهی بازتاب دهندهٔ چگونگی زایش واقعیّت فردا از دل تغییر (یا ثبات) «امروز»، است.

سینگولاریتی ینی زمانی که هوش ماشینی از هوش انسانی جلوتر میفته و میتونه اونو شکست بده . تو این زمان هوش انسانی با هوش ماشینی در تقاطع با هم قرار میگیرن و در این نبرد هوش ماشینی به هوش انسانی پیروز میشه.
امروز ، وقتی حرف از سینگولاریتی میشه ما ایده ای از اینکه قرار چه اتفاقی بیفته نداریم ینی آینده پژوهشایی مثله ریموند کورزویل که خودش این مفهوم و بست و گسترش داده میگه که بعد از سینگولاریتی و نمیشه پیش بینی کرد .
اما میشه از اتفاقاتی ک قبل از وقوع سینگولاریتی پیش میاد حرف زد ، کاری که هالیوود به خوبی داره انجام میده .
اگه نگاهی به سه گانه جنگ ستارگان بندازیم ، میبینیم که تا حالا تمام یا حداقل بیشتر بیش بینیای جورج لوکاس  تبدیل به حقیقت شده .
اما چیزی که هالیوود داره نشون میده همیشه خوب نیس ، هالیوود  سعی میکنه که به خاطره هیجان و فروش بیشتر اغراق زیادی  توی نشون دادن آینده داشته باشه ، اما چیزی که هست اینه که برخلاف باور عمومی اینکه تمام اونچیزایی که تو فیلما نشون میدن بد که نیستن حتی پتانسیل بهتر کردن زندگی بشریت و دارن . وبسایت اینورس در نوشته ای ماه قبل توی وبسایتش قرار داد راجع به این موضوع مطلبی و قرار داده که قسمتی از اونو ترجمش کردم و اینجا قرار میدم.

  • ارتش ربات ها انسانی تر میشوند

اول از همه ، ارتش ربات ها که اتلس نامیده میشن ،بر روی تمام بدن مکانیکیشون به پوست مجهز میشن .وزن ارتش اتلس ها در حدود ۱۸۰ پوند و قدشون کمتر از ۶ پا ، و توسط دارپا تولید میشن (البته تولیدات اولیه توسط دارپا حمایت و تولید میشدن ).این ربات ها برای واکنش های اضطراری درنظرگرفته شدن. درمقاله اخیر مجله ساینتیسمهندسین دانشگاه کورنل و محققان ایتالیایی موسسه تکنولوژی آنویلد در جدیدترین اختراعشون “پوست رباتیک ” ، که دارای قابلیت هایی مثله کشش ،درخشندگی ، و تغییر رنگه رو معرفی کردن .این قابلیت های جدید براساس ویژگی های موجود که در طبعیت یافت میشن میتونن به ارتش اتلس ها ویژگی های انسانی تر و یا وحشتناکی بدن .
robot-skingif
با توجه به ویژگی هایتکنولوژی دفاعی این پوست جدید نه تنها احساس فشار رو برای ربات ها فراهم میکنه بلکه به اونها احساس لامسه هم میده .این پوست توانایی های یه سوسمار کوچک و مثله قابلیت ترکیب شدن با طبعیت و برای ربات ها به وجود میاره .
بوستون داینامیک کمپانی حامی اتلس (این شرکت توسط گوگل خریداری شده است) ، اخیرا ویدیو منتشر کردهکه در اون ربات با استفاده از چوب هاکی ضربه هایی میزدن ، یابه جعبه هایی از پیش مشخص در زوایای مختلف مشت میزدن که در هر مورد ربات قادر به پاسخگویی بودن و وظیفشو بصورت کامل انجام میدادن.

مطمئنا وقتی که این ربات ها قادر به راهپیمایی بر رور برف هستن البته یکم مثله راه رفتن آدمی بعد از خوردن یه عالمه از سم آدامزه (: اما در بعضی از موقعیت ها بیشتر انسان گونه عمل میکنن.
کن گولدبرگدانشمند رباتیک در دانشگاه یوسی برکلی میگه که تماشای اتلس ها حسی از خشونت و اضطراب و منتقل میکنه ،”منظورم اینه که همه ما واکنش یکسانی داریم دربارش وقتی که تحت فشار قرار میگیره : ما انتظار داریم که اون برگرده و خودشو از دست اون مرد نجات بده.”

چیزی که شما درباره دانشمندان رباتیک میتونین بگین اینه که همه اونها حس شوخ طبعی دارن 

  • الکترودهای زندگی

اما گزینه بعدی چیزی هیجان انگیزه و امکان بدست اومدنش خیلی دور نیست.در اوایل این ماه دارپا جایزه ۴۲۴،۰۰۰ دلاری به به دانشگاه والس جنوبی برای تحقیق درباره مفهومی که زندگی بیوالکترونیک نامیده میشه  اهدا کرد.دکتر رایلی گرین (از همین دانشگاه) در مصاحبه ای با نیومدیکال در سال ۲۰۱۳ توضیح داد که ، وضعیت کنونی ابزارهای مصنوعی کاستی هایی دارن اما همین الکترودها میتونن همه بازی تغییر بدن.”ابزارهای مصنوعی ایمپلنت هایی هستند که جایگزین عملکرد بیولوژیک اعضایی میشن که بعلت مشکلات عصبی آسیب دیده اند .”ضربان ساز قلب شناخته شده ترین امپلنت موجود است. ابزار مصنوعی دیگری که بسیار قابل توجه است ، کاشت حلزونی ، برای کمک به شنوایی بیماران که اولین مورد اون در ۱۹۷۲ بصورت تجاری وارد بازار شد.دکتر گرین اضافه کرد که هم اکنون چشم های مصنوعی توسط چندین گروه در سراسر جهان بطور موازی در حال توسعه اند تا یک دستگاه مناسب برای کمک کردن به برطرف نمودن نقص بینایی است به بیماران ارائه بشه.

29cbcdae652f
دکتر گرین در ادامه اضافه کرد که بیشتر مدل های ما امروزه از الکترودهای فلزی برای شبیه سازی های عصبی استفاده میکنن، که در طول زمان دچار مشکل میشن.این به ویژه برای کودکانی که نیازمند این ایمپلنت ها هستند بسیار نگران کنندس . در طول چند سال گذشته ، دکنر گرین برروی مهندسی بافت به نام “پل” برای تفکیک این ابزار با سایر اعضای بدن کار پژوهش میکرده .این چیزی هیجان انگیز وممکن برای بیماران که میتوانند بهبود وضعیت بینایی و شنوایی خود را در طی نتایج این پژوهش ها مشاهده کنن.

  • ما کاری را که هوش مصنوعی انجام میدهد متوجه نمیشویم

در پایان یک یادداشت عجیب غریب (: سیگنال هایی از نابودگر بشریت هم در راهن ، گوگل کاملا متوجه نوع عملکرد الگوریتم جدید موتور جستجوش به اسم رنک بریین نمیشود.

پل ها’ار یکی از مهندسین ارشد گوگل که برروی رنک بریین و نحوه عملکردش پژوهش میکند ، درکنفراس بازاریابی اخیر در این ماه گفت :ما دقیقا هوش مصنوعی رنک برین را درک نمیکنیم
اگه با رنک بریین زیاد آشنا نیستین ، رنک بریین اسمی که گوگل برای سیستم هوش مصنوعی یادگیری ماشین که برای کمک به پردازش نتایج جستجوی خود استفاده میکنه .با توجه به سرچ اینجین لند ، جملاتی که برای رنک بریین ناآشنا باشند باکلمات و جملات هم معنی پوشش میده و در نتایجش اونا رو فیلتر کرده به نمایش میزاره. سِم راش وبسایتی که درباره تغییرات موتوهای جستجو مینویسه ، این کار دقت و بهره وری گوگل رو برای نمایش جستجوهای جدید افزایش میده.
screen-shot-2016-03-19-at-151115png
و یادگیری ماشین به معنای اینه که ماشین توانای یادگیری چیزهای نه فقط جدید بلکه یادگیری از داشته های قبلی خودش هم داره .
تقابل هوش انسانی با هوش ماشین در نوع خودش هم هیجان انگیز و هم ترسناک میتونه باشه . تصور اینکه روزی ساخته دست بشر بتونه از سازندش جلوتر بزنه خوبه برای این که میتونه بازوی محکمی برای انجام دادن کارایی که ما درش محدودیت داریم باشه اما اگه قرار باشه مخلوقات ما مارو کنترل کنن این اصلا خوب نیس.

اما اگه دوس داشته باشین راجع به آینده پژوهشی  بیشتر بدونین وبسایت آینده پژوهی میتونه جای خوبی برای شروع کار باشه،اما یاداشت های یک آینده پژوه جایی که مفاهیم و مبانی این علم و براتون به ساده ترین شکل میگه من بشخصه اطلاعات زیادی ازش گرفتم.اما اگه اهل نگارش علمی تر باشین ژورنال آینده پژوهی مطالب جالبی قرار داده اما متاسفانه آخرین مطلبش ماله سه سال پیشه که امیدوارم دوباره راه اندازی شه.و در باب سینگولاریتی یکی از بهترین وبسایتای ممکن وبسایت حسن حکمی که سنگ تموم گذاشته درباره ی سینگولاریتی اونجا مطالب کامل و جامعی پیدا میکنین.

۲۱ مارس روز جهانی شعر

poetry-letters
اولین روز بهار به تقویم میلادی برابر ۲۱ مارس که یونسکو از سال ۱۹۹۹ این روز و بعنوان روز جهانی شعر نامگذاری کرده .
توی وبسایت یونسکو در رابطه با شعر نوشته شده :

  • شعر تاکید مجدد بر انسانیت ماست که از طریق آشکار ساختن پرسش ها و احساسات مشترک برای همه مردم در هر جایی از جهان به اشتراک گذاشته میشود.
  • این روز در سراسر جهان بسته به کشورای مختلف تو تاریخ های مختلفی گرفته میشه برای مثال توی امریکا و کانادا ماه آپریل بعنوان ماه ملی شعر نامگذاری شده یا در انگلستان ۵ اکتبر به نام روز شعر جشن گرفته میشه .
    در اصل روز جهانی همین ۵ اکتبر بوده تا قبل از قرن ۲۰ اما از سالهای آخر سده ۲۰ میلادی ۱۵ اکتبر زادروز ویرجیل ادیب رومی به اسم روز شعر جشن گرفته میشده تا اینکه در ۳۰ جلسه یونسکو که در پاریس برگزار شد در ۱۹۹۹ اولین روز بهار ۲۱ مارس به نام روز جهانی شعر نامگذاری شد.
    یونسکو در تقویم جهانی برای امروز نوشته ، در جشن ۲۱ مارس یونسکو توانایی منحصر به فرد از شعر را به تصرف روح خلاق از ذهن انسان به رسمیت می شناسد.

    این ماجرا زمانی جذاب میشه که بعضی از کافه ها در ازای هزینه یک فنجون قهوه فردعلا با دادن یه برگه و کاغذ از مشتریانشون خواستن که یه بیت شعر بنویسن و به این شکل به استقبال امروز رفتن ، البته اگه دوست دارین که یه فنجون قهوه رو امتحان کنین و احتمالا کلی شعرم حفظ هستین باید یه سفر به خارج از کشور برین چون من جایی پیدا نکردم توی ایران که این اتفاق افتاده باشه .

    اما ایرنا بوکووا ، مدیر کل یونسکو در این باره میگه :

    “با ادای احترام به زنان و مردانی که تنها ابزار آزادی بیان برایشان تصور است ،یونسکو شعر را بعنوان نمادی از خلاقیت روح انسانی به رسمیت میشناسد. با دادن فرم و کلمات به آنچه که هیچ نیست – مانند زیبایی ژرف که مارا احاطه کرده است در جهانی پر از درد و رنج و بدبختی-شعر منجر به گسترش انسانیت ، افزایش قدرت ، همبستگی خود را و خود آگاهی میشود .”
    اما اگر توی اینترنت یه جستحوی ریز انجام بدین به مطالب جالبی بر میخورین مثلا : وبسایت international business times برای روز جهانی شعر مجموعه از معروف ترین جملات شاعران بزرگ در طول اعصار مختلف رو به اشتراک گذاشته ، و یا وبسایت culture24 ۱۰ تا از مهمترین رویدادهای امروز رو معرفی کرده و بهتر از این دوتا برای علاقه مندا به شعر گفتن وبسایت forward arts foundation میتونه کمک خوبی باشه ((البته بیشتر به آموزش شعر غربی تا شعر شرقی (: ))

    با تمام این مسائل قبول دارم که تو ایران کارهای خوب زیادی در رابطه با شعر افتاده اما ما هم در بحث آموزش و هم بحث فرهنگ سازی که نسل امروز علاقه بیشتری نشون بده تو این ضمینه مشکل زیادی داریم حتی در بعضی موارد با اینکه سابقه زیادی در ادبیات داریم اما از اروپا عقبتریم که این نیاز به کار فوق العاده زیادی داره که امیدوارم یه روزی یه نفر به این قضیه اهمیت بده تا مردم رو به مطالعه بیشتر تشویق شن

    زمستون

    توی آخرین روزای زمستون به یاد عبور از تمام اوقات خوب و بد ، به یاد تمام خوشیا و تمام غما به یاد تمام بودنا و دیگه نبودناو به نام تولد .

    چند روز قبل که از موسیقی گفتم فکر
    نمیکردم که دوباره بخوام ازش بگم در
    اصل شاید بخاطر خاصیت این روزاس که
    این فکرو انداخت بسرم ، در هر حال
    این بارم تصمیم گرفتم که بگم اما با Afshin Moghadam [ghadimusic]
    یکم تفاوت “افشین مقدم” خواننده ای
    از قبل از انقلاب ، صدایی که در اوج
    از دست رفت ، ترانه زمستون از آلبوم
    زمستون ، پرفروش ترین آلبوم افشین
    مقدم انتخاب کردم ترانه ی این اثر
    و سعید دبیری گفته و در استدیو بل
    هم ضبط شده .
    آثار افشین بعد از انقلاب و عبور از
    پالایش صدای وزارت ارشاد توسط شرکت
    پیام کاست دوباره منتشر شد.
    افشین در ۱ امرداد ۵۵ از بین ما رفت ، اما یادش همیشه زندس .
    مثه روال همیشه : متن ترانه ی زمستون :
    ♫♫ زمستون
    تن عریون باغچه چون بیابون
    درختا با پاهای برهنه زیر بارون
    نمیدونی تو که عاشق نبودی
    چه سخته مرگ گل برای گلدون
    گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
    واسه هم قصه گفتن عاشقانه
    چه تلخه
    چه تلخه
    باید تنها بمونه قلب گلدون
    مثل من که بی تو
    نشستم زیر بارون زمستون
    زمستون
    برای تو قشنگه پشت شیشه
    بهاره زمستونها برای تو همیشه
    تو مثل من زمستونی نداری
    که باشه لحظه چشم انتظاری
    گلدون خالی ندیدی
    نشسته زیر بارون
    گلای کاغذی داری تو گلدون
    تو عاشق نبودی
    ببینی تلخه روزهای جدایی
    چه سخته
    چه سخته
    و اینجام میتونید این اثر و پیدا کنید .

    خودمونی های من و لینوکس۱ “این قسمت: جادوی موز (: “

    linux-ubuntu-wallpapers-4-626x380
    اینکه چیشد من لینوکسی شدم خودش ماجرای عجیبیه ،این رویداد،بسیار مهم به وقتی بر میگرده که خیلی دورم نیس حدود یک تا دو سال پیش ‎:)‎ بزارین یه اعترافی کنم تا قبل از اون روز واقعا از لینوکس خوشم نمیومد و بشخصه طرفدار ماکروسافت و ویندوزی بودم .
    کلا به فکره این بودم که یطوری جذب ماکروسافت شم ،حتی توفکرام کلی ایده هم برای توسعه ویندوز داشتم ‎:|‎ این موضوع برمیگشت به چنتا مطلب ،

    • یکی اینکه خو من اصلا دیدی از لینوکس و دنیای نرم افزار آزاد نداشتم ، راستش اصن نمیدونستم چیه ؟چیزی که الانم جاش واقعا حس میشه
    • دوم اینکه خب نمیشه از جذابیتای زندگی مرد شماره یکه دنیای ثروت و نادیده گرفت اونم تو کشوری که واسه هیچ کسی کار درست مناسب علاقش یا نیست یا امکانش نیست که واردش بشه

    ماجرا از جایی شروع میشد که توی دانشکده ی ما یه انجمن نصفه و نیمه کامپیوتر بود که هر چند وقت یبار یه حرکتایی میکرد که نشون بده نه هنوزم زندس (:
    تو یکی از همین شنبه های معروف (: من کلاس داشتم اتفاقا درس شیرین فیزیک ۲ هم بود ، درست یادم نیس که چیشد کلاس تشکیل نشد اما خو به هر دلیلیم که بود من نرفتم .
    یه حدوده یه هفته ای بود که یه بنر بزرگ زده شده یود دمه در ساختمون دانشکده که آقا جماعت بدونین رویداد آشنایی با نرم افزار آزاد قراره برگزار شه ، تا اینجا رو داشته باشین ، توی دانشکده ی ما اینطوری بود که توی روز ۴ تا کلاس برگزار میشد ینی یه دانشجو در بهترین حالت انتخاب واحد توی روز میتونس ۴ تا درس برداره ، اونوقت هر کلاس حدود ۲ ساعت میشد کسی که ۴تا درس داشت از ۸ صبح تا ۱۰ کلاس اولش بود ، از ۱۰ تا ۱۲ کلاس دوم ۱۲ تا ۲ وقت آنتراک برای کل دانشگاه (: و از ۲ تا ۴ کلاس سومش بود و از ۴ تا ۶ کلاس چهارمو آخرش برگزار میشد ، حالا حساب کنین ۲ ساعت بیکاری واقعا چیزه عذاب آوری میتونه باشه .
    شمام اگه جایی که من بودمو میدیدین تقریبا با من هم عقیده میشدین (:

    خلاصه گفتم چیکا کنم چیکا نکنم (:
    بریم این همایش تقریبانم این اولین و آخرین همایشی بود که من توی دانشگام رفتم بیشترم میدونین دانشگاه ها ما برای هر همایشی که باشه پذیرایی که میکنه یه ظرفه که توش یه موز یه پرتغال یا نارنگی و یه آبمیوه با یدونه شیرینی که اونم به دیوار بزنی دیوار خورد میشه ، آقا این موزی که میدن انصافا موز ، به هوای موزه دیگه رفتم تو نشستم .
    میدونین تو اکثر این همایشای اینطوری تقریبا چیزی که تو همشون مشترکه اینه که خیلی حوصله سر برن ولی خو از بیکاری که بهترن ، منم دیگه موزه چشمو گرفته بود رفتم تو که موز بگیرم حالا از بد یا خوب شانس اتفاقا اونروز اصن پذیرایم نکردن (:
    من که رفتم تو هنو مراسم شروع نشده بود ، بعد اینکه مراسم شروع شد حالا من اون مقداته همیشگی و فاکتور میگیرم ، اما خو همین قدر بگم که شما حساب کنین وسط سرود ملی یهو آهنگ فک میکنم بابک جهانبخش بود که پخش شد ، خیلی شادمون کردن ؛ حالا بماند دیگه چی شد ، اما اونجا بود که من با سه نفر از بهترینا آشنا شدم ، اون روز جادی ، ایریکس ، و دانیال بهزادی اومده بودن داشکده که برای بچه ها از دنیای نرم افزار آزاد حرف بزنن .

    اول که مجریه برنامه رفت روی صحنه ، {همین رئیس انجمن یکی از بهترین دوستانم که آشنایم با دنیای نرم افزار آزاد و مدیون اونم به خاطز همین برنامه } شروع کرد که اره به نام خدا و فلان و فلان و فلان ، دعوت میکنم از دانیال بهزادی که بیاد روی صحنه ، دانیال با تشویق رفت روی صحنه ؛ انصافام فکر نمیکردم چیزه باحالی بخواد بگه ، اما دانیال با این شروع کرد که نرم افزار آزاد چیه ، حقیقتشم انقده بالا پایین میپرید انرژی زیادی مصرف کرد همین انرژی برام جذاب کرد ماجرارو که بشینم ببینم قضیه از چه قراره .
    بعد دانیال جادی با دعوت دانیال رفت روی صحنه .
    جادی از جذابیتای دنیای آزاد گفت ، از ماجرای لینوس ترواردز و شرکت انودیا و قسمتای باحال گفت از تفاوت لینوکس با ویندوز ، خلاصه که قسمت فان داستان با جادی بود که از حق نگذریم خیلیم خوب بود و دسته ی آخرم جادی ایریکس و به صحنه دعوت کرد.

    ایریکس از مهمترین قسمت گفت : چطوری پول در بیاریم ، تا بقول پسر خوبه فتوسنتزی زندگی نکنیم گفت ، گفت و این برام جذاب بود که تقریبا اکثر توسعه دهنده های دنیای آزاد همه پول در میارن برای اینکار .

    اینکه آدم با کسای جدید آشنا بشه ؛ با دنیا های جدید آشنا شه همیشه لازمش رفتن و مهاجرت نیست یه وقتایی آدما سرنوشت و علایقشون از جاها و به دلایلی عوض مبشه که خودشونم انتظارشو اصلا ندارن ، تغییر اصلا چیزه بدی نیست مخصوصا که این تغییر دنیا های بزرگتر و به آدم نشون بده .

    خلاصه که روز جالبی بود ازون روزا بود که شبش واقعا راضی بودم از اینکه رفتم جایو یه چیزی بدست آوردم، حس میکردم که وقتم تلف نشده ، اون روز دیده جدیدی از سیستم عامل بدست آوردم البته بگم که بازم اون روز ویندوزمو عوض نکردم اما این باعث روشن شدن فیتیله ای شد که بعدها منو به شعار change we need کشوند .