میتوان فراموش کرد

همیشه فیلمایی که دیده بودم راجع به جنگ جهانی دوم اینطوری بود که از بیرون واقعیت جنگ و نشون میداد توش بسته به کشور سازنده فیلم نیروهای خودشو مدافع اما نیروهای آلمان هیتلری متخاصم ، وحشی و با خیلی ویژگی های عجیب و غریب دبگه نشون میداد .
خب من اصلا قصدم این نیس که از هیتلر و نیروهاش دفاع کنم اما همیشه برام جالب بود که آلمان درگیره جنگ و از داخل ببینم ، که خود مردم آلمان یا بقولی رایش خودشون درباره جنگ چی فکر میکنن .
1234

اینبار تصمیم گرفتم از کتابی بگم که موضوعش برام جذاب بود ینی در اصل این کتاب یه اتوبیوگرافیه که تصویره خوبی از آلمان نازی نشون میده ،هرچند که اسمش اصلا جذابیتی نداره میتوان فراموش کرداما خوندش لذته خاصی برام داشت .نویسنده:هانس یواخیم ولفانگ کخ توی بچگی عضو سازمان جوانان هیتلری شده ، داستان و در دوسطح روایت میکنه ؛ اینکه آلمان هیتلری چطوری اوج گرفت و بعد بسمت نابودی رفت واین­که چطور نوجوونایی مثل اون همه امیدهاشون رو واهی دیدن.
داستان کخ از ۱۹۴۵ شروع میشه؛ بعد از فصل اول، اون از نه سالگی­ اش شروع می­ کنه و پیوستن­ش به سازمان جوانان هیتلری در ۱۹۴۱. از سال ۱۹۴۲، بزرگترین حادثه زندگی­ش ینی ملاقاتش با «پیشوا» را روایت می­ کنه. در سال ۱۹۴۳، با این­که بیشتر از ۱۲ سال نداشته کمک خدمه یه آتش­بار ضدهوایی می­ شه و در این فصل، داستان حمله هوایی متفقین به شهرش را تعریف می ­کنه. سال 1944 دیگه یک سرباز به تمام معنا و تو این طولانی ­ترین فصل کتاب، میگه که چطور به خط مقدم جبهه کشیده شده و فجایع جنگ را با چشماش دیده.

آخرین فصل دوباره روایت آلمان ۱۹۴۵ است و خفتی که مردم از حاکمیت سربازای بیگانه، از گدایی مواد غذایی، اسارت ژنرال هایشون و … می ­کشن.

کخ این داستان را سال­ ها بعد از جنگ تعریف کرده اما تونسته حس کودکی رو که در مواجهه با حوادث بزرگ، بزرگ شده رو به خونندش منتقل کنه. در فصل طولانی ۱۹۴۴، علاوه براینکه هنوز به پیروزی آلمان امید داره یا آرزوی آن رو داره، اضمحلال روحیه سربازها، ناامید شدن مردم، سردرگمی فرماندها و نشونه ­های نخست شکست را حس می کنه و حس خودشو را بانثری نه­ چندون کودکانه بازتاب بیان میکنه.

رمان کخ از این جهت مهمه که تصویری از درون جبهه آلمان ارائه می­ کنه که غرور پیروزی یا بی­ اطلاعی آن را به انحراف نکشیده. همین تصویر درونی شاید دلایل خودکشی پیشوا رو هم توضیح بده.

اما درباره کتاب :

هانس یواخیم ولفانگ کخ متولد سال ۱۹۳۳ و کتابش در سال ۱۹۶۰ منتشر شده . بر اساس اطلاعاتی که در فیپا آمده ، احتمالا کتاب از متن انگلیسی ترجمه شده است. کتاب اولین بار با همین ترجمه تو سال ۱۳۷۱ منتشر شده و در اردیبهشت ۸۸ برای بار دوم تجدید چاپ شده. ترجمه ی کتاب کاملا روون و جذابه.

نویسنده: هانس ولفگانگ کخ

مترجم: پریچهر معتمدگرجی

انتشارات :مروارید

قیمت: ۲۳۶ صفحه ۱۰،۰۰۰ تومان

به اشتراک بگذارید :[feather_share]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *